دانشسرا

مقالات و تحقیقات و اشعار شخصی و نکات جالب
 
نیما یوشیج
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

نیما آغازگر تحول در شعر فارسی

         درخت شعر فارسی ریشه در ادبیات باستان دارد از دوره فارسی باستان با اوستای موزون آغاز تا دوره فارسی میانه و درخت آسوریک به زبان پهلوی و دوره فارسی جدید با ادبیات حماسی شاهنامه فردوسی و سرانجام شعر نو نوآوری و نو اندیشی به دست نیما و سپس تا امروز ادامه داشته است .

         نیما در روستای کوچک یوش در خانه ای گلی در میان انبوهی از درختان و فضایی طبیعی در سال 1274 ه . ش چشم به جهان گشود محیط زندگی وی نقش و تاثیر بسزایی در آفرینش آثار نو و پُـر جاذبه او داشت ، اگرچه شعر نیما همانند شعر دیگر شاعران بوده است اما چون منبعث از محیط اجتماعی و روح و احساس طبیعت دوست اوست بسیار لذت بخش و خیال انگیز و تاثیر گذار است .

         نزدیک به نود سال از تاریخ نخستین سروده متفاوت نیما به نام " افسانه " که شعری موزون اما فارغ از قالب های سنتی بود و به عنوان سبکی ابتکاری و نوآورانه بعد ها مورد توجه و کاربرد توسط بهار ، ایرج میرزا و شهریار شاعران مشهور آن روزگار  قرار گرفت ، می گذرد . اگر امروز نیما را آغازگر تحول در شعر فارسی می دانیم به معنی آن نیست که قبل از نیما شعر فارستی ایستا بوده و تغییر نیافته است ، شعر در طول تاریخ از جهت شکل و قالب و محتوا تغییرات محسوسی داشته و تغییرات زیاد از نظر محتوا و تفکر و ادراک در شعر به هنگام نیاز را در ایجاد سبک هایی چون خراسانی ، عراقی ، هندی ، بازگشت و دوره مشروطه می توان دخیل دانست که وجود این سبک ها شاهدی بر این تغییرات است .

         یقینا ً راز دلپذیری و زیبایی شعر فارسی به دلیل این تنوع و گوناگونی تعبیرات و تحولات که سر چشمه از شرایط حاکم بر محیط شاعر و حوادث و رخداد های تاریخی در زمان های مختلف می گیرد ،  است . پیوسته شاعران کوشیده اند که با دقت و ظرافت نوآوری ها و تغییراتی در مضامین را برای اشعار خود با توجه به محیط اجتماعی خود بیافرینند اما این تغییرات به صورتی نبوده که تغییر بنیادی و اساسی بر پیکر عظیم شعر سنتی باشد .

         نیما و نوگرایان دیگر هیچگاه بر سر آن نبودند که افتخارات گذشته ادبی که گنجینه ای گرانبها است را فراموش کرده و یا کنار بگذارند ، بلکه معتقد بودند که با افزودن آثار نومی توان ارزش میراث کهن را حفظ نمود .

         نیما نیز به یکباره دست به تغییر شعر سنتی نزد ، در آغاز شعر او متاثر از شعر دوره مشروطه بود ، وی در قالب های مستزاد ، چهارپاره ، رباعی و قطعه موضوعات و مسایل اجتماعی مردم محروم و متوسط و عقاید سیاسی - اجتماعی تا عشق و عواطف و احساسات را بیان کرد .

         نیما می گفت : فضای زندگی و شکل جامعه تغییر کرده است ، شعر نیز باید همپای دیگر تغییرات پیش برود و افکار و اندیش و عواطف و احساسات امروزین را در قالب های متناسب و نو بریزد ، نه آن که قالب های کهن و متعلق به زمان گذشته را ظرف دیدگاه های اجتماعی نو امروز نمود .

         نیما می گفت : شعر من نخست به سبک خراسانی بود که همه چیز در آن یک جور و بطور کلی دور از واقعیت و کمتر مربوط به خصایص فکری و زندگی شخصی بود .

         نیما می گفت : هزار سال یکسان فکر کردن و حس کردن و حرف زدن تحقیری است که به روح خود وارد می آوریم .

         " قصه رنگ پریده " نخستین شعر متفاوت نیما از لحاظ شیوه و سبک سنتی بوده و گرایش به نوآوری در آن به صورت کم رنگ نمایان است .

         " افسانه " نیما شعری متفاوت است و همین شعر است که او را از گمنامی بیرون آورد و بتدریج نام او را در محافل ادبی و انجمن ها بر سر زبان ها انداخت و موجب شد تا بسیاری از شاعران جوان آن روزگار از سبک و شیوه او پیروی کنند .

         تحصیلات او در سن لویی و فراگیری زبان فرانسه ، او را با ادبیات جهان آشنا کرد ، او پس از مدتی شعر " ققنوس " را سرود و بعد از آن به طور رسمی شعر نو نیمایی رسمیت خود را اعلام کرد و بدین طریق نیما تحول اساسی در شکل و محتوا را در شعر فارسی به وجود آورد و شعری خارج از حیطه تعریف شده مرسوم و به دور از تقلید را آگاهانه و صادقانه به ادبیات فارسی تقدیم نمود .

         نخستین ویژگی بارز شعر نیمایی شامل صمیمیت در بیان است که با ادراکات و تجربیات شخصی او در شعرش عجین است او در شعرش توصیف طبیعت را به زبان مردم روستایی می کند نه فرهنگ های مرسوم !

         ویژگی دیگرش طبیعت ستایی است ، طبیعتی راستین ، واقعی و بی آرایش نه تقلیدی ! زبان شعرش وحشی است و با طبیعت وحشی همساز است !

         به گفته نیما :

         شعرش " افسانه " یک شیوه مکالمه طبیعی و آزاد دارد

         غـزلی است طولانی تر از غـزل قدما ، اما به سبکی یگانه برای رسا ساختن کلام

         نمایشی است اختصاصی همانند یک تئاتر که می توان شخصیت ها را در داستان آزادانه به صحبت درآورد .

         ساختمان شعر ش کمی آزادتر و رهاتر از قالب مثنوی است و در آن فکر حرکتی آزادنه دارد .

         گنجایش این ساختمان شعری آنقدر زیاد است که می توان مطالب زیادی را در آن جای داد ، شاعر آزاد است در یک مصرع یک یا چند کلمه یا جمله ای بیاورد ، هر جا خواست جمله خود را تمام کند .

         در حقیقت اشخاص در این ساختمان صحبت می کنند نه تکلفات شعری چون اشعار قدما ، شاعر در قید چارچوب ها نیست ، زیبایی شعر در آن است که طبیعت را نیکو تشریح می کند و معنی ساده ای را به سادگی بیان می کند .

         مجموعه اشعار نیما به دفعات در مجلات و نشریات چاپ شده و فرزند او شراگیم و سیروس طاهباز اشعار سنتی ، مدایح ، رباعیات و شعر های نو نیما را با تاریخ سرودن آنها به چاپ رسانده اند .

         مقالات و نوشته هایی دیگر به نام " حف های همسایه – ارزش احساسات ، نامه هایی خطاب به همسرش " نیز از او باقی مانده است .

پیکر نیما پس از مرگش از تالار رودکی توسط شاعران و نویسندگان و دوستداران شعرش تا یوش تشییع و در زادگاهش یوش در دی ماه سال 1338  آرمید .

شعر از نیما به نام " داروگ "

خُشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه

گر چه می گویند " می گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواری "

قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران ؟

 

بر بساطی که بساطی نیست .

در درون کومة تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست .

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد .

چون دل یاران که در هجران یاران

قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران ؟

 

برگرفته از : گزیده اشعار نیما یوشیج – تهران – میلاد – 1378


 
کورش از دیدگاه مورخان یونانی
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

کورش

         آنجا که تاریخ برای بیان گذشته خاموش می ماند و حرف مستندی برای گفتن ندارد خود را با اسطوره ها می آمیزد ، تاریخ باستان ایران نیز از این ضعف مبرا نیست ، منابع و مستندات ما از تاریخ باستان به نگاشته مورخان یونانی ، کتاب های دینی از هند باستان ، سنگ نوشته ها و در بخش اساطیری به کتاب دینی زردشتیان " اوستا " متکی است ، این منابع در دوره های بعد مورد استفاده محققین و مورخین و خمیر مایه و محتوای اصلی آثار حماسی را تشکیل داده است .          

مورخین عصر حاضر تاریخ قدیم ایران را به سه دوره تقسیم نموده اند:

         دوره اول شامل حکومت ماد ها و هخامنشیان و حوادث قبل از هجوم اسکندر مقدونی به ایران است که آن را دوره  ملوک الطوایفی می خو انند .

         دوره دوم به دوران پارت و دولت اشکانیان در ایران موسوم است .

         دوره سوم عصر ساسانی است.

         دوره اول تاریخ - دوران هخامنشی - اوج مجد و افتخار ایران است ، این دوران از زمان سلطنت کورش شروع می شود و دوره ایست که پرده ای بر جزییات وقایع آن افتاده و ما برای درک و تحقیق پیرامون  آن با مشکل روبرو ایم .

         مورخین عرب ، داستان های ایرانی را ترجمه کرده و به عنوان تاریخ از خود باقی گذارده اند ،ً فردوسی طوسی نیز آن را به نظم کشیده و جاویدان ساخته است . اما نمی توان شخصیت های شاهنامه حقیقی دانست و نمی دانیم که آیا واقعا ً در تاریخ چنین کسانی بوده اند یا نتیجه خیال و تصورات ما هستند.

         این داستان ها و اسامی مدت ها ورد زبان ها بوده و سپس در عصر ساسانی به صورت داستان هایی که حاوی حماسه های ملی است درآمده است . پس از حمله اسکندر که کتاب های تاریخی ایرانی به آتش کشیده شد ، کتابی برای درک وقایع باقی نماند و داستان های فوق جانشین آن تاریخ  شد .

         واضح است که داستان های فوق و اوستا کتاب دینی زردشتیان منابع اصلی شاهنامه بوده اند ، نام های بعضی از شخصیت های شاهنامه (کیخسرو ، کیقباد و ...) که در آن به سلسله پیشدادیان تعبیر می شود از این منبع وارد آن شده است.  

 

کوروش

         ماخذ ما در احوال کوروش نگاشته هایی است مورخین یونانی ثبت کرده یا کتیبه هایی به زبان های باستان و سایر آثار باقی مانده باستانی ایران است که مهم ترین آنها کتیبه های داریوش است که به خط میخی به سه زبان فارسی باستان ، بابلی و اکدی نوشته شده و در قرن 19 به خواندن آن موفق شده اند و از همه برجسته تر نقش کوروش کبیر حک شده در پاسارگاد است .

         احوال کوروش را سه تن از مورخین شهیر یونانی به تفصیل نگاشته اند : هرودوت ، کِتزیاس و گزنفون

         هرودوت در سال 484 قبل از میلاد متولد شده است .

         کتزیاس از شاگردان سقراط به پزشکی اشتغال داشته و در دربار امپراطوری هخامنشی نیز مدت ها پزشک دربار بوده است .

         گزنفون نیز  از شاگردان سقراط مدت ها با دربار ایران ارتباط داشته است .

         متن کتیبه های فارسی بعضی از آنچه را که این مورخین نوشته اند تایید می نماید ، مثلا شجره نسب کوروش را همانطور که هرودوت و گزنفون ثبت کرده اند ، در  کتیبه داریوش نیز آمده است .

        استوانه کورش که در حفریات بابل بدان دست یافته اند بخشی از تاریخ را در مورد کورش روشن تر می سازد  مشخص می کند که کورش از امرای پارس بوده و اقوام آریایی مقیم سرزمین پارس او ر ا حاکم خود نموده اند ، کورش پس از زمان کوتاهی بدون مقاومت زیادی توانست ماد را تصرف نماید و برای اولین بار در تاریخ ، کشور متحدی در ایران تشکیل دهد و در آسیای غربی امپراطوری تازه ای ایجاد کرده و از آن زمان فتوحات پی در پی کورش شروع می شود ، فتوحاتی که مقصود از آن خونریزی و جمع مال و سلطنت طلبی و سیطره نبود بلکه برای گسترش امنیت و عدالت و دستگیری از مظلومین و مقهورین بود ، بیش از دوازده سال از سلطنت او نگذشته بود که همه کشورهای آسیایی از ساحل دریای سیاه تا صحرای بلخ در برابر او سر تسلیم فرود آوردند .

         هرودوت و گزنفون داستان کودکی کورش را به تفصیل بیان می کنند و چنین می گویند که جد مادری کورش قصد کشتن کورش را داشت و فرمان کشتن او را نیز صادر کرده بود اما کورش به طرز عجیبی از چنگال مرگ نجات یافت . بدین طریق تعلیم و تربیت درباری از کورش روی بر بست و در کلاس طبیعت درس خواند و در دامان کوه و بیابان پرورش یافت تا روزی رسید که توانست مواهب خدادادی و فضائل خود را آشکار کند و آوازه شهرت خود را به گوش همگان برساند . به رغم این که کورش می توانست از دشمنان خود که می خواستند او را به کام مرگ بیندازند انتقام بگیرد ، ولی او عفو را بر انتقام برگزید و از همه گذشت و کوچکترین اهانتی به آنها روا نداشت.

         مورخین یونان عقیده دارند که کورش پس از آنکه بر تخت نشست با پادشاه لیدی (کرزوس) که با او دست به دشمنی زد و کورش را مجبور به توسل به شمشیر نمود جنگ نمود ، کورش در این جنگ پیروزی یافت .

         لیدی در آسیای صغیر که امروز موسوم به آناتولی ترکیه حاضر است قرار داشت . حکومت لیدی دست نشانده یونان بود ، معمولا در آن زمان عاقبت ممالک شکست خورده ، ویرانی و قتل عام به دست فاتحین بود ، اما مورخین یونان می نویسند که چنین چیزی اتفاق نیفتاد و کوروش با کمال بزرگواری با مغلوبین رفتار کرد به طوری که مردم احساس نمی کردند که آتش جنگی به خانه آنها کشیده شده است.

         رسیدن کورش به بلخ در آن زمان در حکم رسیدن به آخرین نقطه شرق بود ، زیرا کورش از ایران جنوبی برخواسته و سپس به مکران و بعد به کابل رفته و بلوچستان را پیموده به سوی بلخ رو نهاده بود . گمان قوی می رود که سرزمین سند نیز در این حمله کوروش فتح شده باشد  . پارسیان ، سند را به نام هند می خواندند  . در کتیبه داریوش هند در فهرست بیست و هشت کشوری که گشوده شده ، ذکرگردیده است.

         آوازه دادگری کورش دنیا را گرفته و زبان ها ، گویای محاسن او بود ، مردم زجرکشیده بابل به دربار کوروش پناه برده و از او دعوت به فتح بابل کردند تا برای نجات آنها گام پیش نهد .

         هرودوت می نویسد : والی سابق بابل با لشکر کورش همراه بود و با وصف در و دروازه های مستحکم شهر راهنمایی می کرد . مسلم بود که اگر راهنمایی والیان سابق نبود ، محاصره بابل سال ها طول می کشید ، آنها چاره ای جز آن را  ندیدند که شعباتی از رود دجله در بالای شهر جدا کرده و مجرای نهر را منحرف سازند ، با کندن این شعبات ، آب رود تا حدی پایین رفت و گوشه ای برای هجوم سربازان به داخل شهر باز کرد . جنگاوران پارس از داخل دجله به شهر راه یافتند و در یکی از شب های تاریک افراد زیادی به درون شهر رفتند و با گشودن سایر دروازه ها کار پایان یافت.

         پس از فتح بابل کورش دستور داد که کلیه اموال و اثاثیه معابد یهودیان مثل ظروف طلا و نقره و غیر آن که توسط بخت النصر هنگام خراب کردن معبد مقدس از اورشلیم به غارت برده شده بود به یهود بازگردد . علاوه بر آن دستور داد که وسیله بازگشت آنها را به فلسطین فراهم نمایند و شهرهای خراب را آباد و معبد مقدس را از نو برپا سازند،

         مورخین یونان از حمله سوم کورش که برای اصلاح اوضاع ماد صورت گرفته نیز خبر می دهند ، این لشکرکشی باید در شمال سرزمین پارس باشد و حدود آن به کوه های شمال موسوم به کوه قاف که متصل به دریای خزر و دریای سیاه می شوند می رسید . این نواحی بعدها به قفقاز و به اصطلاح پارسیان کوهستان قفقاز فعلی گشت .

         در این حمله کورش به نزدیک رودی رسید که امروز هم به نام کُـر معروف است ، اردو زد . در این حمله با اقوام کوهستانی این منطقه رو به رو شد ، این اقوام از دست دو قبیله به وی شکایت بردند که کوروش دستور داد سدی در برابر آنان بنا کنند .

         کورش که تا 14 سالگی یک چوپان بود و در جنگل ها و کوهستان ها می زیست ، توانست همه کشورهایی که تمدن عصر را در بر داشتند ، زیر سلطه خود درآورده و مرجع و پناه همه ملتهای نواحی غرب آسیا تا صحرای بلخ شود. کورش پس از فتح بابل ده سال زنده بود و در سال 529 پیش از میلاد از جهان رخت بربست.

         بنابر نوشته های هرودوت و گزنفون و کتیبه داریوش : جد کورش هخامنش نام داشت ، پادشاهان ماد و پارس به او منتسب بوده اند و نام او را برای خانواده برگزیده و سلسله خود را هخامنشی نامیده اند.

در تاریخ می بینیم که عمر فتوحات اسکندر با عمر خود او پایان پذیرفت و به محض مرگ اسکندر کشورش به چند پاره تقسیم شد . اما پایه هایی که فتوحات کورش در کشورها گذاشت ، دو قرن کامل موجب تداوم و قوام حکومت برای فرزندانش شد و حتی روزی که کورش دنیا بدرود گفت ، هنوز کشور او توانایی توسعه داشت . پس از  فتوحات در مصر پسرش دره نیل را نیز گشود و امپراطوری بزرگ جهانی را  پدید آمد که دنیای قدیم نظیر آن را نشان نمی دهد . قسمت اعظم قاره آسیا و اروپا و مصر زیر فرمان امپراطوری او بود و پسرش توانست به تنهایی بر اورنگ شاهی تکیه زند ، فتوحات اسکندر همه جنبه مادی داشت ، اما کورش روح کشورها را می گشود ، امپراطوری اسکندر پس ار استقرار پایدار نبود ، در صورتی که امپراطوری بزرگ جهانی کورش سال ها پابرجا و استوار ماند.

         آری ، موفقیت و پیروزی کورش بسیار بزرگ بود ، او که تا 12 سال پیش از آن حاکمیت بزرگ ، حاکم ولایت کوچکی به نام  انشان بود ، یکباره تمام حکومت های قومی و بزرگ در برابر او زانو می زنند و امپراطوری هایی بزرگ چون امپراطوری بخت النصر و بابل در برابر امپراطور نوظهور او سر تسلیم فرود می آورند .


 
وضعیت شرکت های هوایی داخلی
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

وضعیت شرکت های هوایی داخلی

         کسب و کار شرکت های هوایی با افزایش حمل مسافر و بار در مسیر های داخلی و بین المللی هوایی رونق می گیرد و در راستای تقویت اقتصادی و بقاء خود ، چشم آنها پیوسته به دنبال یافتن روزنه هایی برای نفوذ در بازار هوایی پُـر سود کشور های دیگر و کسب درآمد بیشتر از طریق دستیابی به مسیر های جدید پروازی شناخته شده و سودآور شرکت هوایی رقیب بوده و کمک آنها به رقیب نیز نه از سر دلسوزی بلکه با برنامه ریزی و براساس اهداف راهبردی برای منافع خود انجام می پذیرد .

         اهمیت این موضوع به عنوان امری حیاتی برای تمامی شرکت های هوایی در عرصه بین المللی به حدی است که سیاست کشور ها و سازمان هواپیمایی کشوری آنها نیز به گونه ای است که در این میدان قاطعانه به حمایت از شرکت های هوایی داخلی خود در بازار داخلیشان می پردازند و پس از هم اندیشی و مشورت با کارشناسان این صنعت و بررسی کلیه آسیب های احتمالی و اخذ راهکار های مناسب ، به اعطاء امتیازاتی حساب شده ، منوط به تامین منافع شرکت های هوایی خود می پردازند . به عنوان مثال به تعداد پرواز های اعطاء شده به شرکت هوایی رقیب ، به همان تعداد پرواز برای شرکت های هوایی داخلی خود ، پرواز در کشور  طرف مقابل در نظر می گیرند  و اگر در شرایط خاصی شرکت هوایی بیگانه بخواهد تعداد پرواز هایش را بیش از پرواز های در نظر گرفته شده افزایش دهد ، باید پس از اخذ مجوز به تعداد مسافر حمل شده بیشتر (بزرگسال و کودک) مبلغی را به عنوان رویالیتی به کشور مقابل بپردازد .  

         سال هاست که ناوگان حمل ونقل هوایی کشورمان تحت فشار تحریم های جهانی است و گاهی با تصمیم گیری هایی در این حوزه ، سنگینی این بار دو چندان شده است . بار ها به دلیل ناخواسته نقص فنی هواپیماهای فرسوده ، شاهد تاخیرات طولانی و گاهی سوانح هوایی دردآوری بوده ایم ، اما آیا تا کنون فکری اساسی برای رفع این گرفتاری شده است ؟

         روز به روز دایره تحریم ها بر کشورمان تنگ تر شده و امروز در ادامه این روند ، شرکت های هواپیمایی نیز مشمول تحریم از سوی یاتا شده اند و مسئولین برای رفع مشکل و امنیت جان مسافرین و بهبود سطح کیفی و کمی پروازهای داخلی ، راهکار کمک گرفتن از یکی از شرکت های هوایی خارجی را انتخاب کرده و در نهایت از بین آنها تصمیم گرفتند از یک شرکت هواپیمایی بیگانه متعلق به کشور کوچک قطر استفاده کنند .

         در نگاه نخست انتخاب این راهکار امری پسندیده است اما چرا زودتر چنین اقدامی صورت نپذیرفته تا ضمن برآورده سازی رضایت مردم ، از بروز تاخیرات طولانی پرواز ها و وقوع سوانح هوایی ناگوار پیشگیری شود ؟

         امری انکار ناپذیر است که به طور حتم مسافرین حتی با قیمت گران تر بلیت شرکت هوایی قطر ، با ورود ناوگان هواپیمایی پیشرفته و به روز و با ضریب امنیتی بالا و برتری در ارائه کیفی و کمی خدمات ، گرایش و تمایل بیشتری به سفر با آن شرکت را داشته و این موضوع نیز قابل قبول نیست که با سلب اختیار از مسافرین می توان جلو آنها را برای سفر و استفاده کمتر از شرکت های هوایی خارجی گرفت . یقینا ً حضور این شرکت در بازار هوایی ایران با شناسایی پتانسیل بازار و برنامه ریزی بوده و نشانگر اطمینان آنها به وجود درآمدی سرشار در این بازار هوایی است .

         شرکت هوایی قطر مطمئنا ً قصد دارد با افزایش مطلوبیت استفاده از حمل و نقل هوایی و سفر با هواپیما های مدرن و تخصیص ناوگان مورد درخواست مسافرین آنها را به سمت خود جذب کند و با برآورده سازی نیاز ها و انتظارات مسافرین و ارائه خدمات با کیفیت تر و  متعدد ، پیش و پس از انجام پرواز و درون پروازی ، انتخاب مسافرین را به سوی خود معطوف کند .  

        همچنین با کاهش نرخ یا ارائه نرخ های مناسب در مسیر های بین المللی و گسترش شبکه پروازی خود و ایجاد تقاضای جدید و جذب تقاضای موجود در بازار هوایی ایران برای پروازهای اروپا و امریکا  به تعداد مسافرین خود بیفزاید . 

         از سویی دیگر با ورود کادر پروازی قطر در بازار هوایی ایران بسیاری از فرصت های شغلی کشور در اختیار آنها قرار خواهد گرفت و احتمال این نیز وجود دارد که نیروهای زبده و با تجربه در حوزه هواپیمایی کشور با مشاهده پیشنهاد ها و امتیازات بالای ارائه شده شرکت هوایی قطر و سایر شرکت های هوایی خارجی جذب آنها شوند .

         به رغم اینکه مجلس شورای اسلامی ایران اعلام نموده که اجازه فعالیت شرکت هوایی قطر در بازار هوایی ایران تا حدی است که موجب ضرری به شرکت های هوایی داخلی نشود ، اما شک نباید داشت که در رقابت دراز مدت با توجه به برنامه ریزی های راهبردی و ابقاء شرایط موجود ، به شرکت های هوایی داخلی ضربه سنگینی وارد خواهد شد و احتمال خالی شدن جای آنها برای حضور پُـر رنگ تر شرکت های هوایی خارجی دور از ذهن به نظر نمی رسد .

         عبدالرضا موسوی رییس هیئت مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی در گفت‌وگو با ایران اکونومیست ( ایسنا ) گفته است ‌: شرکت‌های هواپیمایی همچنان مشکل دارند و به شرکت نفت بدهکار هستند و ورود هواپیماهای قطری به بازار ایرلاین‌های داخلی ، تیشه زدن به ریشه شرکت‌های هواپیمایی داخلی است .

         او همچنین افزوده است : هنوز مشکل بدهی شرکت‌های هواپیمایی به شرکت پالایش و پخش فراورده‌های نفتی حل نشده است و به منظور رفع مشکل با ریاست جمهور و ریاست ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها مکاتبه شده و منتظر اقدامی از سوی آنها هستیم تا مسئله شرکت‌های هواپیمایی با شرکت نفت را حل نمایند .

         وی در ادامه گفتگو بیان کرده ‌که شرکت نفت در برخی فرودگاه‌ها ( اهواز ، اصفهان و شیراز ) سوخت را فقط به صورت نقدی ارائه می‌کند و تمام مبادلات با یورو انجام می‌شود و قیمت آن نیز از ابتدای سال تقریبا 40 درصد افزایش یافته است .

         موسوی همچنین افزوده در گذشته بانک‌ها به ما ارز می‌دادند اما اکنون باید ارز را از صرافی‌ها تهیه کنیم ، با افزایش نرخ یورو ، درآمد شرکت‌های هواپیمایی به شدت کاهش یافته است و در چنین شرایطی امکان اجرای طرح‌های توسعه‌ای و آموزشی وجود ندارد .

         وی تصریح نمود ‌: ما از مردم ریال می‌گیریم و در شرایطی که درآمدها هزینه‌ها را پوشش نمی‌دهد چه کسی باید هزینه‌های شرکت‌های هواپیمایی را تامین کند .

         به گزارش ایسنا ، اقتصادی نبودن ایرلاین‌ها از مشکلات عمده صنعت هوایی ایران است ، اکنون شرکت‌های هواپیمایی ایران با مشکل اقتصادی و ناهماهنگی درآمد و هزینه روبه‌رو هستند ، زیرا هزینه‌هایشان براساس نرخ بین‌المللی دریافت می‌شود ، اما درآمدهایشان تکلیفی و ثابت است .

         در این میان بر اساس قانون ، فعالیت شرکت هوایی خارجی در خطوط داخلی به صورت مستقل ممنوع است و حتما ً مجلس شورای اسلامی باید رای به اجرای آن دهد و این طرح را تایید کند اما این موضوع مورد موافقت اعضای کمیسیون عمران مجلس قرار نگرفته است .

         نهایتا چاره‌ای اساسی برای این کاستی که سالهاست در کشور مشهود است با خرید هواپیماهای جدیدتر و توسعه امکانات هوایی بر طرف می گردد تا مانع از احتیاج به کشورهای خارجی شود و امروز کشوری با عظمت تاریخی و گستردگی ایران با این همه ثروت و نیروی انسانی ماهر برای رفع نیاز خود وابسته و محتاج به شرکت هوایی کشور کوچکی همچون قطر نباشد .

         احساس مسئولیت و اندیشیدن این راهکار از سوی مسئولین درخور تحسین است که برای اهمیت دادن به امنیت هوایی و جان مسافرین چنین راهکاری را در برنامه خود قرار داده اند اما همچنان این انتظار باقی است که تلاش مضاعف نمایند تا تحریم های چند جانبه که باعث رکود صنعت هوایی و ضعف ناوگان هوایی گردیده را کاهش داده و یا تعدیل کنند .

         در این رابطه وزیر راه و شهرسازی ورود هواپیماهای قطری به حیطه فعالیت ناوگان هوایی داخلی ایران را باعث تقویت خطوط هوایی داخلی می‌داند . وی تاکید کرده که مسئولین ایرلاین‌های داخلی نظیر هما ، ماهان و آسمان در جلسه تفاهم با طرف قطری حضور داشته‌اند و با این موضوع مخالفتی نکرده‌اند.

         وی با بیان این که هواپیماهای قطری در صورت ورود به کشور فقط در مسیر‌های داخلی به کار گرفته می‌شوند ، تصریح کرد : به دلیل این که این هواپیماها سوخت را با قیمت بین‌المللی لیتری 700 تومان دریافت می‌کنند ، قیمت بلیت آنها 25 درصد بیشتر از هواپیماهایی خواهد بود که با قیمت سوخت 400 تومان پرواز می‌کنند .

         فرهاد پرورش مدیر عامل شرکت هواپیمایی هما در گفت‌و‌گو با تهران‌امروز به شروطی که وزیر‌ راه‌وشهرسازی برای شرکت‌های هوایی قطری تعیین کرده‌است اشاره نموده و گفته است : اولین شرط این است که قیمت بلیت هواپیماهای قطری 25 درصد از ایرلاین‌های داخلی گران‌تر باشد و دومین شرط هم این است که سن هواپیما ها زیر 7 سال باشد .

         وی در این میان به تقسیم مسافرین نیز اشاره کرده که به‌نوعی اشاره به تقسیم مسافرین به پردرآمدترها و کم درآمدترها دارد ، وی گفته است : بالاتر بودن قیمت بلیت ایرلاین قطری باعث تقسیم مسافر می‌شود و همیشه عده بسیاری از مسافرین داخلی هستند که نیازمند بلیت‌های ارزان‌تر هستند و همین موضوع باعث می‌شود که از تضعیف ایرلاین‌های داخلی جلوگیری شود.

         وی اشاره کرد : موضوع پیشنهاد شرکت هوایی قطر مبنی بر ارائه خدمات در خطوط هوایی داخلی کشور ربطی به ممنوعیت کاپوتاژ ندارد . اما از آنجا که فعالیت یک شرکت هوایی خارجی در خطوط داخلی به صورت مستقل طبق این قانون ، ممنوع است ، شرکت‌های هوایی قطری باید زیر چتر ایرلاین‌های داخلی فعالیت کنند و تحت کنترل سازمان هوایی کشوری باشند ، همچنین افزود ایرلاین‌های قطری قرار نیست تمام پرواز‌های داخلی را پوشش دهند بلکه با رسیدن به توافق با ایرلاین‌های داخلی تنها بخشی از پروازهای داخلی را پوشش خواهند داد و همین موضوع باعث می‌شود که ایرلاین‌های داخلی در این میان زیان نبینند .

         وی افزود : قطر کشوری کوچک است اما پتانسیل هوایی بالایی دارد و در مقابل کشور ما بسیار پهناور است و به دلیل وسعت زیاد آن ، تقاضا برای پرواز هوایی بالاست.

         پرورش ادامه داد:  قطری‌ها نیز مثل هر کشور دیگری در این خصوص پیشنهاد هایی را به ما ارائه داده‌اند و این موضوع برای ما هم منافعی متقابل دارد .

         گفته می‌شود شرکت‌های قطری با دو شرکت آسمان و ماهان همکاری خواهند کرد ، هواپیماهای تحت پوشش این شرکت نیز از نوع ایرباس و بوئینگ هستند .

         اما کارشناسان و دست‌اندرکاران حوزه حمل‌ونقل هوایی کشور ورود ایرلاین قطری به آسمان ایران را صد در صد به ضرر ایرلاین‌های داخلی می‌دانند و این تصمیم را به عنوان یک رقابت نابرابر عنوان می‌کنند.  آنها معتقدند که ضعیف بودن ایرلاین‌های داخلی در ارائه خدمات باعث می‌شود که عموم مردم از استفاده ایرلاین‌های داخلی رویگردان و به سمت استفاده از ایرلاین‌ قطری متمایل شوند .

         رویکرد شرکت هوایی قطر به این اقدام با چشم اندازی روشن بوده و مزایای زیادی برای آنها به همراه می آورد ، در مرحله نخست موجب رفع انحصار شرکت های هوایی داخلی در استفاده از فرودگاه های ایران و افزایش تعداد فرودگاه های اصلی برای شرکت هوایی قطر در ایران می شود و پس از آن می تواند براساس تقاضای موجود و پوشش نواحی جمعیتی ایران به گسترش شبکه پروازی خود بپردازد تا از یک سو در کنار آن از بازدهی شرکت های هوایی داخلی در صحنه رقابت کم کم بکاهد و از سوی دیگر با کاهش نرخ بلیت خود و قیمت گذاری و تنظیم کرایه های حمل بر اساس تقاضای بازار در سایر مسیر های بین المللی مشترک با شرکت های هوایی داخلی در شبکه پروازی ،  مسافرین بیشتری را جذب نماید .

         با شرایط کنونی علاوه بر علل بر شمرده شده فوق شرکت هوایی قطر به دلایلی چون ، امکانات نامساوی ناشی از تحریم ، امکان افزایش پرواز به منظور اتصال دوحه به مقاصد بیشتری در دنیا ، افزایش توافق ها و انعقاد قرارداد های هوایی جدید و ایجاد اتحاد با سایر شرکت های هوایی اروپایی و آمریکایی و منطقه خلیج فارس در مسیر های جدید پروازی در منطقه اروپا ، آمریکا ، خاور دور و اقیانوسیه ، تقریبا ً امکان رقابت شرکت های هوایی داخلی با خود را از بین می برد .

         لذا لازم است در این رابطه مسئولین امر ضمن هماهنگی و تقویت فعالیت شرکت های هوایی داخلی به صورت چندجانبه با هم ، تمامی زوایای و تبعات این موضوع را دقیقا ًبررسی و مطالعه نموده و بدون شتاب زدگی تصمیمات را اخذ نمایند .  

 

منابع

تهران امروز ، سخنرانی علی نیکزاد وزیر راه و شهرسازی در مراسم تجلیل از خلبان بوئینگ 727 مسکو- تهران

مقاله پرواز قطر در آسمان ایران به قلم حمیدرضا عسگری در روزنامه صبح ایران آفرینش تاریخ : شنبه 28/08/1390

http://iraneconomist.com/  گفتگو با عبدالرضا موسوی رییس هیئت مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی  باسایت  ایران اکونومیست سه شنبه  17 آبان   1390       

 


 
مناصب اداری در عهد ساسانیان
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

مناصب اداری در عهد ساسانیان

         بزرگمهر را پرسیدند که چه بود که پادشاهی ساسان ویران گشت ، ... گفت سبب دو چیز بود : یکی آن که آل ساسان کار های بزرگ به کارداران خُـرد و نادان گماشته بودند و دیگر اهل دانش و خردمندان را خریداری نکردند .         

         مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف می گوید : پنج تن امور مملکت را مدیریت می کردند و واسط بین شاه و رعیت بودند ، اول موبذان موبذ (اعظم روحانیون ) ، دوم وزرگفرمازار (صدراعظم) ، سوم سپاهبذ (سپهسالار ) ، چهارم دویربذ (حافظ دفاتر  و کاتب) ، پنجم هوتخش بذ که استریوش بذ نیز نامیده می شد . (حافظ همه آنها که کار دستی می کردند از قبیل بندگان ، برزیگران ، بازرگانان ، ...)

         در ادبیات پهلوی اعضاء چهارگانه اجتماعی را به بدن انسان تشبیه کرده اند  ،  اصحاب دین را به منزله سر ، اصحاب مقاتله و جنگجویان و کارزار را به جای دست  ،  کشاورزان را در حکم تن یا شکم  ،  صنعتگران را برابر با پا شمرده اند .

         صدراعظم در زمان هخامنشیان هزار پت و در زمان ساسانیان هزار بد خوانده می شد و لقب دیگر وزرگفرمازار بود کسی که هم وزیر تفویض هم وزیر تنفیذ بود ، او در همة رفتار و کردار خویش برترین مردان و واقف به امور سیاست و عالم به اصول مملکت داری و مقدم همة اقران ، جامع خصال ، دور بین ، ماهر در حکمت عملی و نظری بود ، شغل صدارت در همه دولت های اسلامی خلفاء ، اقتباس از دولت ساسانی بود .

         وزرگان (بزرگان و نژادگان) : در عهد ساسانیان هر بار که شاه جدیدی بر تخت می نشست مهان و نژادگان برای عرض طاعت خویش و بیانات او حاضر می شدند .

         تعبیر عربی نژادگان برابر اهل بیوتات ، العظماء برابر با بزرگان و مهان ، الاشراف برابر با آزاده نژادان بود که در زبان پهلوی به ترتیب وسپهران و وزرگان و آزاذان می گفتند .

         آزاذان : طبقه نژادگان و اصیل زادگان در زمان ساسانیان تقریبا ً متعدد و در کشور پراکنده بوده و اداره ولایت را به عهده داشتند . اسواران : از طبقه آزاذان شغل زراعت داشته و در روستا و مورد لطف شاه بودند ، می توانستند به مقامات عالیه اجتماع و خدمات دولتی نایل شوند ، ذوق اسب تازی ، سواری و پهلوانی و دلیری در سر داشتند ، تعداد آنها کم و پس از اشراف عالیه در درجه اول قدر و اعتبار بودند . درجه دوم این صنف دیهکانان (دهقانان) خوانده می شدند ، آنها از امور لشکری دور اما ملزم به دفاع ولایتی بودند .

         خسرو اول (خسرو لقب پادشاهان ساسانی بود که معرب آن کسری) خدمات " ایران سپاه بذ " یگانه را میان چهار سپاهبد تقسیم کرد .

         ایران دویر بد یا دویران مهست : رئیس طبقه بی شمار دبیران و کاتب اعظم مملکت ،  شهردبیر : دبیر مملکت و مهتر دبیران شهرستان  ،  مُـهر دار : رئیس دیوان ختم و رئیس شعبه سجلات و صاحب صدقات

         مزربان : رئیس ولایت (بلد) و صاحبان ثغور ، مزربانان بیشتر جنبه لشکری داشتند تا کشوری ، آنها از میان طبقه عالیه مردم انتخاب می شدند و بر تخت سیمین می نشستند ، مرزبانان شهردار ناحیه سرحدی آلان و خزر استثنائا ً حق نشستن بر تخت زرین داشتند ، پادگوسپان : نایب شاه در ربعی از مملکت بودند که مهمات کشوری در منطقه خود را رسیدگی کرده و دارای قوای نظامی برای دفاع از ایرانشهر بودند .  (ایرانشهر به معنی کشور ایران شامل اباختر یا شمال ، خراسان یا مشرق ، نیمروز یا جنوب ، خوروران یا مغرب  می شد .)

         یک نام دیگر حاکم استان دار بود آنان دارای اندکی قوای نظامی و متکفل اداره املاک خالصه بوده اند .  شهریگ : به معنی رئیس شهرستان (کوره) ،  اساوره و سرهنگان سپاه ، پشتیگبان سردار : به معنی رئیس دسته پاسبان خاصه و از ملازمان عمدة شاه در موقع شکار  ،  همهرز : به معنی سرهنگان دسته پاسبانان

         ولایت به کوره ها تقسیم و هر کوره کوچک دارای یک مرکز بلده یا شارستان بود که آنرا شهر می نامیدند ، رئیس اداره شهر ، شهریگ از میان دهقانان انتخاب می شد ، رئیس یک قریه (دیه) و مزارع آن (رستاق – روستا) دیهیک ، دهقانان بودند . در مجمل التواریخ آمده است : دیهکانان رؤساء و مالکین اراضی و قراء بودند .

         قاضیان : دادوران محاکم هر کوره را اداره می کردند . از دیگر کارگزاران عالی مقام ولایتی که جنبه قضایی داشتند یکی سروش ورزدار یا فقیه صلح ، دیگری دست برهمداد ، در قریه نیز دیهکان یا یک فرد دیگر قاضی دیه بود ، برای داوری بین لشکریان فقیه مخصوص به نام سپاه دادور (قاضی عسکر) وجود داشت ، در بعضی موارد هیئت منصفه ای مرکب از قضات مختلف به مطالب رسیدگی می کردند .

         واستریوشان سالار : رئیس مالیه ، شاهریشت : صاحبان مظالم  ، مردمان بذ : صاحب دیوان ، خوان سالار : خورشگران و خوالیگران ، ستکیان : پرده داران ، آخور بد یا آخور سالار یا ستورپان : رئیس اصطبل

         دُرسـت بد : طبیبان دربار بودند که اکثرا ً مسیحی بودند ، مدرسه عیسویان در گندی شاپور در این زمینه مشهور بوده است .

         مغنی : به معنی اهل فن موسیقی از اصناف خنیاگران و رامشگران و نوازندگان و خوانندگان و سایر اهل هزل و طرب بود .

         موبد : از واژه مغپت که بعد موغبد و موبد شده است ، مغان صنف اعلی و افضلی بودند که وجود خویش را وقف خدمت به ایزادن می نمودند ، بلاد ماد و آذرپاذگان سرزمین آنان بوده است .

         هیربذ (هیربد) در اوستا به معنی مؤدب و مربی بوده ودر زمان بعد آخرین درجه از مدارج دینی است و تعداد آنها از افراد همة درجات دیگر بیشتر است ، کار هیربد و مهتر او موبد تزکیه و تطهیر نفس است .

         در تاریخ طبری آمده که خسرو دوم دستور داد آتشکده هایی ساختند و در آنها دوازده هزار هیربد برای زمزمه گماشتند ، فرهنگ برهان قاطع هیربد را چنین تفسیر می کند : 1- خادم و خدمتکار آتشکده   2- قاضی و مفتی گبران ، خداوند و بزرگ و حاکم آتشکده  3 - آتش پرست ، صوفی ، مرتاض ، ریاضت کش

         همین که مغ بچه شناخت خود را به کتاب های مقدس و آیین های دینی نشان می داد (عموما ً در سن پانزده سالگی) هیربذ می شود و قابل و صالح برای انجام دادن خدمات دینی می گردد .

 

منبع

وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانی - تالیف پرفسور آرتور کریستنسن ترجمه استاد مجتبی مینوی -  انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی – 1374


 
ازدواج و نظام خانواده در عهد ساسانیان
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

ازدواج و نظام خانواده در عهد ساسانیان

         در زمان ساسانیان ازدواج پنج قسم بود :

         1 - پادشاه زن (زن ممتاز) : ازدواج دختر باکره با رضایت والدین ، در این ازدواج فرزندان در دنیا و عقبی از آن شوهر  بودند .

         2 - ایوک زن : ازدواج دختر باکره که یکدانه والدین است ، زن باید اولین فزرند خود را به عوض خود به والدنش واگذارد و از آن پس پادشاه زن شود .

         3 - سذر زن : زن خوانده ، اگر مرد جوان (لااقل در 15 سالگی) پیش از ازدواج بمیرد ، خویشان او دختری بیگانه را جهیزیه داده تا با مرد بیگانه ازدواج کند ، چون این زن فرزند خانواده محسوب می گردد نیمی از فرزندان او متعلق به جوان متوفی خواهد بود و نیمی دیگر متعلق به شوهرش ، خود زن نیز پس از مرگ متعلق به جوان مرده است .

         4 - چغر زن یا چاکر زن یا زن چاکر : بیوه زنی است که از نو شوهر کند ، اگر از شوهر اول فرزندی نداشته باشد او مانند سذر زن است یعنی نیمی از  فرزندان شوهر دوم او متعلق به شوهر اول و خود زن نیز پس از مرگ متعلق به شوهر اول است .

         5 - خود سرای زن : یعنی زنی که در حمایت خود است و بی رضایت والدین ازدواج کرده باشد ، او از والدین ارث نمی برد مگر وقتی که پسر ارشدش بزرگ شده و او را بار دیگر به ازدواج پدر خود به عنوان پادشاه زن در آورد .

         جوانی که می خواهد ازدواج کند باید به والدین دختر کابینی و جهیزیه به صورت نقد یا جنس دهد و در بعضی احوال حق استرداد آن را دارد ، مثلا اگر دختر نازا باشد .

         هنگام تولد فرزند ، پدر باید به شکرانه آن خیرات و مبرات دهد و جشن گرفته و ولیمه دهد و میزان آن با دختر یا پسر بودن فزرند تفاوت می کند ، هنگام نام گذاری نباید نام های متعارف بت پرستان را بر فرزند بگذارند چون گناه است ، فرزند باید از چشم بد حفظ شود ، بر اساس باورشان فرزند پرتویی از پدر است و باید از او فرمان ببرد ، اگر فزرند نافرمانی کند سهمی از میراث به مادرش در صورتی که شایسته تر از او باشد می رسید ، پرورش دادن کودک وظیفه مادر است و اگر او نباشد وظیفه خواهر و دختر جوان پدر اوست ، اگر فرزند دختر باشد شوهر دادن او بر عهده پدر است و اگر پدر فوت کرده باشد و مادرش پادشاه زن باشد این اجازه داشت ، در سایر موارد این حق مختص ولی شرعی دختر است و دختر مجاز نیست خودسرانه شوهر کند  ، اجرای عقد و ازدواج و صحت طلاق و حلال زادگی و صدق تملک و سایر حقوق در دست مغان بود .

 

منبع

وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانی - تالیف پرفسور آرتور کریستنسن ترجمه استاد مجتبی مینوی -  انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی – 1374


 
کورش در تاریخ باستان
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

         مورخین عصر حاضر تاریخ قدیم ایران را به سه دوره تقسیم نموده اند:

         دوره اول شامل حوادث قبل از هجوم اسکندر مقدونی به ایران است که اعراب آن را ملوک الطوائف می خو انند ، دوره دوم به دوران پارت و دولت اشکانیان در ایران موسوم است ، دوره سوم عصر ساسانی است.

         در دوره اول تاریخ - دوران هخامنشی - ایران به اوج مجد و افتخار رسید ، این دوران مجد از زمان سلطنت کوروش شروع می شود و همان دوره ایست که پرده ای بر جزییات وقایع آن افتاده و مستقیما ما را برای درک و تحقیق آن با مشکل روبرو ایم .

         مترجمین عرب ، داستان های ایرانی را ترجمه کرده و به عنوان تاریخ از خود باقی گذارده اند که بعدا ً فردوسی طوسی آن را به نظم کشیده و جاویدان ساخته است . اگرچه نمی توان شخصیت های شاهنامه را صورت حقیقت داد و ما نمی دانیم که آیا واقعا ً در تاریخ چنین کسانی بوده اند یا اینکه نتیجه خیال و ساخته تصورات هستند.

         یک چیز واضح است و آن این که اوستا کتاب دینی زردشتیان ماده اصلی این کتاب بوده که بعدها این موارد توسعه یافته تا به صورت داستان درآید . در قسمت هایی از اوستا که باقی مانده است ،نام های بعضی از شخصیت های شاهنامه که در آن به سلسله پیشدادیان تعبیر می شود وارد شده است.  این داستان ها و اسامی مدت ها ورد زبان ها بوده و سپس در عصر ساسانی به صورت داستانی که حاوی حماسه های ملی است درآمده است . پس از حمله اسکندر که کتب تاریخی ایرانی به آتش کشیده شد، کتابی برای درک حقیقت وقایع باقی نماند و داستان های فوق جانشین آن تاریخ  شد .

کوروش

         ماخذ ما از آن چیزی است که مورخین یونانی در احوال کوروش نوشته اند یا ماخذ فارسی و آنچه از آثار باستانی ایران باقی مانده ، چیز دیگری نیست که مهم ترین آنها کتیبه های داریوش است که به خط میخی نوشته شده و در قرن 19 به خواندن آن موفق شده اند ، جالب تر از همه این ها نقش برجسته کوروش کبیر در پاسارگاد است .

         سه تن از مورخین شهیر یونانی احوال کوروش را به تفصیل نگاشته اند ، هرودوت ، کِتزیاس و گزنفون هستند .

         هرودوت در سال 484 قبل از میلاد متولد شده است . کتزیاس به طب اشتغال داشته و در دربار امپراطوری هخامنشی نیز مدت ها طبابت نموده است و گزنفون مدت ها با دربار ایران ارتباط داشته است دو فیلسوف یونانی از شاگردان سقراط بوده اند . کتیبه های فارسی بعضی از آنچه را که این مورخین نوشته اند تایید می نماید ، مثلا شجره نسب کوروش را همانطور که هرودوت و گزنفون نوشته اند ،در  کتیبه داریوش نیز عیناً آمده است .

        استوانه کوروش که در حفریات بابل بدان دست یافته اند بعضی تواریخ و سنوات را روشن تر می سازد . کورش از امرای پارس بود که اقوام آریایی مقیم سرزمین پارس او ر ا حاکم خود نمودند . پس از مدت کمی بدون مقاومت زیادی کوروش توانست ماد را نیز تصرف نماید و برای اولین بار در تاریخ ، کشور متحدی در ایران تشکیل دهد و در آسیای غربی امپراطوری تازه ای ایجاد کرده و از آن زمان فتوحات پی در پی کوروش شروع می شود، فتوحاتی که مقصود از آن خونریزی و جمع مال و شهوت سلطنت و سیطره نبود بلکه برای گسترش امنیت و عدالت و دستگیری از مظلومین و مقهورین بود ، بیش از دوازده سال از سلطنت او نگذشته بود که همه کشورهای آسیایی از ساحل دریای سیاه تا صحرای بلخ در برابر او سر تسلیم فرود آوردند .

هرودوت و گزنفون داستان کودکی کوروش را به تفصیل بیان می کنند و چنین می گویند که جد مادری کوروش قصد کشتن کوروش را داشت و فرمان کشتن او را نیز صادر کرده بود اما کوروش به طرز عجیبی از چنگال مرگ نجات یافت . بدین طریق تعلیم و تربیت درباری از کوروشروی بر بست و در کلاس طبیعت درس خواند و در دامان کوه و بیابان پرورش یافت تا روزی رسید که توانست مواهب خدادادی و فضائل خود را آشکار کند و آوازه شهرت خود را به گوش همه برساند . به رغم این که کوروش می توانست از دشمنان خود که می خواستند او را به دهان مرگ بیندازند انتقام بگیرد ، ولی او عفو را بر انتقام برگزید و از همه گذشت و کوچکترین اهانتی به آنها روا نداشت.

         مورخین یونان عقیده دارند که کوروش پس از آنکه بر تخت نشست با پادشاه لیدی (کرزوس) که با او دست به دشمنی زد و کوروش را مجبور به توسل به شمشیر نمود جنگ نمود ، کوروش در این جنگ پیروزی یافت . لیدی در آسیای صغیر که امروز موسوم به آناتولی ترکیه حاضر است قرار داشت . حکومت لیدی دست نشانده یونان بود ، معمولا در آن زمان عاقبت ممالک شکست خورده ، ویرانی و قتل عام به دست فاتحین بود ، اما مورخین یونان می نویسند که چنین چیزی اتفاق نیفتاد و کوروش با کمال بزرگواری با مغلوبین رفتار کرد به طوری که مردم احساس نمی کردند که آتش جنگی به خانه آنها کشیده شده است.

         رسیدن کوروش به بلخ در آن زمان در حکم رسیدن به آخرین نقطه شرق بود ، زیرا کوروش از ایران جنوبی برخواسته و سپس به مکران و بعد به کابل رفته و بلوچستان را پیموده به سوی بلخ رو نهاده بود . گمان قوی می رود که سرزمین سند نیز در این حمله کوروش فتح شده باشد  . پارسیان، سند را به نام هند می خواندند  . در کتیبه داریوش هند در فهرست بیست و هشت کشوری که گشوده شده ، ذکرگردیده است.

         آوازه دادگری کوروش دنیا را گرفته و زبان ها ، گو یای محاسن او بود ، مردم بابل و طبقات زجرکشیده آن شهر چاره ای ندیدند جز آنکه به دربار کوروش پناه برده و متوسل شده و  از او دعوت به فتح بابل کنند تا برای نجات آنها از این عذاب و رنج ، گام پیش نهد ، هرودوت می نویسد : والی سابق بابل با لشکر کوروش همراه بود و راهنمایی می کرد . با وصف در و دروازه های مستحکم شهر ، مسلم بود که محاصره بابل سال ها طول می کشید و شاید بی نتیجه بود ، چاره ای جز آن را  ندیدند که شعباتی از رود دجله در بالای شهر جدا کرده و مجرای نهر را منحرف سازند ، با کندن این شعبات ، آب رود تا حدی پایین رفت و گوشه ای برای هجوم سربازان به داخل شهر باز کرد . جنگاوران پارس از داخل دجله به شهر راه یافتند و در یکی از شب های تاریک افراد زیادی به درون رفتند و با گشودن سایر دروازه ها کار پایان یافت.

         پس از فتح بابل کوروش دستور داد که کلیه اموال و اثاثیه معابد یهودیان مثل ظروف طلا و نقره و غیر آن که توسط بخت النصر هنگام خراب کردن معبد مقدس از اورشلیم به غارت برده شده بود به یهود بازگردد. علاوه بر آن دستور داد که وسیله مراجعت آنها را به فلسطین فراهم نمایند و شهرهای خراب را آبادان و معبد مقدس را از نو برپا سازند،

         مورخین یونان از حمله سوم کوروش که برای اصلاح اوضاع ماد صورت گرفته نیز خبر می دهند ، این لشکرکشی باید در شمال سرزمین پارس باشد و حدود آن به کوه های شمال موسوم به کوه قاف که متصل به دریای خزر و دریای سیاه می شوند می رسید . این نواحی بعدها به قفقاز و به اصطلاح پارسیان کوهستان قفقاز فعلی گشت .

         در این حمله کوروش به نزدیک رودی رسید که امروز هم به نام کُـر معروف است ، اردو زد . در این حمله با اقوام کوهستانی این منطقه رو به رو شد ، این اقوام از دست دو قبیله به وی شکایت بردند که کوروش دستور داد سدی در برابر آنان بنا کنند .

         مردی که تا 14 سالگی یک چوپان بود و در جنگل ها و کوهستان ها می زیست ، توانست همه کشورهایی که تمدن عصر را در بر داشتند ، زیر سلطه خود درآورده و تنها مرجع و پناه همه ملتهای نواحی غرب آسیا تا صحرای بلخ شود. کوروش پس از فتح بابل ده سال زنده بود و در سال 529 پیش از میلاد از جهان رخت بربست.

         بنابر نوشته های هرودوت و گزنفون نسب کوروش با کتیبه داریوش مطابقت دارد . جد کوروش هخامنش نام داشت ، مورخین و کتیبه داریوش می گویندکه پادشاهان ماد و پارس به او منتسب بوده اند و نام او را برای خانواده برگزیده و سلسله خود را هخامنشی نامیده اند.

در تاریخ می بینیم که عمر فتوحات اسکندر با عمر خود او پایان پذیرفت اما پایه هایی که فتوحات کوروش در کشورها گذاشت ، دو قرن کامل موجب تداوم و قوام حکومت برای فرزندانش گردید . به محض مرگ اسکندر کشورش به چند پاره تقسیم شد . اما روزی که کوروش دنیا بدرود گفت ، هنوز کشور او توانایی توسعه داشت .پس از  فتوحات در مصر پسرش دره نیل را نیز گشود و امپراطوری بزرگ جهانی را  پدید آمد که دنیای قدیم نظیر آن را نشان نمی دهد . قسمت اعظم قاره آسیا و اروپا و مصر زیر فرمان امپراطوری او بود که پسرش به تنهایی بر اورنگ شاهی تکیه زد ، فتوحات اسکندر همه جنبه مادی داشت ، اما کوروش روح کشورها را می گشود ، امپراطوری اسکندر پس ار استقرار پایدار نبود ، در صورتی که امپراطوری بزرگ جهانی کوروش سال ها پابرجا و استوار ماند.

         گرندی می گوید: موفقیت و پیروزی کوروش بسیار بزرگ بود ، او  تا 12 سال پیش از آن حاکم ولایت کوچکی به نام  انشان بود در حالی که یکباره تمام حکومت های قومی و بزرگ در برابر او زانو می زنند ، امپراطوری بخت النصر و بابل اکنون در برابر امپراطور جدید سر تسلیم فرود آورده و کوروش نه تنها فاتحی بزرگ ، بلکه حاکمی مقتدر محسوب می شود .


 
خانواده و تقسیمات اجتماعی در عهد ساسانیان
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

خانواده و تقسیمات اجتماعی در عهد ساسانیان

زمانی که ایرانیان همچون سایر اقوام و ملل دیگر هند و اروپایی داخل عصر تاریخی شدند تحت یک نوع نظم و ترتیب ایلی می زیسته اند .

         بنای مملکت برخانواده (نافه) بود که مرکز آن خانه (مان) بود ، چند خانواده خویشاوند یک عشیره (تُخمه) را تشکیل می دادند که در یک ده (وس) مجتمع بودند و نام سلسله همه خانواده ها بر عشیره اطلاق می شد .

         زن که شوهر می کرد در عشیره شوهر به فرزندی قبول می شد ، مجموعه چند عشیره قبیـله (زنـد) می شد که مسکن آنها شُـثره (کوره) نامیده می شد ، مفهوم وسیعتر آن ولایت (دهیـو) بود و نام آریـا بر همه ایرانیان شامل می شد که علامت ممیزه آنها از سایر قبایل و ملل بیگانه ساکن در شمال و غرب بود .

         در کتیبه نقش رستم داریوش شاه چنین می گوید : منم داریـوش ، پسر ویشتاسـپ (خانواده) هخامنشـی (عشیره) پارسـی (قبیله) آریایـی (ملت) 

         پیر ترین مرد خانواده رئیس بود (مانبُـد) از میان پیران و شیوخ رئیس قبیله و کدخدا را انتخاب می کردند . (وسبُـد)

         قدرت در دست رؤسای محلی مجتمع بود و سیادت والی ولایت و شاه بیشتر صوری و اسمی بود ، کار عمده شاهان جنگ بود که موجب استحکام موقعیت و افزایش قدرت آنها بود ، در اعصار ما قبل تاریخ برای جلال و تکریم پادشاه لقب " کـی " را به او می دادند . (مانند کیـخسرو ، کیـقباد ، کیـکاوس و ...)

         امر ولایت را " دهبُـد " و رؤسای دودمان ها را " وسبُـدان " می گفتند ، گروهی را نیز گماردگان (گماشتگان) می گفتند که کار آنها اداره املاک و تیول بود ، شهربانانی نیز بر ولایت فرمانروایی داشتند و افرادی نیز به صورت مخفی بر کار آنها نظارت می کردند .

         در کتاب " شایست نشایست " مربوط به دوره فارسی میانه به زبان پهلوی چهار درجه ولایت ذکر شده است : ولایت بزرگ خانه (خانه خدا) ولایت رئیس ده (کدخدا) ولایت میر قبیله (ایلخان) ولایت مهتر ولایت (حاکم)

         این طبقه بندی در رسایل به جا مانده از مانویان در ناحیه تُرفان نیز به چشم می خورد .

         شغل های مهم و مناصب افتخاری دربار و خدمات عمومی از وقایع نگاران و تاریخ نویسان ارمنی اینگونه نقل شده است : بزرگ قبیله یا شیخ قبیله مسئولیت گذاشتن تاج بر سر پادشاه و مقام سرکردگی سواره نظام را به صورت ارثی داشته است ، او این امتیاز را داشت که هر وقت پیش شاه است تاجی با سه رشته مروارید بدون زر و گوهر بر سر داشته باشد ، رئیس یک قبیله دیگر مسئول نصب زینت آلات سلطنتی بر سر و بر شاه بود ، پاسبانان ویژه شاه اهل یک قبیله دیگر که از خاندان ممتاز بودند و خدمات دیگر بین خاندان های مختلف دیگر تقسیم می شده است ، این مشاغل شامل : سمت موکل شکارگاه های شاهی ، سمت انباردار (حافظ انبار گندم) ، سمت وکیل در و حاجب سالار (وزیر دربار و رئیس تشریفات) ، سمت ساقی (شربت دار) ، سمت مامور قربانی ، سمت باز دار ، سمت سرایدار عمارت ییلاقی ، سمت پرچمدار جنگ ، سمت پرده دار ، رئیس خدم و قضات عادل در شهر ها و روستا ها

         در دربار دو نفر منهی بود که یکی مُکلف بود حسنات واجب شاه را هنگام خشم به عدالت و مردم دوستی هدایت کند و دیگری کیفر های لازم را به شاه تذکر دهد .

         از جمله حقوق و امتیازات ویژه شاه ، یکی بر سر نهادن تاج بود و دیگری خفتن بر تخت زرین ، شاه برای شکار باغ وحش هایی داشت که حیوانات وحشی در آن نگاه داشته می شد ، حرمسرای شاه نیز در دربار دخالت داشت ، خواجه سرایان غالبا ً اقتدار زیادی داشتند ، شاه در سفر ها جمع کثیری از نیزه داران و پاسبانان ویژه را ملازم رکاب داشت ، هر کس پیش شاه می آمد باید هدایایی را به حضور تقدیم کند ، خزانه شاه و دولت یکی بود ، باج ممالک داخل خزانه شاهی می شد .

         در زمان ساسانیان تقسیمات اجتماعی چهار طبقه بود که هر یک از این طبقات به چند صنف تقسیم می شده است  : 1 – اصحاب دین ( شامل : الف - حکام ، قضات و داوران          ب –  زُهاد ، پایین ترین مرتبه آن مُـغان بعد موبـدان ، رئیس طبقه موبدان را موبدان موبد می گفتند ، سپس هیربُـدان و سایر روحانیون ج – سـدنه ، دستور   د – معلمان ، مغان هندرزبُـد   )  2 – مردان کارزاز ( طبقه مقاتله شامل : الف – سوار )  2 – پیاده  ( بعد از آن به مراتب و اعمال متفاوتند ، رئیس طبقه را ایران سپاهبُـد تا ارتشتـاران سالار گویند . )         3 – کتاب و اهل قلم ( الف – کاتبان رسائل  ب- محاسبات )  ج – کاتبان اقضیه و سجلات و شروط  د – کاتبان سیر ( اطباء ، شعراء ، منجمان ، رئیس طبقه را دویربـُد ، دبیربُـد گویند . ) 4 – چوپانان و برزگران به انضمام هُتُـخشان (محترفه و شهریان و طبقه مهنه شامل : برزیگران ، راعیان ، تجار و سایر محترفه اند ، رئیس طبقه را واستریوش بُـد یا هوتُـخش بُـد گویند . )

         زیردست هر رئیسی ، عارضی است ، بعد از او مفتش یا همرکار (برای تفتیش خطا ها) است ، معلمی نیز از کودکی حرفه و کار را به آنها تعلیم می دهد که به او هندرزبُـد یا اندرزبُـد گویند .

         در دوران پادشاهی ساسانیان اشخاص اول دولت عنوان شاه داشتند و اطلاق عنوان رسمی شاه بر شاه ایران از اینجا می آید .

         ساسانیان رسم ملوک الطوایفی را از اشکانیان یادگار داشتند و بنابر آیین باستان بعضی از مناصب به میراث به رؤسای بیوتات هفتگانه تعلق داشته اند . خاندانی به نام ارتبیدس (ارگ بُـد ، نگهدار قصر) صاحب رتبه شاهی است و تاج نهادن بر سر شاهان وظیفه اوست البته در زمان بهرام پنجم (بهرام گور) اقتدار شاه کم شد و قدرت روحانیون زردشتی به اوج رسیده بود و موبد موبدان تاج بر سر شاه می گذاشت ، دوم موکل امور نظامی است ، سومی امور کشوری را اداره می کند ، چهارمی محاکمات بین طرفین دعوا را فیصله می دهد ، پنجمی فرمانده سواران است ، ششمی متعهد جمع آوری خراج رعایا و مواظبت از خزائن شاهی است ، هفتمی حافظ زرادخانه و مامور تهیه مُهمات نظامی است .

 یادداشت

 در کتیبه های هخامنشی شاهان خود را خشایس یه (شاه ولایت) می خوانند .

عقیده پژوهشگران بر این است که هخامنشیان به یک قسم از دین زردشت گرویدند که با دین زردشتی اوستایی که ما با آن آشنا هستیم متفاوت بوده است روایات پارسیان نیز نشانگر آن است که دین زردشتی تا آغاز پادشاهی ساسانیان دین رسمی دولت نبوده است .

در زمان هخامنشیان تقسیمات اجتماعی چهار طبقه بود : 1- روحانیون  2 – لشکریان  3- کشاورزان  4 – پیشه وران که دو صنف آخر تحت یک عنوان در آمد .

در روزگار ساسانیان تمامی مملکت ایران به چهار ایالت عمده (بدیشخ) بر حسب چهار جهت اصلی تقسیم می شده است .

 منبع

وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانی - تالیف پرفسور آرتور کریستنسن ترجمه استاد مجتبی مینوی -  انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی – 1374


 
مزدک و آیین مزدکی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

مزدک و آیین مزدکی

         در سال 488 میلادی در زمان پادشاهی قباد پسر پیروز  از شاهان ساسانی آیینی توسط مزدک مبتنی بر مساوات در تقسیم ثروت بین افراد جامعه اشاعه یافت ، بنا بر این باور  دارایی ثروتمندان و اغنیاء( اعم از اشیاء مادی و زنان حرمسرا ) باید به فقراء داده می شد ، این نهضت به منزله عکس العمل بردگان و روستاییان نیمه برده و ساکنین سابقا ً آزاد شهر ها و حومه آنها که با اندیشه ضد فئودالیسم و دستگاه برده سازی به صورت جدال طبقاتی در آمده بود محسوب می گردید.

         مزدک توانست با این اندیشه نهضتی بر علیه اغنیاء که اموال بسیار گرد آورده و زنان متعدد را در حرمسرای خویش محبوس کرده بودند ، برپا کند و اعتراض فقراء را بر علیه آنها برانگیزد .

         قباد پادشاه ساسانی در ابتدا از این نهضت پشتیبانی کرد اما به دلیل این حمایت بر اثر توطئه از سلطنت خلع و پس از محاکمه محبوس شد ، او توانست جان خود را از این مهلکه نجات دهد و مجددا ً حکومت از دست داده را باز یابد .

         پس از به قدرت رسیدن مجدد قباد این نهضت به صورت انقلاب در آمد و موجب اغتشاشاتی توام با اعمال افراطی پیروان مزدک چون به غارت رفتن اموال و ضبط و تصرف املاک ثروتمندان و ربودن زنان آنها گردید ، از آن پس قباد با رؤسای مزدکی قطع رابطه کرد و برای از بین بردن آنها مجلس مناظره و مباحثه بین آنها و علماء و روحانیون زردشتی و مسیحی که آنها نیز مخالف این اندیشه نوظهور بودند ترتیب داد ، از آنجا که مخالفین مزدکیان توانستند آنها در مناظره مغلوب کنند ، قباد دستور قتل عام تمامی مزدکیان را صادر نمود و این اندیشه و پیروانش به طور کامل از صحنه تاریخ محو و نابود گردیدند .


 
سروش کیست ؟
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

سروش

تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی          گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش

         سروش در کتاب مینوی خرد از متون فارسی میانه (پهلوی) یکی  از ایزدان است که وظیفه اصلی اش مراقبت بر نظم جهان مادی است ، او روان را پس از مرگ همراهی می کند ، در دوران ساسانی موبدان جهت انجام اعمال آیینی هفت دستیار داشتند که شش نفر آنها با شش امشاسپند مطابقت داشته و هفتمین نفر سروشاورز بوده که در عقب آنها می ایستاده و نظم و ترتیب یزش (مراسم عبادت) را زیر نظر داشته است .

         سروش در باور زردشت به معنای اطاعت و فرمانبرداری است ، او سه روز بعد از مرگ روان مرده ، در کنار کالبد او قرار می گیرد در حالی که روان درستکار خوشحال و روان بدکار رنج می کشد ، روز چهارم مسیر او آغاز می شود ، ایزدان سروش ، وای نیک ، ورهرام و دیوان ویزرش ، استوویدات ، وای بد به خاطر او مبارزه می کنند ، او به پل چینود می رسد که سه داور سروش ، مهر و رشن با ترازویی برای سنجش اعمال او منتظرند .

         سروش یکی از چهره های محبوب دین زردشت است که در تمام آیین ها حضور دارد ، زیرا او در نیایش ها و سرود های مردمان جای دارد و ایزدی است که نیایش ها را به بهشت منتقل می کند ، او چون جنگجویی مسلح و بهترین در هم کوبنده دروغ توصیف شده است ، او فرمانبرداری است که تجسم کلام مقدس است ،

         سروش نخستین آفریده اهورمزدا است ، او با سلاح خویش از هنگام آفرینش به نبرد با دیوان سرگرم است ، او نیرویی است که در نبرد همیشگی علیه نیروی مخرب شر ، پیروزی به همراه می آورد ، در سرود های اوستا به عنوان  سرور مناسک دینی و آیینی دانسته می شود و او را به یاری می طلبند .

         سروش بر فراز البرز کاخی دارد با هزار ستون که از درون ، خود به خود روشن است و از بیرون از ستارگان نور می گیرد ، گردونه او چهار اسب سفید تندروی زیبا با پای زرین دارد ، او سه بار در شبانه روز جهان را در می نوردد تا آفریدگان را نگاهبانی کند .

         سروش بهترین حامی درماندگان است ، او نگهبان آتش است به دلیل محبوبیت فراوان سروش در میان پیروان آیین باستانی در متون پهلوی به عنوان آخرین امشاسپند به شمار می رود .

 

یادداشت

امشاسپند ، شش ایزدند که جلوه هایی از اهورمزدا هستند و نام آنها اردیبهشت ، شهریور ، سپندارمد ، بهمن ، خرداد ، مرداد است .

چینود نام پلی است در عالم برزخ که گذرگاه تمامی مردگان و مجزا کننده بهشت و دوزخ است این پل چون کاردی می ماند که روان بدکار موفق به عبور از روی آن نمی شود و در دوزخ می افتد و برای راستکار عریض و آسان گذر است .

 

منابع

اساطیر ایران – جان هینلز – ترجه ژاله آمزگار ، احمد تفضلی – چشمه 1373

تاریخ اساطیر ایران – دکتر ژاله آموزگار – سمت – 1374


 
کتیبه ای از داریوش اول پیرامون شرح جنگ ها با سرکشان و نکات اخلاقی
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

متن ترجمه شده  DB4

کتیبه ای از داریوش اول پیرامون شرح جنگ ها با سرکشان و نکات اخلاقی

می گوید داریوش شاه : این است آنچه من کردم (از طرف من کرده شده) در بابل

می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من انجام دادم به لطف اهورمزدا ، در همان سال بعد از آنکه شاه شدم ، نوزده جنگ انجام دادم ، به لطف اهورمزدا من آنها را شکست دادم و 9 نفر از شاهان را گرفتم ، یکی گوماته مغ بود ، او به دروغ چنین می گفت : من بردیا هستم پسر کورش ، او پارس را شورشی کرد ، یک اسرینه نام عیلامی ، او به دروغ چنین گفت : من شاه هستم در عیلام ، او عیلام را شورشی کرد بر علیه من ، یک ندیته بیره نام بابلی به دروغ چنین گفت : من نبوکدرچره هستم پسر نبونید ، او بابل را شورشی کرد ، یک مرتیا نام پارسی او به دروغ چنین گفت : من ایمانی هستم ، در عیلام شاه شد ، او عیلام را شورشی کرد ، یک فروتیر نام مادی او به دروغ چنین گفت : من خشثریته هستم از خاندان هوخشتره ، او ماد را شورشی کرد ، یک چیسره تخمه نام اهل ساگارت او به دروغ چنین گفت : من شاه هستم در ساگارت از خانواده هوخشتره ، او ساگارت را شورشی کرد ، یک فراده نامی اهل مرو او به دروغ چنین گفت : من شاه هستم در مرو ، او مرویان را شورشی کرد ، یکی وهیزداته نام پارسی ، او به دروغ چنین گفت : من بردیا هستم پسر کورش ، او پارسیان را شورشی کرد ، یک ارخه نام از ارمنستان ، او به دروغ چنین گفت : من نبوکدرچره هستم پسر نبونید ، او بابلیان را شورشی کرد .

می گوید داریوش شاه : آنها 9 پادشاه هستند که من اسیر کردم در طی جنگ ها

می گوید داریوش شاه : تو که شاه بعدا ً شدی ، خودت از دروغ پرهیز کن ، مردی که پیرو دروغ باشد او را تنبیه خوب کن ، اگر چنین فکری کردی (می اندیشی) سرزمین من استوار بماند .

می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من انجام دادم به لطف اهورمزدا ، این است که در همان یک سال انجام دادم ، تو که بعدا ً این کتیبه را (می خوانی که به وسیله من کرده شده) خواهی خواند که من انجام دادم ، مباد که آن را دروغ بپنداری .

می گوید داریوش شاه :  اهورمزدا را گواه می گیرم که آنچه که من انجام دادم در آن یک سال درست و واقعی است و دروغ نیست .(که من کردم در همان سال)

می گوید داریوش شاه : به لطف اهورمزدا کار های بسیار دیگری هم است که از سوی من انجام داده شده که در این کتیبه ننوشتم ، به این دلیل ننوشتم ، مباد آن که پس از این ، آن که کتیبه را می خواند به نظرش زیاد آید که من کردم و او را باور نشود و آن را دروغ بپندارد .

می گوید داریوش شاه : آنها که قبلا ً اینجا شاه بودند ، آنها را چنان کرده ای نیست که به لطف اهورمزدا در همان یک سال به وسیله من انجام داده شد .

می گوید داریوش شاه : اکنون آنچه را که من انجام دادم به من بگو و آن را پنهان مخواه ، اگر این نوشته را پنهان نکنی و برای مردم بگویی ، اهورمزدا تو را دوست باد و صاحب خاندان بسیاری باد و عمر طولانی کنی .

می گوید داریوش شاه : اگر این نوشته پنهان شود و به مردم نگویی اهورمزدا تو را زننده باد و تو را خاندان مباد .

می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من انجام دادم در همان یک سال به لطف اهورمزدا ، اهورمزدا مرا یاری داد و دیگر خدایان که هستند .

می گوید داریوش شاه : برای این اهورمزدا مرا یاری داد و همچنین دیگر خدایان مرا یاری دادند (که هستند) نه بی اعتقاد بودم ، نه دروغگو بودم ، نه پیرو بدی بودم ، هم من و هم خانواده من بر طبق راستی رفتار کردیم ، نه ضعیف و بیچاره و نه توانا را بدی نکردم ، مردی که کوشید برای خاندان من ، او را خوب پاداش دادم و آن که آسیب رساند او را به سختی مجازات کردم .

می گوید داریوش شاه : تو که پس از این شاه خواهی بود ، از این پس خواهی شد ، مردی که پیرو دروغ باشد یا زورگو است او را دوست مباش و خوب تنبیه کن .

می گوید داریوش شاه : تو که پس این کتیبه را خواهی دید که من نوشتم یا این پیکر ها را ، مباد خراب کنی . تا وقتی توان داری از آن مراقبت (محافظت) کن  .

می گوید داریوش شاه : اگر این نوشته را (پیکره ها را) ببینی آنها را خراب نکنی تا هنگامی که تو را توان باشد اهورمزدا تو را دوست باد و خاندان تو بسیار باد و عمر طولانی داشته باشی و آنچه که انجام می دهی اهورمزدا تو را موفق و نیک فرجام کناد . (دارد)

می گوید داریوش شاه : اگر این نوشته را (پیکره ها را) ببینی آنها را خراب کنی تا هنگامی که  توان داری در طی حکومت اهورمزدا تو را زننده باد و خاندان تو نباد و آنچه را که انجام می دهی آن را اهورمزدا خراب کناد .

می گوید داریوش شاه : این ها مردانی اند که در آن زمان آنجا بودند ، وقتی من گوماته مغ را شکست دادم که خود را بردیا می گفت .

 در آن زمان این مردان کوشیدند به عنوان سرکردگان من ، ویدفرنا  نامی پسر وایسپار پارسی ، اوتانه نامی پسر سوخُره پارسی ، گئوبرو نامی پسر مردونیه پارسی ، ویدرنه نامی پسر بگابیگ نه پارسی ، بغه بوخشه نامی پسر دایووهیه ، اردومانی نامی پسر وهیوکه پارسی

می گوید داریوش شاه : توکه پس از این شاه خواهی بود ، خاندان این مردان خوب را حفاظت کن .

می گوید داریوش شاه : به لطف اهورمزدا من این کتیبه را نوشتم ، علاوه بر این که به زبان آریایی نیز کتیبه گلی و روی چرم نوشته شد و آن را امضاء کردم و نسب نامه درست کردم ، نوشته شد و خوانده شد در حضور من ، این نوشته را من به همه سرزمین ها فرستادم در کشورها مردم در اجرای آن کوشیدند ، آن را به کار بردند .


 
کتیبه داریوش پیرامون نحوه ساخت کاخ شوش
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

متن ترجمه شده  DSF

پیرامون نحوه ساخت کاخ شوش

خدای بزرگ اهورمزدا که این سرزمین را آفرید ، آن آسمان را آفرید ،  که انسان را آفرید ، که شادی را آفرید برای مردم ، که داریوش را شاه کرد ، یک شاه از بسیاری و یک فرماندار از بسیاری ، منم داریوش ، شاه شاهان ، شاه سرزمین ها ، پسر ویشتاسپ هخامنشی  

می گوید داریوش شاه : اهورمزدا که بزرگترین خدایان است او مرا شاه کرد ، این شهریاری را به من ارزانی داشت ، که بزرگترین است ، که نیک مرد و نیک اسب است به خواست اهورمزدا ، پدر من ویشتاسپ و آرشام که جد من است که هر دو زنده بودند هنگامی که اهورمزدا مرا در این سرزمین شاه کرد ، اهورمزدا را چنان میل بود که در تمام این سرزمین به عنوان مرد خودش مرا انتخاب کرد ، او مرا شاه در همه این سرزمین ها کرد ، من اهورمزدا را می پرستم ، اهورمزدا مرا یاری کرد که آنچه که فرمان من بود ، آن را برای من نیک انجام گردانید ، آنچه که من کردم همه را به لطف اهورمزدا کردم ، این کاخ که درشوش ساختم از دور دست تزئینات آن آورده شد ، ابتدا زمین کنده شده تا به سنگ رسیدم ، وقتی کنده شد سپس (سنگریزه) شفته انباشته شد ، یک طرف چهل زرع عمق و طرف دیگر بیست زرع عمق روی آن شفته کاخ ساخته شد و این که کنده شد ابتدا و شفته انباشته شد و خشت زده شده این کار ها را مردم بابلی انجام دادند ، چوب سدر آن از کوهی به نام لبنان از آنجا آورده شد مردم آشور آن را آوردند ، تا به بابل آوردند ، از بابل کاری ها و یونانی ها تا شوش آوردند ، چوب یکا از قندهار آورده شد و از کرمان آورده شد ، طلا از سارد و از بلخ آورده شد که اینجا به کار رفته ، سنگ لاجورد از کاتاپوتکا ، و عقیق که اینجا به کار رفته از سغد آورده شد ، سنگ گرانبهای فیروزه از خوارزم اینجا آورده شد که در اینجا به کار رفته ، نقره و آبنوس از مصر آورده شد ، تزئیناتی که روی دیوار ها با آن تزئین شده از یونان آورده شد ، عاج که اینجا به کار رفته از اتیوپی و از سند و ارُخج ، آورده شدند ، ستون های سنگی که اینجا به کار رفته از روستایی به نام آبیرادو در عیلام آورده شده ، مردانی که روی سنگ کار می کردند (سنگتراشان) آنها از یونانی ها و ساردی ها بودند ، مردان طلاکاری که روی طلا کار می کردند آنها از مادی ها و مصری ها بودند ، مردانی که نجاری می کردند از ساردی ها و مصری ها بودند ، مردانی که روی خشت کار می کردند از بابل بودند ، مردانی که روی دیوار های دژ (کاخ) کار می کردند و دیوار ها را تزئین می کردند از مادی ها و مصری ها بودند .

می گوید داریوش شاه : در شوش کار ها و دستور های بسیار عالی (زیبا) داده شد و کار های بسیار آورده شده بود ، مرا اهورمزدا بپاید و ویشتاسپ پدرم را و سرزمینم را


 
کتیبه خشایارشا اول
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

متن ترجمه شده از کتیبه خشایارشا اول  XPF

 

خدای بزرگ اهورمزدا که این سرزمین را آفرید ، که آن آسمان را آفرید ، که این انسان را آفرید ، شادی را برای برای انسان آفرید ، که خشایارشا را شاه کرد ، یک شاه از بسیاری ، یک فرماندار از بسیاری ، منم خشایارشا شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین های مختلف القبایل ، شاه در این سرزمین بزرگ و وسیع ، پسر داریوش شاه هخامنشی

می گوید خشایارشا شاه : پر من داریوش ، پدر داریوش ویشتاسپ نام بود ، پدر ویشتاسپ آرشامه نام بود ، ویشتاسپ و آرشامه هر دو در یک زمان زنده بودند ، وقتی که اهورمزدا چنان میل بود که داریوش پدر من را شاه کرد در این سرزمین ها ، وقتی داریوش شاه شد کار های بسیاری انجام داد .

می گوید خشایارشا شاه : داریوش را پسران دیگری نیز بودند ، اهورمزدا را چنان میل بود که داریوش پدر من بعد از خود مرا برترین کرد ، وقتی پدرم داریوش از تخت پادشاهی رفت یا مُـرد .، به لطف اهورمزدا من شاه شدم به جای پدر بر تخت پادشاهی پدر نشستم ، وقتی که من شاه شدم ، کار های بسیار کردم ، آن کارها را که پدرم کرده بود من محافظت کردم (پاییم) و کار های دیگری به آنها افزودم ، آنچه که من کردم و آنچه که پدرم کرد ، آن همه از لطف اهورمزدا و به میل او کردیم .

می گوید خشایارشا شاه : مرا اهورمزدا بپاید و پادشاهی مرا و آنچه که من کردم و آنچه را که پدرم کرد نیز اهورمزدا پاید .


 
شرح جنگ با شورشیان مرو ، بردیای دروغین و بابلیان در کتیبه داریوش اول
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

متن ترجمه شده  DB3

شرح جنگ داریوش اول با شورشیان مرو ، بردیای دروغین و بابلیان

 

در متون ترجمه شده از کتیبه های داریوش اول سعی شده تا حد امکان نحوه نگارش و ترتیب واژگان ثبت شده در کتیبه ها تغییر داده نشود و با متن حاضر یکی باشد .

می گوید داریوش شاه : سپس من سپاه پارسی را به سوی ویشتاسپ فرستادم از ری ، هنگامی که آن سپاه به ویشتاسپ رسید ، ویشتاسپ به سپاه پیوست و رفت به محلی به نام پتی گربنا شهری در پارت ، آنجا با شورشیان جنگ کرد ، اهورمزدا مرا کمک کرد ، به لطف اهورمزدا ویشتاسپ آن سپاه شورشی را شکست داد ، در اولین روز کامل از ماه گرامپده بود ، هنگامی که جنگ کردیم .

می گوید داریوش شاه : سپس سرزمین از آن من شد ، این است آنچه که من کردم ( کرده من است ) در پارت

می گوید داریوش شاه : سرزمینی به نام مرو نسبت به من شورشی شد ، یکی به نام " فرادا" اهل مرو ، او را سرکرده کرده بودند ، سپس من "دادرشی" نام پارسی را که بنده من بود و در شهر بلخ شهربان بود ، فرستادم به سوی او چنین ، گفتم : پیش برو آن سپاه را بزن ، که خود را از آن من نمی خوانند ، سپس دادرشی با سپاه رفت و جنگ کرد با مروی ها ، اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشی را شکست سختی داد ، در 23 روز کامل از ماه " آسریدیه " بود وقتی جنک کرده شد .

می گوید داریوش شاه : یک به نام " وهیزداته " در محلی به نام " تاروآ " در شهری به نام "یاویتا" در کشور پارس آنجا مستقر بود ، او برای دومین بار شورش کرد در پارس ، به مردم چنین گفت : من " بردیا " هستم ، پسر کورش ، سپس سپاه پارسی که در کاخ بودند ، قبلا ً از "انشان" فراخوانده شده بود ، بیشتر آنها نسبت به من شورشی شدند و به سوی وهیزداته رفتند ، او شاه پارس شد ، در پارس

 می گوید داریوش شاه : سپس من سپاه پارسی و مادی را که تحت فرمان من بودند ، فرستادم و " آرته وریه " نامی پارسی را که بنده من بود ، او را سرکرده آنها کردم ، باقیمانده سپاه پارسی به دنبال من رفت ، به ماد رسید ، سپس آرته وریه با سپاه به پارس رهسپار شد تا در محلی به نام " رخا " در پارس آنجا آن وهیزداته که خود را بردیا می خواند با سپاه به مقابله با آرته وردیه برای جنگ کردن کرد ، و اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه وهیزداته را شکست سختی داد ، 12 روز از ماه " ثوره وهره " گذشته بود که با آنها جنگ کرده شد .

می گوید داریوش شاه : سپس آن وهیزداته با سپاه کمی گریخت و به پاسارگاد رفت ، از آنجا سپاهی برای خود تهیه کرد و برای بار دیگر به مقابل ارته وریه آمد برای جنگ کردن ، در کوهی به نام " پرگه " آنجا جنگ کردند ، اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه وهیزداته را شکست سختی داد ، از ماه " گرامپده " 5 روز گذشته بود که جنگ شد ، آن وهیزداته را گرفتم و آنهایی که سرکردگان پیروان او بودند .

می گوید داریوش شاه :  سپس من آن وهیزداته که خود را بردیا می نامید او سپاهی را به "هرووات" فرستاد " ویوانه " نامی پارسی را که بنده من بود و در " هرووات " شهربان بود در مقابل او بود ، و یک مرد را سرکرده کرد ، به آنها گفت : پیش بروید و آن ویوانه را بکشید و آن سپاهی را که خود را از آن داریوش شاه می خوانند ، سپاه که وهیزداته فرستاده بود رفت ، و برابر ویوانه برای جنگ کردن در دژی به نام " کاپیش کانی " با هم جنگ کردند ، اهورمزدا کمک کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشی را شکست سختی داد 13 روز از ماه "آنامکه" گذشته بود هنگامی که جنگ کردیم .

می گوید داریوش شاه :  دوباره بعدا ً شورشیان گردآمدند و در برابر ویوانه جنگ کردند در ناحیه ای به نام " گدوته وه " با هم جنگ کردند ، اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشی را شکست سختی داد ، از ماه " وی خنه " 8 روز گذشته بود که جنگ کرده شد .

می گوید داریوش شاه : پس از آن مردی که سرکرده سپاه بود و وهیزداته فرستاده بود به سوی ویوانه ، با سپاه کمی گریخت ، در دژی به نام " آرشاده " در " اُرُخج " تا به آنجا رسید ، آنگاه ویوانه با سپاه به دنبال او رفت ، آنجا او را که مقدم سرکردگان پیروان او بودند گرفت و کُشت.

می گوید داریوش شاه : سرزمین کشور از آن من شد ، این است آنچه که من انجام دادم در اُرُخج

می گوید داریوش شاه : هنگامی که در پارس و ماد بودم ، برای دومین بار بابلیان شورشی شدند ، مردی " ارخه " نام ارمنی پسر " هلیته " ، او شورش کرد در بابل در سرزمینی به نام "دوبلله" ، از آنجا به مردم چنین دروغ گفت : من " نبودچره " هستم ، پسر " نبونید " ، سپاه بابلی نسبت به من شورشی شد و به طرف ارخه رفت ، او بابل را گرفت ، او شاه شد در بابل

می گوید داریوش شاه : سپس من سپاهی فرستادم به بابل ، " ویده فرنا " نامی پارسی که بنده من بود بر آنها سرکرده کردم ، سپس به آنها گفتم : پیش بروید ، آن سپاه بابلی را بکُشید که خود را از آن من نمی خوانند ، سپس ویده فرنا با سپاهی به بابل رفت ، اهورمزدا کمک ارزانی داشت ، به لطف اهورمزدا ویده فرنا بابلیان را کُشت و اسیر کرد بقیه را ، از ماه " ورکه زنه "  22 روز گذشته بود از هنگامی که آن ارخه ، " نبوکودرچرا " به دروغ خود را خوانده بود  و مردانی که آنها بیشترین ، مقدم ، سرکرده پیروان او بودند ، گرفتم و دستور دادم ارخه و مردانی که آنها بیشترین پیروانش بودند در بابل به دار بزنند .


 
متن کتیبه ای از داریوش اول پیرامون کندن کانال سوئز
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

متن ترجمه شده DZC

خدای بزرگ اهورمزدا است که آسمان را آفرید ، که انسان را آفرید ، که شادی را آفرید ، داریوش را شاد کرد ، به داریوش پادشاهی را ارزانی داشت ، شهریاری که بزرگ و خوب است و خوب مرد است ، منم داریوش شاه بزرگ ، شاه شاهان کشور های دارای همه گونه مردم مختلف القبایل ، شاه در این سرزمین گسترده و بسیار وسیع و دور ، پسر ویشتاسپ هخامنشی

می گوید داریوش شاه : من یک پارسی هستم از پارس ، مصر را گرفتم ، من دستور کندن کانال را دادم از رود نیل که در مصر جاری است به دریایی که که از پارس می آید ، آنگاه این کانال کنده شد آنگونه که من دستور دادم و کشتی ها آمدند به مصر به طریق این کانال به سوی پارس آنطور که مرا میل بود .


 
متن ترجمه شده از کتیبه ای از داریوش اول
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

متن ترجمه شده DNA

         یکی از منابع معتبر برای تاریخ نویسی ، آگاهی از وضعیت اجتماعی و قدرت سیاسی دوره هخامنشی ، کتیبه های به جا مانده از آن دوران است .

         خدای بزرگ اهورمزدا است که این سرزمین را آفرید ، انسان را آفرید ، شادی و صلح را برای انسان آفرید ، داریوش را شاه کرد ، یک شاه از شاهان بسیار ، یک فرماندار از فرمانداران بسیار ، منم داریوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه کشور های مختلف القبایل ، شاه در سرزمین بسیار بزرگ و گسترده ، پسر ویشتاسپ هخامنشی ، پسر پارسی ، یک آریایی دارای نژاد آریایی

می گوید داریوش شاه : به لطف اهورامزدا این سرزمین هایی است که من گرفتم که دور از پارس است ، من بر آنها حکمرانی کردم ، به من باج دادند ، آنچه از طرف من به آنها گفته شد آن را انجام دادند . قانون من آنها را نگهداری کرد ، ماد عیلام ، پارت ، هرات ، بلخ ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، اُرُخج (بلوچستان) ، سگتوش ، قندهار ، سند ، سکاهایی که هوم می نوشیدند ، سکاهایی که کلاه خُود می پوشیدند ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، کاتپه توکا ، سارد ، یونیه ، سکاهایی که آن سوی دریا هستند ، سکاهایی که سپر یونی ها را داشتند ، لیبیایی ها ، حبشی ها ، مکران ها ، کاریان ها

می گوید داریوش شاه : اهورامزدا وقتی دید این سرزمین در آشوب است ، آنگاه آن را به من ارزانی داشت ، مرا شاه کرد ، من شاه هستم ، به لطف اهورمزدا من آن را در این مکان سر جایش نشاندم ، آ نچه من گفتم ، آن را انجام دادند ، آن طور که مرا میل بود ، اگر بیندیشی که چند کشور بوده که داریوش شاه داشت ، پیکره ها را ببین که تخت را می برند ، آنگاه خواهی دانست و آگاه خواهی شد از نیزه مرد پارسی که به دور دست برده شد . یک مرد پارسی آن را به دور دست برده است .

می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من کردم ، این ها را همه به لطف اهورمزدا انجام دادم ، اهورمزدا به من کمک ارزانی داشت تا من این کار ها را انجام دهم ، اهورمزدا مرا ار آسیب نگهداری می کند و خاندانم را و این سرزمین را ، من اهورمزدا را ستایش می کنم ، این را اهورمزدا به من داده است ، مردی که اهورمزدا را فرمان برد او را مخالف به نظر نمی رسد ، پیروانش او را ترک نمی کنند و آشوب به پا نمی کنند .


 
سنگ بیشتون نوشته داریوش شاه
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 ترجمه یکی از سنگ نوشته های بیستون

         برصخره ای در منطقه بیستون نزدیک شهر کرمانشاه کتیبه ای است به بلندی هفت متر و هشتاد سانتیمتر و درازای بیست و دو متر که در پنج ستون به سه زبان و متجاوز از هزارسطر توسط داریوش اول پادشاه هخامنشی نوشته شده است  ، متن زبان فارسی باستان شامل 515 سطر ، متن زبان عیلامی شامل 650 سطر و متن زبان اکدی شامل  141 سطر  است.

         خواندن کامل نوشته های میخی فارسی باستان از سال 1836 توسط لاسن و بورنف میلادی آغاز شد و سپس توسط فلاندن و کوست دو گردشگر فرانسوی و راولینسون فرماندار نظامی انگلیس در کرمانشاه ، جکسون استاد دانشگاه کمبریج و سرانجام بوسیله کامرون قسمت های ناخوانا دقیقا ً بازخوانی شد .

 

متن ترجمه شده DPE

 

منم داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین هایی که بسیار است ، پسر ویشتاسپ هخامنشی

می گوید داریوش شاه : به لطف این سرزمین ها که من دارم همراه با این پارس که از من ترسیدند .

 به من باج می دادند عیلام و ماد و بابل و عربستان و آشور و مصر و ارمنستان و کاتاپوتکه و سارد و یونیه (یونانیان) که کنار خشکی و آنها که کنار دریا هستند و کشور هایی که آن سوی دریای ساگارتا و پارت و زرنگ و هرات و بلخ و سند و خوارزم و ستگوش (افغانستان) و ارُخج و سند (هند) و قندهار و سکا و مکران

می گوید داریوش شاه ، اگر فکر کنی از دیگری نمی ترسم از این مردم پارس نگهداری کن ، اگر مردم پارس نگهداری شوند ، محافظت شده باشند برای مدت طولانی ، شادی خوشبختی ناگسستنی از طرف اهورمزدا به این خاندان می رسد .  


 
مانی و مانویت
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

مانی و مانویت

         مانی از مردم همدان بود وی در سال 215 میلادی به دنیا آمد و سپس به بابل مهاجرت کرد ، آیین مانی در قرن سوم و چهارم میلادی رواج داشت و تا قرن هفتم از ادیان رایج است به ویژه در شمال شرقی ایران و تا چین نیز نفوذ کرد .

         مانی و پیروانش از خطی آوانگار به نام خط مانوی برای نگاشتن آثارش استفاده می کردند که مقتبس از خطوط آرامی است ، او استعداد خاصی در هنر نقاشی و کتابت داشت و آن را به شیوه ممتاز می آراست ، بخش مهمی از آثار مانی به زبان پارتی و فارسی میانه به خط مانوی است ، انجیل مانی و شاپورگان دو اثر او هستند که تلفظ کلمات دقیق تر و روشن تر از خط پهلوی است و هُزوارش نیز ندارد .

جهان بینی مانی

مانی سه دوره را برای هستی بیان می کند :

 1 - دوره ای که دو جهان روشنایی و تاریکی از هم جدایند .

2 -  دوره آمیختگی

 3 - دوره جدایی روح از ماده تاریکی

         مانی معتقد است وقتی جهان از انسان پُـر می شود ، پر بزرگی زروان یا پر روشنی با یاری گرفتن از بهمن پیامبرانی را برای راهنمایی انسان در مکان های مختلف و زمان های گوناگون فرو می فرستد ، " بودا " را به سرزمین هند ، " زردشت " را به سرزمین پارس ، " عیسی " را به سرزمین مغرب و " مانی " را به میانه زمین یعنی بابل زمین می فرستد .

         مانی در یکی از متون مدعی است که دین او آخرین دین و او خاتم پیامبران استاما بودا ، زردشت و عیسی برای مکان و زمان معین فرستاده شده ولی مانی برای تمام جهان است و جاودانه خواهد بود ،  در واقع مانی مدعی شده بود که او کسی است که عیسی به آمدنش بشارت داده است . ( یعنی فارغلیط )

         به گفته مانی پیامبران موظف بودند مردم را آگاه سازند و چنین کردند آنها حقایق را برای مردم گفتند اما گفته های آنان تحریف شده و وظیفه مانی آن است که حقایق را بار دیگر برای همه مردم جهان باز گوید تا روشنی از بند تاریکی آزاد شود به همین دلیل است که مانویان کتاب های مانی را به زبان های شناخته شده زمان خود برگردانده اند تا مردم هر ناحیه ای آن را بخوانند و از حقایق آگاه شوند .

مانی پیروان خود را به دو گروه تقسیم می کند :

1-    وزیدگان : آنها از خوردن گوشت و نزدیکی خودداری می کردند و حق داشتند غذای گیاهی بخورند به شرط این که گیاه را خود نچیده باشند ، در طول سال فقط مجاز به داشتن یک دست لباس بودند ، وظیفه آنها تبلیغ و مسافرت به جاهای دیگر بود .

2-   نیوشاگان : آنها حق داشتند گوشت حیوان مرده یا کشته شده بخورند ، یک زن بگیرند ، به کار تولیدی بپردازند .

         پس از این که همه انسان ها به درجه وزیدگی برسند روشنی های در بند به بهشت نو می رود و روشنی های دیگر که در بند ماده گیاهان و حیوانات است جدا می شوند ، در این هنگام عمر جهان به پایان می رسد و آتش سوزی بزرگی بر پا می شود که 1400 سال طول می کشد تا همه روشنی ها رها شوند و در تاریکی ماده در گودال اهریمنی گذاشته می شود و سنگی بزرگ برروی آن می نهند تا ماده از آن بیرون نیاید ، بدین ترتیب ماده برای همیشه زندانی می ماند و بهشت نو به بهشت اصلی متصل می شود و جهان نو برای همیشه از تاریکی در امان می ماند .

 

  

یادداشت

انسان از دیدگاه مانی زندان روشنی هاست .

زروان : خدای زمان و تقدیر است که شخصیت او را ابهامی فراگرفته است و سرشتی جاودانه و دوگانه دارد ،  در آیین زروانی ، زروان پدر اورمزد و اهریمن دو برادر توأمان است . در زمانی که هیچ وجود نداشت زروان یزش ها (نیایش) می کند برای این که پسری داشته باشد ، دو پسر در بطن او بوجود آمدند ، برخی معتقدند کیش زروانی متعلق به پیش از دوران زردشت است که در زمان هخامنشی بر اثر نفوذ عقاید بابلی پیدا شده است .

بهمن یکی از ایزدان است .

به دلیل این که اکثر کاتبان متون پهلوی از اقوام آرامی بودند آنها بسیاری از کلمات آرامی را در این آثار می آوردند ، به کار بردن کلمات آرامی در متون را هُزوارش می گویند .


 
آرش کمانگیر
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

آرش کمانگیر

(فریدون ،سلم ، تور ، منوچهر )

فریدون سه پسر داشت که کشور را بین آنها تقسیم کرد ، او ثروتمندی بسیار را برای سلم ، نیرومندی را برای تور و دین را برای ایرج از اهورمزدا می خواهد ، فریدون سرزمین روم تا ساحل دریا را به سلم و ترکستان را با بیابان تا ساحل دریا به تور و ایرانشهر و هندوستان را تا ساحل دریا به ایرج بخشید و تاج را از سر برداشته و بر سر او می نهد . فریدون فرزند کوچک ایرج را بر سلم و تور ترجیح داد ، ایرج به دست برادرانش از روی حسد کشته می شود اما از نسل او دختری به نام وزک یا گوزگ باقی می ماند ، فریدون این دختر را پنهانی می پرورد و از او منوچهر زاده می شود که به قصاص ایرج ، سلم و تور را می کشد و خود به پادشاهی می رسد . در زمان منوچهر  افراسیاب تورانی به ایرانشهر می تازد و منوچهر را در طبرستان محصور می کند ، سرانجام هر دو به صلح تن در می دهند و منوچهر از افراسیاب درخواست می کند که به اندازه پرتاب یک تیر از خاک ایران را به او برگرداند ، منوچهر دستور می دهد تیر و کمان خاصی بسازند و به آرش که تیرانداز ماهری بود دستور می دهد تا تیر را بیندازد .

آرش گفت : ببینید که بدن من عاری از هر جراحت و بیماری است اما بعد از این تیراندازی نابود خواهم گشت . او کمان را کشید و تیر به اقصای خراسان رفت و بر گردویی نشست و بدین طریق مرز ایران و توران معین شد اما خود جان به جان آفرین داد .


 
نگارم برای تو و همه نگار ها
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

(گزیده هایی از اشعار حافظ)

نگار 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

هر نقش که دست غقل بندد

جز نقش نگار خوش نباشد

عروس طبع را زیور ز فکر بکر می بندم

بود کز دست ایامم به دست افتد نگاری خوش

بیا که توبه ز لعل نگار و خندة جام

حکایتیست که عقل نمی کند تصدیق

 نگار می فروشم عشوه ای داد

 که ایمن گشتم از مکر زمانه

من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش

نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

ساعد آن به که بپوشی تو ، چو از بهر نگار

دست در خون دل پر هنران می داری

در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند

گرت ز دست برآید نگار من باشی

گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین دل

حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی

این خون که موج می زند اندر جگر تو را

در کار رنگ و بوی نگاری نمی کنی

قامتش را سرو گفتم سرکشید از من به خشم

دوستان از دست می رنجد نگارم ، چون کنم ؟

بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار

چند و چند از پی کام دل دیوانه روم؟

زاهد برو که طالع اگر طالع من است

جامم به دست باشد و زلف نگار هم

بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر

بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

نگارین گلشنش رویست و مشکین سایبان ابرو

حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا

دست زدم به خون دل ، بهر خدا نگار کو ؟

روی نگار در نظرم جلوه می نمود

و ز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

گر دست دهد خاک پای نگارم

بر لوح بصر خط غباری بنگارم

چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی

که روز واقعه پیش نگار خود باشم

دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری

مرضیهٌ السجایا ، محمودهٌ الخصائل

حافظ از سر پنجه عشق نگار

همچو مور افتاده شد در پای پیل

بادة گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبک

ن‍ُقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام

ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ

که همچو سرو به دستم نگار باز آید

گر دیگران به عیش و طرب خُرمند و شاد

ما را غم نگار بُود مایه سُرور

 چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مُشک

که نقش خال نگارم نمی رود ز ضمیر

نگاری ، چابکی ، شنگی ، کُله دار

ظریفی ، مهوشی ، ترکی قباپوش

هم گلستان خیالم ز تو پُر نقش و نگار

هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر

در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد

قدح درکش و سرخوش به تماشا به خرام

تا ببینی که نگارت به چه آیین است

رقص بر شعر تر و نالة نی خوش باشد

خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند

یاد باد آن که نگارم چو کمر بر بستی

در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گُزید

من اگر مهر نگاری بگُزینم چه شود؟

هر آب روی که اندوختم ز دانش و دین

نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد

نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست

گره بگشود از ابرو و بر دل های یاران زد

هزار نقش برآید زکلک صُنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

آن پریشانی شب های دراز و غم دل

همه سایة گیسوی نگار آخر شد

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پیداست نگارا که بلند است خیالت

خندة جام می و زلف گره گیر نگار

ای بسا توبه که چون توبة حافظ باشد

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود ، رختم از اینجا ببرد

سعدی

نگار من چو درآید به خندة نمکین

نمک زیاده کند بر جراحت ریشان


 
جدول زمان بندی سلسله هخامنشی بر اساس نظر شادروان حسن پیرنیا
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

                 جدول زمان بندی سلسله هخامنشی بر اساس نظر شادروان حسن پیرنیا

                                      (کلیه تاریخ ها مربوط به قبل از میلاد مسیح و ق . م به معنی پیش از میلاد مسیح)                                                                                 

                                               هخامنش                                              ؟                                    

                                               چیش پیش شاه پارس                           حدود 730 ق.م                                  

                                               کمبوجیه شاه پارس                                     ؟                                          

                                          کورش شاه پارس                                       ؟                                   

                              چیش پیش شاه پارس و انزان                            ؟                                 

             شاخه پارسی                                                                                       شاخه انزانی  

آریامن                               ؟                                                                  کورش                             ؟

آرشام (آرسام)                  ؟                                                                  کمبوجیه                         ؟

ویشتاسب                         ؟                                                                  کورش بزرگ           559 تا 529 ق.م

داریوش یکم            521 تا 486 ق.م                                                      کمبوجیه              529 تا 522  ق.م             خشایارشای یکم      486 تا 465 ق.م                                                                                                                         اردشیر یکم              464 تا 424 ق.م                                                                                                              خشایارشای دوم               424  ق.م                                                                                                                   سغدیان (سغدیانس  )       424    ق.م                                                                                                               داریوش دوم           424 تا 404      ق.م                                                                                                                   اردشیر دوم            404 تا 360      ق.م                                                                                                                اردشیر سوم               360 تا 338 ق.م                                                                                                                 ارشک (آرسمس)        338 تا 336 ق.م                                                                                                               داریوش سوم                336 تا 330ق.م      

ضمن عرض پوزش از نحوه چاپ مطالب در وبلاگ علت ضعف سامانه وبلاگ است .                                                                                                         


 
نذر در ایران باستان
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

 

 

نذر در ایران باستان

افراد مذهبی غنی و فقیر برای برآورده شدن آرزو ها و نیاز هایشان اشیاء و مواد خوراکی را تقدیم معابد و خدایان می نمودند ، زنانی که آرزوی فرزند داشتند ، چوپانانی که آرزوی ازدیاد تولید مثل رمه هایشان را داشتند ، کوزه گران و سفالگران و زرگران ظرف یا خمره یا زیوری را تقدیم معابد می کردند تا در مشاغل خود توفیق یابند ، سربازانی که آرزوی پیروزی و برتری سلاح هایشان بر دشمن داشتند همگی هدایایی به خدایان و معابد تقدیم می نمودند .

کارگاه هایی در جوار همسایگی معابد ، محل تولید و تهیه این نذورات و اشیاء به خریداران بود و بهای اشیاء براساس طلای به کار رفته در شی تعیین می شد نه ارزش کار !

معبد سرخ در لرستان شبیه چنین کارگاهی را داشته است .

نقوش یک سینی متعلق گنجینه ارس نمازگزارانی را نشان می دهد که در حال عبادت ایستاده و دست ها را بلند کرده و در حال تقدیم ظروف و یا مجمری به خدایان هستند .

نقوش یک سینی متعلق به همین مکان نمازگزاری را نشان می دهد که شاخه گیاهی را در دست راست خود نگهداشته و هم زمان با دست چپ خود به زیارتگاه تکیه زده است .

به طور کلی نقوش موجود بر این آثار هنری مفاهیم و اطلاعات زیادی در مورد فرم ظاهر لباس مردمان و طبقات اجتماعی ، انواع سلاح های مورد استفاده ، حیوانات سودمند آنها ، ابزار ها و ارابه های حمل و نقل و جنگی ، اعتقادات و خدایان مورد پرستش را برای محققین روشن می نماید .

متفاوت بودن جنس و ارزش فلز این اشیاء و هدایا بیانگر طبقه اجتماعی و منصب هدیه دهنده بوده است .

مشاهده و مقایسه باستان شناسان و پژوهشگران در زمینه هنر بکار برده شده روی ظروف و قطعات یافته شده در مکان های مختلف نشانگر شباهت های زیاد اقوام در زمینه شیوه تولید ، معیشت ، فنون رزمی و دفاعی ، کاربرد ابزار و ادوات جنگی و شکار ، لوازم خانه و شیوه دفن است .

 

تاریخ ایران باستان (مجموعه جیبی) - حسن پیرنیا - خیام -  1313


 
ایرانی ، پارسی ، آریایی
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

ای سرزمین اساطیری ، ای آبرومند سربلند که سربلندیت ساخته از سیم و زر مادی نیست از آن چیزیست که قابل ستایش است و آن برتری اندیشه ، نبوغ ، دانش و هوش ، راست اندیشی ، راست کرداری و راست گفتاری مردمان توست و آن ریشه مستحکم متکی بر فرهنگ غنی به قدمت تاریخ توست .

اگرچه که چراغ روشنگر تاریخ نورش توان روشن نمودن گذشته دیرین مه آلود سرزمین ایران را ندارد ، اما می بالم به منش بلند و پاکی سرشت و شجاعت آزادگان سرافرازش همچنان درفش استقلال بر توسن مراد به همت و بازوی پرتوان آرش هایش در اهتزاز مانده است . مردمانی که با باور های پاک و هنر و موفقیت های چشمگیر خود موجبات افتخار ایرانیان به بیش از دو هزار و ششصد سال پیشینه تاریخی را فراهم آورده اند ، می بالم به مردمانی که در کسب دانش و هنر های جدید پیشتاز و در آفرینش آثار هنری از نخستین ها بودند  و می بالم به سرزمین زرخیز ی که مهاجمین هرچندگاه به طمع دست یازی به ذخایر و غنایمش خون مردمان پاکش را ریخته اند .

باید بر گذشته خود بالید که روزگار کهن سرآمد اقوام و از برترین مردمان بوده ایم ، بالیدن به گذشته اگرچه افتخار است اما کافی نیست ، پس به گذشته درخشان سرزمین خود بنگریم و با بهره جویی از نیکی ها و موفقیت ها به سوی آینده خجسته حرکت کنیم و استمرار دهنده موفقیت های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، هنری و سیاسی با استفاده از امکانات پیشرفته امروزی باشیم و به شیوه گذشتگان در میان مردمان و ملل دیگر " جهان داری " نماییم که فرق است بین جهان داری و جهان گیری ، تا باز جهانیان مبهوت و شگفت زده استعداد ، تدبیر ، ابتکار و کارایی تحسین برانگیز ایرانی نماییم .

موفقیت گذشتگان ادعا نیست و شاهد آن آثار و نوشته های مورخان یونانی  چون هردوت ، کنزیاس ، گزنفون ، سیسلی ، پمپه ، استرابون ، پلی بیوس ، پلوتارک ، پلینیوس ، آثار مورخان بابلی ، مصر ، عبرانی ، یهودی ، رومی ، عربی و چینی در دوران باستان و در دوران جدید تر سفرنامه هایی از مارکوپولو  در دوران مغول ، شاردن در عهد صفویه ، کشیش دانمارکی نیبور در عهد زندیه و نتایج بررسی کتیبه ها و سنگ نوشته ها ، تندیس ها ، لوح های گلی و سنگی ، نوشته های روی چرم ، نقوش روی زیورآلات ، اشیاء زینتی و جنگی ، اسباب زندگی مانند گلدان ها ، کوزه ها ، ظروف و آثار پژوهشگران و تحقیقات متاخرینی چون گریشمن ، آرنولد ، دیاکونف ، اومستد ، نولدکه ، دارمستتر ، هرتسفلد ، راندا ، ایلرز ، هانز ، کاری ، ماری کخ و ... است .

آریایی کیست ؟ در چه زمانی می زیسته است ؟ به چه علت مهاجرت نموده است ؟

مفهوم آریایی به معنی مهمان نواز ، آزاده و اصیل است ، آریایی به مردمانی اطلاق می شده که روزگاران کهن به سرزمین هند و ایران مهاجرت کرده و با اقوام یونانی ، رومی ، اسلاوی ، ژرمن و کلت ( هند و ژرمن ) خویشاوند بوده اند .

ایرانیان به خاطر اشتراک نژاد با هندی ها دارای مشترکات قومی و فرهنگی دیرینه هستند .

بر سر زیستگاه اولیه آریاییان اختلاف نظر وجود دارد ، برخی محل زندگی اولیه آنان را کوه های هندوکش یا اندکی فراتر در روسیه ، حوالی دریاچه آرال و اطراف رودخانه جیحون و سیحون تا امتداد شمال خاوری افغانستان امروزی می دانند . پژوهشگران زمان مهاجرت آریاییان را هزاره دوم پیش از میلاد می دانند که شاخه ای از این اقوام به هندوستان امروزی و شاخه ای وارد فلات آریانا یا سرزمین آریا ها و به ایران امروز شدند و گروه هایی نیز به سرزمین هایی که قومیت و زبان آنها را هند و ژرمن می گویند مهاجرت نمودند .

با ورود آریا ها به فلات ایران مردمان بومی ساکن ( حوریان و کاسیان ) از فلات ایران بیرون رانده شدند و آریایی بودن یکی از شروط حاکمیت و صلاحیت زیستن در این منطقه شد ، در هندوستان نیز چنین تفکری در جامعه وجود داشته و آریایی ها به صورت طبقه ای ممتاز در هند بوده اند .

پژوهشگران زمان درازی را به عنوان وقفه در امر ادامه حرکت آریایی ها و ادامه مسیر آنان می دانند ، آثار و شواهد تاریخی ورود آریا ها به آسیای غربی را حدود 1400 پیش از میلاد نشان می دهد این امر نمایانگر عدم ورود همزمان اقوام آریایی به آسیای غربی است .

باستان شناسان با بررسی مشترکات فرهنگی و اجتماعی و پیشینه کهن این مردمان و بسیاری از واژه های همسان در کتیبه ها های میخی یافته شده در آسیای صغیر و نواحی مجاور آن به نام های زیادی از خدایان و واژه ها در زبان هندی باستان انطباق پیدا می کند دست یافته اند . در سروده های ودایی هندیان نام خدایانی چون میترا و ایندرا با قدیمی ترین اسناد تاریخی متعلق به پادشاه میتانی شاخه ای از آریایی ها مشترک است این اختلاف در قلمرو دستور زبان نیز بسیار ناچیز است .

سرزمین های دیگر غیر از ایران که نشانه حضور آریایی ها را دارند شامل افغانستان ، جنوب غربی پاکستان ( بلوچستان ) ترکستان روس تا سیر دریا در امتداد قلمرو آرال – کاسپی در دریای مازندران ، جنوب روسیه تا کرانه های دریای سیاه می گردند .

ایرانیان به آمیختگی فرهنگی با اقوام دیگر نیز تن در داده اند اما چنین نشانه ای در مورد هندیان صدق نمی کند ، ارتباط ایرانیان با تمدن های دیگر مانند تمدن ساکنین بین النهرین و یونان و اقتباس مکرر خط از اقوام سامی و آرامی نژاد موجب ورود عناصر غیر ایرانی به فرهنگ ایرانی و دگرگونی گویش های ایرانی و دستور زبان آنها شده است .

قوم شناسان و زبان شناسان بسیاری از ملل اروپایی به ویژه ساکنان شمال اروپا                     ( اسکاندیناوی ، آلمان ، روس ، یونان ) را ملل برادر با آریایی می دانند .

نخستین مظهر حاکمیت آریا ها دولت ماد است که در بر گیرنده قبایل شمالی و غربی ایران که در " رگا " و " اکباتان " ( احتمالا ً ری و همدان امروزی ) سکنی داشته اند البته همزمان با آنها اقوام و قبایلی در خاور ایران ( سکا ها ) نیز زندگی می کرده اند . ماد ها در سده هشتم پیش از میلاد به رهبری دیااکو متحد شدند ، دولت ماد دارای شاهک های متعدد بود . یکی از قبایل ماد ها ، مغان بودند . هردوت گزارش می کند که اکباتان و بقیه سرزمین مادها تشکیل ده ساتراپی ( ایالت ) را می داده است .

ماد ها از حملات آشوریان و سکیت ها زیان و آسیب دیدند و در سال 553 ق م بر اثر حمله کورش از گروه دیگری از اقوام آریایی به نام پارس ار سلسله هخامنشیان سرنگون شدند .

این واقعیت  وجود دارد که نجد ایران پذیرنده اقوام و قبایل گوناگون بوده است و بدان معناست که محل اسکان و اطراق این قبایل متعلق به خود آنها نبوده است . ورود اقوام و خروج اجباری بومیان یا در آمیختن با فاتحان ، نژاد دو رگه و آمیخته را به وجود آورده است . به عنوان نمونه نشانه ورود معیار های فرهنگی سامی در حریم هنر ، خط زبان ، معماری و معتقدات و سایر موارد را می توان در نفوذ تمدن سومر بر عیلام به شکل بارز و چشمگیر دید اما با توجه به همه تحولات و دگرگونی هایی که ایران تجربه کرده ، اساس و جوهر فرهنگ ایرانی در بسیاری از مناطق حفظ شده است .

به رغم حضور و زندگی اقوام و قبایل گوناگون در فلات ایران در طی هزاره ها همه آنها تحت عنوان و در قالب " ایران و ایرانی " در تاریخ شناخته و ثبت شده اند ، یک عنصر موثر در حفظ این قالب " زبان " است که اقوام با آن معرفی می شوند ( مانند کردی ، لری ، گیلکی ، ترکی ، عربی ، ... ) در حقیقت زبان است که ارتباط این اقوام و ملت ها را با یکدیگر بیان می کند و با توجه به ارتباط مستقیم زبان و نژاد با یکدیگر زبان آنها از یک خانواده و از یک نژاد محسوب می گردند .

رومان گریشمن بر این باور است که با توجه به اصول مطرح شده توسط زبانشناسان پیوندی میان زبان ها و گویش های ایتالیایی ، سلتی ، هند و ایرانی وجود دارد که این می تواند حکایت از مشترکات نژادی و خویشاوندی  های قومی هند و اروپاییانی که به آسیا مهاجرت کردند و دسته ای که به اروپای شمالی ، غربی و جنوبی رفته اند باشد .

در طول تاریخ زبان آریایی ها جای خود را به هیچ زبان دیگری نداده ولی میزبان واژه های بسیاری از زبان های بیگانه بوده است و به بیان های گوناگون ولی کاملا ً واحد به صورت هند و اروپایی ، هند و آریایی و هند و ژرمن ظاهر شده است .

ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه مبتکر خطی که بتوان آن را خط آریایی یا ایرانی نامید نبوده اند ، هخامنشیان خط میخی را از خطوط میخی عیلامی ، بابلی و اکدی ( سومری ) اقتباس کرده اند ، پس از سقوط ساسانیان خط عربی که از خطوط اقوام سامی و آرامی است جای خط پهلوی را گرفت ، به طور کلی ایرانیان همه خطوط خویش در طول تاریخ را از اقوام سامی و آرامی اقتباس کرده اند .

 منابع تاریخی ، گزارش از برخورد و اختلاف در جهان بینی و دیانت آریا ها در فلات ایران و همسایگان غربی آنها در بین النهرین و ناسازگاری با فرهنگ آریا ها در هند می کنند  و بر این باورند که ثمره این برخورد فرهنگی پیدایش ادیان قدیم آریایی است .

براساس منابع یونانی دیانت ایرانیان بنابر اعتقادات آریاییان که بخش قابل توجهی از آن بین آریا های هند و آریا های ایرانی مشترک بوده ، پایه گذاری شده اما بتدریج بسیاری از خدایان آریایی ، مراسم قربانی و اجرای آداب و رسوم و سنن ایرانیان دگرگونی اساسی را تجربه کرده و برخی از خدایان از گردونه خدایان بیرون رانده شدند .

بنابرین آریایی ها ( ایرانیان ، هندی ها ، ژرمن ها ) و اسلاف آنها نه تنها از طریق زبان هایشان با هم خویشاوند و از یک تبارند بلکه دیانت و خدایان آنها نیز با یکدیگر نزدیک و خویشاوند است ، دینی که ساده و ابتدایی نبوده و دارای ضوابط و قوانین دقیق و حساس بوده و می توانسته پاسخگوی اساسی ترین مسایل خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه باشد و به این علت برای نژاد آریایی امتیاز به شمار آید .

معیشت این اقوام شبانی و دامپروری بوده و همگی آنها را پرورش دهنده اسب می دانند ،  در فنون رزمی ، شیوه های جنگی مشترکات زیادی داشته اند ، مقابر کشف شده در اروپا همانند مقابر ایرانیان باستان شناخته شده و نشان از مشترک بودن خاستگاه ، خصوصیات نژادی و معیشت و فرهنگ سنتی دارد .

قوم شناسان و باستان شناسان انگیزه های متفاوت و متعددی را موجب مهاجرت آریایی ها از خاستگاه هایشان می دانند که شامل انگیزه اقتصادی و معیشتی ، بروز قحطی و خشکسالی ، ناتوانی اقوام در برابر حملات و تجاوزات اقوام دیگر ، شرایط نامساعد اقلیمی ، بدی آب و هوا ، برودت و یخبندان است .

در نهایت باید توجه داشت که برخورد های نظامی و نزاع های میان اقوام و قبایل در عین تحمیل زیان ها ، خرابی ها و تلفات انسانی ، فرهنگ ها را نیز مبادله کرده و مظاهر آن را از جایی به جایی دیگر منتقل می نماید .

 

یادداشت

هخامنش از ریشه hakhay یعنی دوست و به معنای دوست منش است .

مغان جمع مغ و در یونانی ماگوس یا ماغوس به طبقه روحانی که حامل و ناقل تفکرات دینی و آداب و عاداتی مانند شیوه دفن مردگان ، آیین تطهیر ، از بین بردن جانوران موذی ، قربانی کردن ، ازدواج های خانوادگی و ... بودند ، آنها دارای قدرت سیاسی بوده و محل سکونتی موضعی ، مقطعی ، نامشخص و غیر ثابت داشته اند ، قدرت این افراد در عصر ساسانی به قری بوده که تاج را بر سر شاهان گذاشته و در صورت خطای او تاج را برداشته و از سلطنت خلع نموده و حتی به زندان می انداخته اند .

 

منابع

تاریخ ایران باستان (جلد اول) - دکتر اردشیر خدادادیان - تهران - سخن - 1383

تاریخ ایران باستان (مجموعه جیبی) - حسن پیرنیا - خیام -  1313


 
Balloons
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

If one day great God endowment me a child … , I will prefer to buy balloons for him/her as toy , instead of other toys because of playing children with balloons learn more subjects to them 

         Balloons learn children that they should have great personality but they have be light weight because of  they can improve their life and progressing their social situations in the future 

         Balloons learn them that all their interests and lovely things maybe ruin in a moment , without reason , therefore they should not dependent themselves to their interests 

         Finally the most important balloons learning is when children love every things  they should not put things under press and stress condition perhaps they ruin them forever  


 
بادکنک
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

اگر  روزی خدا به من فرزندی دهد ترجیح می دهم ، به جای هر اسباب‌بازی دیگر بادکنک برایش بخرم .                                                   
         بازی با بادکنک چیزهای زیادی به بچه یاد می د‌هد :
         به او یاد می‌دهد که باید بزرگ باشد اما سبک ، تا بتواند رشد کند و بالاتر برود .
         به او یاد می‌دهد که چیزهای دوست داشتنی اش ممکن است توی یک لحظه ، بدون دلیل و بدون هیچ مقصری از بین بروند ، بنابرین نباید به آنها زیاد وابسته و دلبسته بشود .
 
        و بالاخره  مهمتر از همه به او یاد می‌دهد که وقتی به چیزی علاقه و دلبستگی دارد نباید زیاد به او نزدیک و آن را تحت فشار قرا دهد زیرا این امکان وجود دارد که آن چیز روزی نابود شده و آن را برای همیشه از دست بدهد .


 
The concept of " FARAVEHAR"
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

 

 

"Foroohar" is the other name of Farahvahar

 

 This sign is an old image that show us the wisdom and experience 

His right hand picture to the sky has long pointed to praise and worship from Ahouramazda  and will be closed and one should praise from Ahouramazda. Historians rings of the marriage between the youth and to be derived from the same ring 

 Wings drawn in the two sides picture pointing statue to fly to the development and progress in between man and at the end it has reached from Ahouramazda

 Three rows on the wings of picture has been pointed to the three old order wisdom and knowledge of the world , " Ashu Zoroaster’s "  that they was added later. The three command on the wings has been pointed to Good deeds , Good Words and Good Thoughts 

 The ring in the waist of old man has been mention to "Circle of Days" and the universe and the people is bound to have been among the world to choose the method of life after death and consecrate their souls happy

 There are two string in the right and left hand of the picture . One sign of " Sepanta Maino" that the divine power from Ahouramazda, is another sign of "Angara Mino" which indicates that the force of evil and evil . human is  between good and evil and If follow of the Good deeds , Good Words and Good Thoughts always Sepanta Maino beside him and he will be to perfection and will be good in this world and he will live in post-world his soul is happy and will be forgiven

The tail wings have three feather those has been divided into that pointing to Good deeds , Good Words and Good Thoughts and the method of good life and the sophistication of the "Ashu Zoroaster’s " ordered are the same


 
مجنون و لیلا
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

شعر زیر را دوستی قدیمی برایم فرستاده که بسیار زیباست می خواهم شما را در لذت بردن از آن سهیم کنم .

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بــی وضــــو در کوچـــه لیلا نشســـت
                                                    
عشق آن شب مست مستش کرده بود
                                                    
فــــارغ از جـــام الــستــش کــــرده بــــود
ســجـده ای زد بـــر لــــب درگــاه او
پــــُر ز لـــیلــا شـــــد دل پـــــر آه او
                                                    
گـــفت یا رب از چه خوارم کرده ای
                                                    
بــــر صلیب عـــشق دارم کرده ای
جـــــام لیلا را به دسـتـم داده ای
وندر این بازی شــکستم داده ای
                                                    
نشتر عشقش به جانم می زنی
                                                    
دردم از لیـلاســـــت آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم نکن
من کـــه مجنونم تو مــــجنونم نــکن
                                                    
مــــرد ایــــن بـــازیــچـه دیگر نیستم
                                                    
این تو و لـــیلای تو... مــــن نیستم
گــــفت ای دیــوانه لــیلایــــــت منم
در رگت پنهان و پـــیــدایـــت منـــــم
                                                    
ســــالها بــــا جــــور لیلا ســـاختی
                                                    
من کنارت بـــــودم و نـــشناخـــتی
عــشق لــــیلا در دلـــت انـــداختم
صد قمــــار عشق یکجا بـــاخـــتم
                                                    
کـــــردمـــت آواره صــــحرا نـــــشد
                                                    
گفتم عاقل می شوی اما نــشد
سوختم در حسرت یک یـا ربــت
غیر لیلا بــــــر نــــیــامد از لــبت
                                                    
روز و شب او را صـــدا کردی ولی
                                                    
دیدم امشب با مـنی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر می زنی
در حــــــریم خانه ام در می زنی
                                                    
حــــال این لیلا که خوارت کرده بود
                                                    
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش بـــاش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کن


 
من و ذهنیاتم
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

دنیا رنگش عوض شده

دیگر در آسمان صافی و هوای تازه خاطره است .

زمین در دل خود چه می پرورد !!!

رنگ سبز چمن با سبزی چمن مصنوع بشر شهره شده و نمایشی است .

به جای آواز پرنده ها صدای پرنده های آهنی است که برای بشر ناله می کنند .

به جای سادگی و یکرنگی بین ابناء آدم رنگارنگی ارزش شده و پسندیده می شود .

 به جای خداخواهی برای رضای خدا و خلوص نیت مومن نمایی و تظاهر به دینداری روزگار انسان را سیاه کرده

نمایش دوستی و توسل به اتحاد بین دوستان برای فریبکاری کاری و رسیدن به آمال و اهداف موجه شده 

 برای راه اندازی کار خود را نابینا کردن و ندیدن حقوق دیگران به هنگام ضرر مرسوم

 و بزرگ کردن کار های کوچک و محق دانستن خود در عین ناحقی به وقت نیاز شرمندگی ندارد .

دروغ گو دروغ می گوید و خود ناحقش را با صراحتی که راستگو حقی رابیان می کند عرضه می نماید .

این داستان همچنان ادامه دارد ... 

چرا باید شرافت و ارزش زندگی و انسانیت به بهایی سخیف معاوضه شود !!!

مسئله این است :  بودن یا نبودن شاید نبودن بهتر از بودن به هر قیمت ...   


 
کاریکلماتور
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

دریای غم ساحل ندارد پس بی خودی پارو نزن !!
ماهی های پرنده عمری پشت میله های ابکی ی دریا حبس خواهند بود.
ادم ها وقتی به دنیا می آیند برای خودشان گریه می کنند وقتی هم از دنیا می روند دیگران برایشان گریه می کنند .
سازها زودتر از آدم ها کوک می شوند.
پریز برق دو سوراخ دارد : یکی  می گیرد و یکی می کشد .
بهترین ترس ترس از گناه است.


 
کاریکلماتور
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

- درود بر کسی که وقتی بردم گفت : اون رفیق منه ... وقتی باختم گفت : من رفیقتم ...

- درود بر کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد !

درود بر دریاچه اورمیه... نه بخاطر اینکه مظلوم هست فقط به خاطر اینکه هیچ وقتی اجازه نداد کسی توش غرق بشه...

- درود بر لرزش دست های پیر پدر !

 - درود بر نیمکت آخر کلاس که زمانی عالمی داشتیم...

- درود بر اون قدیم ها وقتی بچه بودیم غم بود ، ولی کم بود ...

 - درود بر آنهایی که اعتقادات مذهبی  خودشون را فقط تو دل خودشون نگه میدارن و به بقیه تحمیل نمیکنن... درود بر آنهایی که اهل ریا کاری مذهبی نیستند .

- درود بر آنهایی که... درد و دل همه رو گوش میدن... اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنند ...

 - درود بر آنهایی که به ظاهر آرامند ولی توی دلشون سونامی هست .

- درود بر همه آنهایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!

 - کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...می گه : آره ... می گم : بریزمش دور ؟ می گه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره ! درود بر همه باباها...

 - درود بر آنهایی که بی کس هستند ، ولی ناکس نیستند .

- درود بر آنهایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه گرفتند ، وقتی آرزویی دارند یادش می اوفتند .

- درود بر آنهایی که به پدر و مادرشون احترام می گذارند و می دونند تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند ، کوچکترها هرگز بزرگ نمی شوند .

- درود بر همه باباهایی که رمز تموم کارتهای بانکی شون شماره شناسنامشونه...

- درود بر مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد و  درود بر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار ما عوض کرد ، پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد و درود بر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد...

- درود بر کسی که دید بغلیش تو تاکسی پول نداره ، به راننده گفت :پول خرد ندارم ، همه رو حساب کن...

 - درود بر طراح سوال المپیاد کامپیوتر :  نام 5 سایت که فیلتر نیستند را ذکر کنید؟!


 
کاریکلماتور
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

- آغاز هر سلام ، پایان خداحافظی است.
- زندگی خیلی کوتاه است ، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم .

- زندگی محبت است و محبت چیزی جز حقیقت نیست.
- اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ، ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود .
- دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او
- آدم خوش بین ، شیطان را هم فرشته می بیند .
- وقتی خوابیدم ، حقیقت را در خواب دیدم .
- انسان باید انتخاب کند ، نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد .
- دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود .
- گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است .
- دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به بزرگی یک لبخند
- کسانی که دیر قول می دهند ، خوش قول ترین مردم دنیا هستند .
- آنچه امروز در دل دارم ، ممکن است آرزوی فردایم باشد .
- شاید زیباترین منحنی جهان لبخند باشد .
- اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی ، مجبوری با داشته هایت بسازی !
- عشق یک خواب شیرین است و ازدواج ساعت شماطه دار
- فریاد را همه می شنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است .
- پرنده بی بال با فکرش پرواز می کند .
- اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها ، که در معنای آن هاست .
- بعضی ها با اینکه خیاط نیستند ، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !
- زندگی مثل یک تابلو نقاشی است ، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست .
- هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است .
- در جزیره رنگ ها هم ، همه از دو رنگی متنفر بودند .
- کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد ، بالاخره در دریای رویا غرق می شود !
- چیزی به نام شکست وجود ندارد ، آن چه بدست می آید ، نتیجه است و بس !
- ثروتمند کسی نیست که بیش ترین را دارد ، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد .
- از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد ، نه آن چه آرزویش را داریم .
- وقتی آسمان دلم ابری می‌شود ، باران اشک از دیدگانم فرو می‌ریزد.
- عشق‌های امروزی به ماهی کوچکی می‌ماند که باید مواظب بود از دست لیز نخورد .
- کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد .
- از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش .
- توی بازار صداقت ، گرانی بیداد می کند .
- ظاهرسازها با هر سازی می رقصند .
- از نظر عوام ، آزادی یعنی آن طرف دیوار زندان
- چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است .
- گشادی جیب بعضی ها ، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است.
- نوک قلم پاچه خوار همیشه چرب است .
- با اسلحه ای به شکار طبیعت رفتم.
- با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.
- این روزها مرغ های گوشتی هم تخمی شدند .
- از پررویی ی ِ بی حد ِ تورم پیداست که تخم مرغ هم بزودی جایگزین سکه می شود .
- آدم ها وقتی به دنیا می آیند برای خودشون گریه میکنند وقتی هم از دنیا میروند دیگران براشون گریه می کنند .
- سازها زودتر از آدمها کوک می شوند .
- بهترین ترس ، ترس از گناه است.
- زندگی ِ باد در سرگردانی سپری می شود .
- در بازی ِ زندگی داور ها هم اخراج می شوند .
- دیدن ِ دریا نگاهی عمیق می خواهد .
- پرنده صعود می کند ، اما جاذبه سقوط !
- خدا عمری دلم را پشت ِ میله های سینه ام حبس کرد تا فقط اسیر ِ دل ِ خودم باشم .
- یک عمر دلم را پشت قفس ِ سینه ام زندانی کردم تا مبادا دلم اسیر ِ کسی شود .
- میوه ی ِ درخت ِ خشکیده هیزم است .
- دود ِ آتش به چشم ِ آسمان می رود .
- سقوط ِ آبشار آبکی است .
- گورکن آرزوی ِ زندگی کردن را به دست خودش به گور می برد .
- تنها ماهی ی داخل تنگ ، از زندگی سیراب شد .
- پزشکی ی ِ قانونی ، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را ، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام کرد .
- زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است .
- مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است .
- تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد .
- دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم !
- درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود.
- آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند.
- بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند.
- خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند .
- معلمی شغلی با کلاس است .
- دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد .
- کاش ماشین زندگی هم دنده عقب داشت !
- وقتی آبله مرغان گرفتم ، بیش از همه ، از خروس ها وحشت داشتم .
- فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود .
- شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است ، به شرطی که به ازدواج منتهی شود !
- قبض آب را که دیدم ، برق از سرم پرید .
- آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند .
- بعضی ها با نردبان قدرت ، از دیوار حاشا بالا می روند .
- به علت خالی نگه داشتن جیب مردم ، جیب بُرها متحصن شدند .
- قیافه ام پاییزی است ، اما دلم بهاری !
- همه انسان ها شاعرند ، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.
- هوا مجانی ، برف و باران ، سرما و گرما مجانی ، دیگر چه می خواهیم ؟
- بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم !
- در محضر عشق ، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد .
- بعضی ها در خوابند و بعضی ها قسطی چرت می زنند .
- به لطف شرکت برق ، برق چشمانم را مجانی مصرف می کنم .
- بارش باران ، رنگ سیاه شب را برد .
- افکارم را با سکوت زندانی می کنم .
- آن قدر به زندگی لبخند زدم که مرا دیوانه پنداشت و ترکم کرد .
- از هم آغوشی آب و آتش ، فرزندی به نام خاکستر متولد شد .
- شاید پیش نیاز درس زندگی ، یک واحد دروغ باشد .
- برای اینکه احساس خود بزرگی کند ، از کوه غرور بالا رفت !
- شاید اتحاد یک نوع ظاهر سازی برای پنهان کردن دشمنی باشد .
- تمام ارزها را در صرافی معامله می کردند ، بجز عرض معذرت !
- گاهی احساس دل بالاتر از منطق است .
- کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد .
- در بیشتر سفیدی ها یک نقطه سیاه نفس می کشد .
- وقتی قلمم شکست ، سانسور با خوشحالی شروع به بشکن زدن کرد.
- بیهوده متاز ، مقصد همه خاک است .
- چون گوش شنوایی نیافتم ، حرف هایم را می نویسم .
- قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد .
- رشته سخن را بدست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت .
- بیشتر اوقات افکارم را با سکوت ، سانسور می کنم .
- به غصه هایم خندیدم و دردهایم را به تعصب وا داشتم .
- به دنبال شادی باشید غم ها خودشان ما را پیدا می کنند .
- برای آنکه به بیراهه نروم ، پشت سر حقیقت راه می روم .
- بعضی ها برای به جایی رسیدن و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن ، همه چیز را زیر پا می گذارند .
- اعداد درشت ، با صفرها رشد می کنند .
- اگر قلمم را بشکنند، قلم پایم را می تراشم و با آن می نویسم . 


 
مفهوم نشان "فره وهر"
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 "فـُروهـَر" یا "فـَروَهـَر" و یا نام اصلیِ آن "فـَرَه وَهَر" (Farahvahar)

    1 –چهره ی یک پیرمرد به عنوان سرِ نگاره نشان از خرد و تجربه دارد. 

  2 –  دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که اشاره به ستایش و پرستش " اهورامزدا " دارد .

    3 – چنبره ای (حلقه ای) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته می شود و انسان باید اهورامزدا را ستایش کند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره می دانند .

   4 –  بال های کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسان ها و در نهایت امر رسیدن به اهورامزدا است .

   5 – سه ردیف پر بر روی بال های فره وهر ، به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است که اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان " اشو زرتشت " دارد  که بعدها به نشان اضافه شد. این سه فرمان که روی بال های فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک است .

6 – در میان کمر پیرمرد یک چنبره (حلقه) بزرگ قرار گرفته شده که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و آمرزیده شود .

 7 – دو رشته از چنبره (حلقه) به راست (خیر) و چپ (شر) کشیده شده است. یکی نشانه     " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری نشانه  " انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است ، اگر از کردار نیک ، گفتار نیک ، پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .

 8 – قسمت دم مانند قسمت بال ها به سه ردیف پر تقسیم شده است که اشاره به کردار نیک ، گفتار نیک و پندار نیک دارد و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید " اشو زرتشت " همین سه فرمان است .


 
کاریکلماتور
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

خالق جملات زیر را نمی شناسم اما زیباست می ارزد کمی وقت صرف خواندن آن کنید .

-به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

ـ به جز سیاستمداران ، بنی آدم اعضای یکدیگرند.

ـ همیشه درست می گویم ، اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.

ـ بدون عینک تمام سازها را تار می بینم.

ـ عجب زمانه ای شده ! گذشت هم درگذشت.

ـ ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت ، لبخند است.

ـ بابا آب داد دیگر افسانه شده ، بابا را هم ایزوگام کردند.

ـ دنبال لولوی نامرد می گشت تا ممه ربوده شده اش را پیدا کند.

ـ بگذارید حقتان را بخورند ، مرگ حق است.

ـ شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینک مان باشد.

ـ در پایان محکمه ، حکم قاضی خشت بود.

 ـ تصمیم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند .

ـ گشادی جیب بعضی ها ، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است.

ـ بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب !!

ـ نقاش فقیر ، خجالت می کشید عکس خودش رابکشد .

ـ عدد یک را دست کم نگیرید ، یک عمر ، یک زندگی !

ـ بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست !

ـ در بازار سرمایه ، کم ضرر کردن یعنی سود کردن !

ـ شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.

ـ شرکت برق برای برق کفش هایم تعرفه مخصوص صادر کرد.

ـ برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد نشد .

ـ چون ریاضی بلد نبود ، دیگران را آدم حساب نمی کرد .

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا این که دروغی آرامم کند .

تنها دو روز در سال هست که نمی توانید هیچ کاری بکنید!  یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا !

خوبی بادبادک این است که می‌داند زندگی اش فقط به یک نخ نازک بند است ، ولی باز هم درآسمان می‌رقصد و می‌خندد .

با کسی زندگی کن که مجبور نباشی یک عمر برای راضی نگه داشتن او فیلم بازی کنی !

 انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛ بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد ، اما می تواند داشته باشد .

مردمی که گل ها را دوست می دارند خود ازآن گل ها دوست داشتنی ترند .

تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند .

چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است .

دوره ، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند ولی هرگز خواب هم را نمی بینند .

خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد . " دکتر علی شریعتی "

اگر گیاهان صدایی نداشته باشند به معنای آن نیست که دردی ندارند .

اگرمی خواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد  ، باور محال بودنش را عوض کن .

برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل !

آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم ، هیچ دشمنی نمی تواند .

حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتان مغرور نشوید ، چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید .

من در رقابت با هیچکس جز خودم نیستم ،  هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . " بیل گیتس "

  تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است ." آرتور کلارک "  

برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم . " ژوبرت "

دوست تو کسی است که هرگاه کلمه “حق” از تو شنید  ، خشمناک نشود .

معبودا !  به بزرگی آنچه داده ای ، آگاهم کن ، تا کوچکی آنچه ندارم ، نا آرامم نکند .


 
مختصری راجع به یزد
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

یزد

جمعیت :423006  نفر

وسعت : ۶۳۰۵ کیلومترمربع

         مرکز استان یزد شهر یزد است .یزد منطقه‌ای خشک و بیابانی است ، به دلیل خشکی آب و هوا و اندک بودن میزان بارندگی بین استان‌های ایران کمترین اراضی کشاورزی در یزد قرار دارد. عمده محصولات کشاورزی یزد شامل خرما، پسته و گندم است . ارتفاع از سطح دریا ۱۲۳۰ متر است . میانگین دمای سالانه ۱۹ درجه سانتیگراد است .میزان بارش سالانه ۶۲ میلی‌متر است .

         به علت کم‌آبی این استان بیشتر جنبه صنعتی دارد . صنعت بافندگی ، صنعت شیرینی‌سازی (قطاب، پشمک و باقلوا ) در استان یزد آن از شهرت زیادی برخوردار است . کاشی و سرامیک و فرش ماشینی در شهرک‌های صنعتی یزد و میبد و اردکان متمرکز شده‌اند . یزد دارای معادن زیادی است که مهم‌ترین آنها معدن سنگ آهن چادرملو اردکان و چغارت و معدن سرب و روی کوشک هستند . معادن غنی اورانیوم نیز در اواخر دهه ۸۰ در منطقه ساغند اردکان کشف شده‌است . از نظر رتبه بندی کشوری پنجمین استان صنعتی کشور شناخته می‌شود .

         استان یزد از سرزمین‌های تاریخی است این ناحیه در دوره هخامنشیان از راههای معتبر موسسه‌های راهداری ، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده‌است . وجود آثاری از مهر و آناهیتا، ایساتیس و هخامنشی و زندان اسکندر و برج و بارو و کهن درهای بزرگ و عظیم و پناهگاههای متعدد و موبدان و سران ساسانی و ابنیه و یادگارهای بعد از اسلام نظیر مساجد و امامزاده‌ها و مزارها نشانگر فرهنگ و تمدن قبل و بعد از دوره اسلامی بوده‌است .

اماکن دیدنی استان یزد : معبد مقدس زرتشتیان، پیر هرشت اردکان ، منطقه زردگ اردکان - بافت تاریخی اردکان - منارجنبان خرانق - امامزاده سید هاشم شریف اباد اردکان - نارین قلعه میبد - برج کبوتر خانه میببد - کاروانسرای شاه عباسی میبد - بافت تاریخی میبد - خانه سالار میبد - یخچال میبد - آسیاب دوسنگی میبد - امامزاده خدیجه خاتون میبد - مقبره سیدرکن الدین - مقبره سید شمس الدین - آب انبارهای فراوان چون آب انبار شش بادگیر ، رستم گیو و ... - آتشکدهُ یزدان - میدان امیر چخماق - باغ گلشن طبس - پیر سبز چک چک اردکان - خانه‌های قدیمی چون خانهٔ لاری‌ها ، خانه عرب‌ها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، - دخمهٔ زرتشتیان - رباط ساغند اردکان - زندان اسکندر -سرو کهن ابرکوه - غار چهار طاقی - قلعهٔ مروست - - مسجد جامع کبیر یزد -مسجد ریگ مجومرد -مجموعه باغ وزیر حجت آباد مسجد شاه ولی - میدان و حمام خان - باغ دولت آباد - مسجد فهرجساعت مارکار ، برج و باروی شهر ، حمام خان ، بازارهای قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، و بالاخره قلعه‌ها ، کاروانسراها ، تکیه‌ها ، مساجد ، پیرانگاه‌ها ، قنات‌ها ، کوچه‌های ، ساباط‌هایی ، حمام‌ها

         از مناطق خوش آب وهوای استان یزد مهریز، تفت، ده بالا، طزرجان و غربال‌بیز هستند .

         شهر های استان‌ : یزد - اردکان -میبد - صدوق - بافق - بهاباد - تفت - ابرکوه - مهریز - خاتم - طبس

         یزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد .

         یزد به شهر بادگیرها معروف است . به «دارالعباده» ، «شهر دوچرخه‌ها» ، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.

         برخی از مورخان بنای اولیهٔ شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده‌است و به اعتقاد عده‌ای دیگر در دورهٔ ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (۴۲۱-۳۳۹ م) در این محل شهری بنام «یزدان‌گرد» بنا گردیده‌است که به معنی مقدس ، فرخنده و در خور آفرین است . یافته‌های باستانشناسی و منابع مختلف نشان می‌دهد حداقل پیشنیه آن به چندین هزار سال می‌رسد و در زمان مادها از شهرهای جنوبی و مرزی ماد بوده‌است و در زمان هخامنشیان چهارراه مهم کشور بوده و دو شاهرا باستانی ایرانی قدیم در این نقطه با هم تقاطع داشته‌اند .

         واژه هایی که سفرنامه ها، سیاحتنامه ها و دیگر مدارک تاریخی مربوط به پیش از اسلام، ماد و پارت و نیز پیش از ورود آریایی ها تا دوران کنونی به یزد داده شده است:

الف : آتشکده یزدان – ایز - ایزاطیخه – ایزدیس – ایساتیس – ایستخای / ک : کت – کتروا - کته – کث – کثه – که – کهثه ، گ : گث – گبست / د : دارالسیاده – داراشیعه – داراالعباده – دارالمومنین / ش : شهر ایزد / ی : یزجی – یزد – یزدان شهر – یزدان گرد – یست – یسدی – یسن – یکس- « یزش » به معنای ستایش و نیایش در زبان پارسی میانه است . واژه « یزدان » یا « یزتان » نیز است که معنای پاک ، مقدس ، فرخنده و در خور آفرین است به معنی ذات خدا است . یعنی آفریننده خوبی ها، پاکی ها و شهر خداست و این آخرین نامی است که در دوران ساسانیان بدان خوانده شده است .

         مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره‌ای ویژگی‌های گویشی سخن می‌گویند .

         مشخص‌ترین وجهه معماری شهر بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها است . از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌رفته ‌است . در مرکز هر محله معمولاً حمام ، بازارچه ، آب انبار ، مسجد ، حسینیه ، لرد ، کارگاه‌های کوچک ، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند .

         اقلیت‌های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّهٔ عیش آباد، محلّهٔ نعیم آباد، کوچهٔ بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّهٔ اَهَرستان مریم آباد ساکن هستند . گروه بزرگی از زرتشتیان ایران در استان یزد و به ویژه شهرستان اردکان زندگی می‌کنند .

         روستای نارستانه یکی از مناطق مقدس زرتشتیان است .

         در یزد صنایع بزرگی همچون نساجی فرش ، نساجی پارچه های طرح دار و ساده و فولاد و معادن آهن و معادن ذغال سنگ و معادن سنگ و کارخانجات کاشی و کارخانه‌های کابل و فیبر نوری و صنایع غذایی جای گرفته‌است که با وجود این صنایع حدود ۵۳ درصد از مصرف برق در تعرفه صنعتی استفاده می‌شود . صنعت زرگری یزد از مهمترین و مشهورترین صنایع یزد در سطح کشور است .

ره‌آورد

         شیرینی (قطاب ، پشمک ، باقلوا ، کیک یزدی ، لوزهای پنجگانه ، حاجی بادام ، سوهان و نان برنجی و ...)

         پارچه شعربافی ( ترمه یا انگشت بافت، زری، مخمل،، دارایی یا ایکات، شمد، چادرشب، روتختی، دستمال یزدی و ...) ، روانداز و زمین پوش ( قالی، قالیچه، گلیم، سجاده، زیلو، پتو، سفره، بقچه، روفرشی، لنگ، حصیر و ...)

         خاکینه ( سفال، سرامیک، کاشی و ...)

         سایر (انار، ارده، حلوا ارده، گیوه، سریشم، زیورآلات طلا و ...)

         یزد دارای آب و هوای اقلیمی ـ گرم و خشک بیابانی است و نوسان دما در تابستان و زمستان و حتی در شب و روز بالا و متغیراست از این نگاه می‌توان گفت : یزد دارای دو فصل است فصل بلند گرما (از اسفند تا مهر) و فصل کوتاه سرما ( از آبان تا اواخر بهمن)

         شهرهای خواهرخوانده با یزد  : جاکارتا ، اندونزی -  شیایتینگ ، چین- یاسبرین ، مجارستان

 


 
مختصری راجع به بیرجند
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

بیرجند

جمعیت :  157848  نفر

وسعت : 34893  کیلومترمربع

         نام شهر بیرجند در فارسی باستان مرکب از دو بخش مستقل معنا دار  " بیر " و " جند " که با هم معنی شهر توفان یا شهر صاعقه می دهد این محل مکان سکونت و معبر انسان های پیش از تاریخ بوده ، کهن ترین اثر کشف شده بیرجند به نام سنگ نگار لاخ مزار کوچ است که حاوی نقوش پیش از تاریخ ، علائم پیکتوگرافی یا تصویری و کتیبه های خط عربی نیز به چشم می خورد . یادمان های تاریخی این شهر حکایت از دفاع در برابر دشمنان و توفان شن دارد .

         شهر بیرجند از شمال به شهرستان قائنات ،  از شرق با افغانستان (140 کیلومتر مرز مشترک ) ، از جنوب به شهرستان نهبندان و استان کرمان ، از غرب به شهرستان فردوس و طبس محدود است . از لحاظ جغرافیایی در طول 59 درجه و 13 دقیقه و عرض 32 درجه و 53 دقیقه و در ارتفاع 1470 متر واقع است .

         فاصله بیرجند تا مرکز استان خراسان 481 کیلومتر ، تا مرکز استان سیستان و بلوچستان 458 کیلومتر ، تا مرکز استان کرمان 586 کیلومتر است .

         این شهرستان دارای 4 بخش مرکزی ، 19 دهستان و 4 نقطه شهری است و پر جمعیت ترین شهرستان جنوب خراسان است .

         شهر بیرجند دارای 19 محله معتبر و مهم است .

         سوغات بیرجند و عمده کشت منطقه زعفران است که مصارف غذایی ، دارویی و رنگ آمیزی دارد . زرشک ، عناب ، بادام ، انجیر ، سنجد ، توت از دیگر تولیدات مهم کشاورزی در این منطقه است .

         جاذبه های گردشگری و تاریخی ارگ کلاه فرنگی ، بند دره ، آرامگاه ابن حسام خوسفی ، ماخونیک ، قلعه بیرجند ، موزه های بیرجند است .

         شهر بیرجند، دومین شهری در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران، از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید .

         به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک شهر بیرجند ، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه مرغی و بوشهر، در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم، دو کنسولگری انگلستان و روسیه در بیرجند ، مشغول فعالیت بوده‌اند .

         نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است .

         پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده‌است :1 - بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر 2 - بیرجند یعنی شهر بلند   3 - بیرجند یعنی شهر چاه  4 - بیرجند یعنی شهر طوفان  5 - بیرجند یعنی برزن

         بنا به روایتی بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .

         مدرسه شوکتیه این شهر ، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید ، بعد از دارالفنون و رشدیه تبریز است .

         قدیمی‌ترین اثر درون شهری بیرجند ، مسجد جامع آن است که در سال ۷۵۰ هجری قمری بنا شده‌است .

         بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده‌است . این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته‌است . با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی ، بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب گردشگران یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند . در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب، شهر بیرجند به کندی توسعه می‌یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود .

         در سال ۱۳۱۲ به جهت موقعیت سیاسی و نظامی شهر بیرجند و شرق کشور، فرودگاه بیرجند در زمینی به مساحت ۱۵۰ هکتار در شمال شهر ایجاد گردید .

         گویش یا لهجه بیرجندی از گویش‌های فارسی نو است که کمتر تحول پذیرفته و از این رو بسیاری از ویژگی‌های فارسی کهن را نگه داشته‌است .

         آثار تاریخی و مکانهای تفریحی بیرجند : آب انبار‌ها ، بند دره ، آرامگاه حکیم نزاری ، ارگ کلاه فرنگی ، بند عمرشاه ، عمارت اکبریه ، قلعه بیرجند ، کنسولگری انگلیس (باغ منظریه) ، مدرسه شوکتیه ، مدرسه معصومیه ، مصلی بیرجند ، یخدان رحیم آباد

         آب و هوای بیرجند، نیمه بیابانی بوده و دارای زمستانهای سرد و تابستانهای خشک و گرم است. میزان بارش در این شهر با توجه به آب و هوای آن، کم بوده و بیشترین میزان آن، از آذر تا اردیبهشت رخ می‌دهد که در فصل زمستان اغلب به صورت بارش برف است. میانگین سالیانه بیشترین و کمترین درجه حرارت این شهر برابر با ۲۴ و ۸ درجه سانتیگراد است . شهر بیرجند، به طور میانگین در ۷۶ روز از سال دارای دمای زیر صفر درجه و در ۱۴۲ روز از سال دارای دمای بالای ۳۰ درجه سانتیگراد است .

         مجموع بارش سالیانه در شهر بیرجند به طور میانگین برابر با ۱۷۱ میلی متر در سال است . همچنین میانگین سالیانه رطوبت نسبی در ابن شهر ۳۶ ٪ است و به طور میانگین ۳۰ روز از سال ، آسمان این شهر کاملاً ابری است. هوای بیرجند به طور میانگین در ۱۲ روز از سال، با طوفان و گرد و خاک شدید همراه است .


 
مختصری راجع به مشهد
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

مشهد

جمعیت : ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ نفر

وسعت :  17358 کیلومترمربع

         استان خراسان رضوی بخشی از استان پهناور خراسان بزرگ است که با مصوبه دولت در سال 1383 پس از تقسیم خراسان به سه قسمت شمالی ، جنوبی و رضوی ایجاد شده است . این استان در سال 1386 دارای وسعتی بیش از 116 هزار کیلومتر مربع و بین مدار جغرافیایی 33 درجه و 52 دقیقه تا 37 درجه و 42 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 56 درجه و 19 دقیقه تا 61 درجه و 16 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است . این استان از شمال و شمال شرقی 6/531 کیلومتر مرز مشترک با ترکمنستان و از شرق 302 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان است . از شمال غربی با استان خراسان شمالی ، از جنوب با استان خراسان جنوبی و از غرب و نیمه شمال غربی با استان های یزد و سمنان محدود است . بلندترین نقطه استان قله بینالود با ارتفاع 3615 متر و پست ترین نقطه استان دشت سرخس با ارتفاع 299 متر از سطح دریا است .

         این استان دارای 19 شهرستان ، 62 بخش ، 66 شهر و 155 دهستان بوده و شهر مشهد مرکز آن است .

         براساس آمار ارائه شده از سوی مسئولین استان ، مشهد سالانه پذیرای بیش از ۲۰ میلیون زائرداخلی و یک میلیون زائر خارجی است این شهر در نوروز 87 پذیرای 5 میلیون زائر بوده است . ارتفاع آن از سطح دریا 970 متر و فاصله زمینی آن با تهران 934 کیلومتر است . بالاترین دمای سالانه35 درجه سانتیگراد و کمترین دما 15 درجه سانتیگراد  است . میزان بارش سالانه شهر مشهد 253 میلی‌متراست . میزان نزولات جوی در ارتفاعات هزارمسجد 800 میلی متر و در سطح دشت مشهد متوسط 250 میلی متر است .

 ره‌آورد : زعفران ، نبات ، خشکبار ، مهر و تسبیح

          شهر مشهد در حال حاضر به دلیل اعتبار فرامنطقه ای و قرار داشتن در مسیر راه های تجاری و ارتباطی کشور های آسیای میانه و افغانستان و همچنین در گذشته به خاطر شرایط مناسب طبیعی حتی پیش از اسلام به عنوان یکی از مناطق مورد توجه برای سکونت مردم به حساب می‌آمده  و همواره جمعیت آن در حال افزایش بوده است  .

          مشهد در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان پایتخت ایران انتخاب بوده است ، در دوران خلافت مامون ، در ۲۰۲ هجری قمری ، امام رضا (ع) که پس از یک سال اقامت در مرو عازم بغداد بود، در منزل امیر سناباد مسموم شد و مأمون پیکر او را نزدیک قبر هارون به خاک سپرد . از آن پس آن نقطه «مشهد الرضا» به معنی «محل شهادت رضا» و به اختصار مشهد نام گرفت .

         شهر مشهد مرکز استان خراسان رضوی با ۲۰۴ کیلومتر مربع مساحت ، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوه‌های بینالود و هزار مسجد واقع است . ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸۵ متر و فاصله آن از تهران ۹۶۶ کیلومتر است.

         آب و هوای مشهد معتدل و متغیر است و وزش بادها در آن بیشتر در جهت جنوب شرقی به شمال غربی است . حداکثر درجه حرارت در تابستان‌ها 35 درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان‌ها 15 درجه زیر صفر است .

         آثار تاریخی این شهر : مسجد گوهرشاد، میل اخنگان، مسجد هفتاد و دو تن، گنبد خشتی و مصلی طرق ( از قرن ۸ هجری )می‌رسد . آثار تاریخی شهر توس :  گنبد هارونیه ،  بازه هور (قرن سوم میلادی) ، آرامگاه نادرشاه ، آرامگاه فردوسی ، مدرسه عباسقلی خان

         مراکز دیدنی و تفریحی شهر مشهد : موزه‌های آستان قدس رضوی ،  بازار پروما ، بازار رضا ، بازار بین المللی ، بازار خیام و مجتمع تجاری الماس شرق و مجتمع تجاری وصال(بورس طلا و جواهر و ملزومات عروس) ، پارک کوهسنگی ، پارک و شهربازی ملت ، کوهستان پارک شادی ، باغ وحش و پارک جنگلی وکیل آباد ، مجموعه پارک آبی موج‌های آبی ،  مجموعه بزرگ پارک موضوعی سپاد ، ییلاقات اطراف مشهد، به خصوص شاندیز و طرقبه ، زشک ، نغندر ، جاغرق ، منطقه ییلاقی خور(قزلق) ومنطقه ییلاقی سررود درشمال غربی مشهد ، چالی دره ، پارک جنگلی وکیل‌آباد ، بوستان ملت ، آبشار اخلمد و کنگ ، ماسوله ای کوچک ، آبشارهای اورتوکند ، پارک جنگلی نه دره در دو کیلومتری جنوب مشهد ، بازار بعثت طرقبه ، منطقه دیدنی فریزی ، سد ارداک ، سد چالی دره ، هفت حوض ، چشمه گیلاس

         با ادغام سناباد و نوغان هسته اولیه مشهد بنا شد . نام مشهد اولین بار توسط سلطان محمود غزنوی به این شهر داه شد . ساخت اصلی شهر فعلی در ۲۵ سال اول قرن حاضر پایه ریزی شده است .

         اقتصاد مشهد بیشتر بر روی زعفران، زرشک، نبات، آجیل و خشکبار و همچنین چرم صنعتی(به صورت زینتی)و صنعت فرش قرار دارد علاوه بر آن ناشی از زائران حرم رضوی است .

         صنایع غذایی، نساجی، شیمیایی و کانی غیرفلزی و صنایع قطعه سازی وفولاد کشاورزی از عمده‌ترین صنایع مشهد به شمار می‌آیند . شهر مشهد بعد از تهران دومین شهر بزرگ و پر جمعیت ایران محسوب می‌شود . مشهد بر سر راه ابریشم (بین شرق و غرب و راه ادویه بین شمال و جنوب در آسیای میانه و اقیانوس هند) واقع شده و در ایران بزرگترین زیارتگاه شیعیان محسوب می‌شود .

         مشهد دومین قطب تولید خودرو در ایران است . مشهد با دارا بودن بیشترین هتل ها در سطح کشور قطب مهم توسعه گردشگری ایران محسوب می‌شود . درحال حاضر نیمی از هتل‌ها و هتل‌آپارتمان‌های ایران در شهر مشهد قرار دارند .

         مشهد بعلت هم‌جواری با کشورهای آسیای میانه و موقعیت صنعتی سالانه میزبان ده‌ها نمایشگاه بین‌المللی است .

شهرهای خواهر خواندهٔ مشهد: ارومچی ، چین - لاهور، پاکستان - میلان ، ایتالیا - فرزنو ، ایالات متحده آمریکا -کوالالامپور ، مالزی

         فرودگاه مشهد در سال 1330 در محل زائر سرای فعلی احداث شد ، قبل از آن در محل میدان پانزده خرداد باندی خاکی جهت فرود هواپیماهای کوچک نظامی وجود داشت . در سال 1346  باند جدید فرودگاه مشهد از نوع بتون روزانه با یک پرواز در مسیر تهران – مشهد مورد استفاده قرار گرفت .

         فرودگاه بین المللی مشهد به نام شهید هاشمی نژاد به صورت 24 ساعته آمادگی خدمات رسانی بوده و دارای سه پایانه داخلی ، خارجی و حج است و از شهر مشهد حدود سه کیلومتر فاصله دارد . در فرودگاه دفتر رزرو هتل ها ، گمرک ، گذرنامه ، خدمات بار ، اورژانس ، تاکسیرانی ، رستوران ، بانک ، دفاتر خدمات گردشگری وجود دارد .


 
مختصری راجع به کیش
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

کیش

جمعیت :20667 نفر

وسعت : 90 کیلومتر مربع

         کیش جزیره‌ای از توابع بخش کیش شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. در گذشته این جزیره را به نام «قیس» می‌خواندند . شکل این جزیره بیضوی مانند است و در ۱۲ کیلومتری ساحل شیبکوه واقع شده‌است .

         از سال ۹۱۲ تا ۱۰۳۱ این جزیره به دست پرتغالی‌ها افتاد و سرانجام شاه عباس موفق به فتح خلیج فارس و بحرین و همه جزایر آن شد . کیش مرکز صید ماهی و مرکز تجارت مروارید خلیج فارس بوده است . جزیره کیش در سال ۱۳۶۱ به عنوان نخستین منطقه آزاد اقتصادی کشور برگزیده شد .

         جزیرهٔ کیش جزیره‌ای بیضی شکل با محیط ۴۴ کیلومتر است و با طولی در حدود ۱۵٫۴۵ کیلومتر و عرضی حدود ۷٫۵ کیلومتر ،. ارتفاع بلندترین منقطه این جزیره حدود ۳۵ متر از سطح دریا است . کیش تعداد زیادی منابع آب شیرین زیرزمینی دارد .

         مسافت بین کیش تا تهران از راه هوایی ۱۰۵۲ کیلومتر ، تا بوشهر از راه دریایی ۶۷۵ کیلومتر ، تا بندر عباس ۲۵۰ کیلومتر ، تا بندر لنگه ۹۰ کیلومتر و تا جزیره هندورابی ۲۸ کیلومتر است . نزدیکترین بندر ایران به جزیرهٔ کیش، بندر چارک است که با این جزیره ۱۸ کیلومتر فاصله دارد .

         آب و هوای کیش گرم و مرطوب بوده و میانگین دمای سالانه جزیره ۲۶/۶ درجه سانتیگراد است .

         پوشش گیاهی جزیرهٔ کیش شامل نخل خرما، درختان بومی کهور ایرانی و کنار و درختان غیر بومی مانند کهور پاکستانی (سمر)، اکالیپتوس، آکاسیا، کنوکارپوس ، ابریشم و درخت کمیاب لور است .

         شغل سنتی بومیان، ماهیگیری، دامداری، دریانوردی و تجارت و در گذشته به صید مروارید نیز بوده است .

         غذاهای محلی کیش شامل انواع «قلیه»، «مضروبه»، «هریسه» و «مچبوس» است که اغلب با ماهی تهیه می‌شوند ، بومیان جزیره از نژادهای دراویدی، نوردیک، سامی و سیاهپوست بوده و به زبانهای فارسی و عربی تکلم می‌کنند .

         از جاذبه‌های تاریخی کیش : حریره، پایاب و کاریز

         جاذبه های گردشگری : پارک‌های ساحلی و تفریحی مانند پارک هنر ، ساحل مرجانی ، سواحل ماسه‌ای- مرجانی ، باغ وحش ، آکواریوم ، باغ پرندگان ، دلفیناریوم ، کشتی‌های تفریحی و همچنین کشتی به گل نشسته یونانی ، پلاژهای بانوان و آقایان، امکانات سوارکاری، پیست ۷۰ کیلومتری دوچرخه‌سواری ، کارتینگ ، باگی ، غواصی ، جت‌اسکی و اسکی روی آب
         جزیره کیش دارای بیش از ۸۲۰۰ تخت اقامتی است که بیشترین تراکم امکانات اقامتی در ایران را داراست. جزیره کیش سالانه پذیرای بیش از یک میلیون نفر گردشگر خارجی و داخلی است . عدم نیاز به اخذ ویزای ورود برای کلیه اتباع خارجی، یکی از دلایل اقبال گردشگران خارجی است . موقعیت منطقه آزاد اقتصادی این جزیره و وجود 12 بازار تجاری بزرگ باعث شده تا مراکز خرید این جزیره به یکی از جاذبه‌های گردشگری کیش تبدیل شود ، همچنین 6 شعبه از دانشگاه های معتبر بین المللی در این جزیره دایر است .

         شهرهای دبی, امارات متحده عربی - لانکاوی , مالزی خواهرخوانده  کیش هستند .

        فرودگاه کیش در جنوب غربی جزیره است و دارای 4 پایانه است .

         هواپیمایی کیش ایر ، هواپیماییماهان ، هواپیمایی ارم ، هواپیمایی تابان ، هواپیمایی آسمان ،  هواپیمایی کاسپین ، هواپیمایی آریا ، هواپیمایی سفیران ، هواپیمایی ساها و هواپیمایی هما  شرکت های هوایی فعال در این جزیره اند .


 
مختصری راجع به کرمانشاه
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

کرمانشاه

جمعیت :784602 نفر

وسعت : ۹۳٬۳۸۹٬۹۵۶ متر مربع

         کِرْمانْشاهْ نهمین شهر پرجمعیت ایران و مرکز استان کرمانشاه و بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر ، در منطقهٔ مرکزی غرب ایران است .

         کرمانشاه از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران به شمار می‌رود و پیدایش آن به قرن چهارم میلادی باز می‌گردد به‌دلیل قرارگرفتن در تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با کشور عراق و واقع‌شدن بر سر راه شهرهای زیارتی کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است . این شهر در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق ، خسارات زیادی دید .

         شهر کرمانشاه دارای اقلیم معتدل کوهستانی است . بیشتر درآمد اقصادی این شهر نیز از راه کشاورزی است . همچنین میزان صادرات مواد غذایی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ در مجموع ۹ ٪ از صادرات کل کشور را شامل می‌شود . ارتفاع از سطح دریا ۱۲۰۰ متر است . میانگین دمای سالانه ۱۴سانتیگراد است . میزان بارش سالانه ۴۵۶٫۸ میلیمتر است .

         در دوران باستان و در زمان فرمانروایی گوتی‌ها و کاسی‌ها کرمانشاه را با نام الیپی می‌خوانند و در دوران هخامنشیان از کرمانشاه با نام‌های کامبادن، کارمیسین، کارمیشین، کرمینشان  یاد می‌شود .

         اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین تغییر دادند و در دوره‌های بعدی کرمانشاه با نام کرمانشاهان و کرمانشاه خوانده ‌شد . نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمان شهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد ولی مجددا ًبه نام قدیمی خود تغییر یافت .

         عده‌ای نام کرمانشاه را به بهرام چهارم منسوب می‌دانند که در سدهٔ سوم تا چهارم میلادی پادشاه شهر کرمان بوده و پس از تأسیس کرمانشاه این شهر را با نام او می‌خوانند . عده‌ای نام کرمانشاه را برگرفته شده از اقوام کردی به نام کرمانج یا کرمانش می‌دانند که در این منطقه زندگی می‌کنند . همچنین نام کرمانشاه را برگرفته از سه جزء «کار-مای-سیای» که در سنگ‌نبشته بیستون به آن اشاره شده‌است دانسته‌اند که به معنای مکان مقدس مردم ماد است .برخی بر این باورند که در بخشی از کتاب بندهشن از کوه‌های کهن و باستانی از کوه بیستون که همواره کوهی سپند آئینی یاد  رفته‌است و در آنجا بیستون در کنار بومی با نام کرمینشان بالا برافراخته و یکی از پادگان‌های ساسانی هم در همین بوم جای داشته‌است،

         کرمانشاه که در میانه‌های رشته کوه زاگرس قرار دارد به دلیل وضعیت آب و هوایی، کوهستانی بودن و وجود پناهگاه و غارهای طبیعی همواره مورد توجه انسان‌های عصر سنگ بوده‌است . قدیمی‌ترین آثار سکونت بشر در کرمانشاه مربوط به دورهٔ دیرینه‌سنگی است که شامل چند تبر دستی سنگی است که در منطقهٔ گاکیه و غرب هرسین یافت شده‌است . آثار مهمی از دوران عصر سنگ در غارهای کرمانشاه کشف شده‌است که بیشترشان مربوط به دوره‌های میان‌سنگی و نوسنگی است . قدمت تاریخی کرمانشاه را بین ۸ تا ۱۲ هزار سال برآورد کرده‌اند . به استناد کتیبه‌های بابلی و آشوری ، ساکنان زاگرس اقوام لولوبی و گوتی بودند . وجود نقش برجسته‌های این اقوام در سرپل ذهاب بیانگر این موضوع است .

         کرمانشاه در سال ۱۲۲۰ م پس از حمله مغول به ایران ویران شد و سپاه هلاکو خان که برای فتح بغداد می‌رفت کرمانشاه را ویرانه کرد. در قرن هشتم سپاه امیر تیمور به کرمانشاه یورش آورد .

         در سالهای آغازین حکومت صفوی به دلیل جنگ وستیز این حکومت با عثمانی ، کرمانشاه گاه تحت تسلط صفویه و گاه تحت تسلط عثمانی بود . در عصر افشاریه به جبههٔ جنگ نادر شاه با عثمانی تبدیل شد و بعد در نهایت کریم خان بر آن مسلط شد .

         شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد ، از شمال غربی به کوه طاق بستان و از جنوب به سفید کوه منتهی می‌شود که در قسمت مرکزی استان کرمانشاه با موقیعت ۴۷ درجه و ۴ دقیقهٔ شرقی و ۱۹ درجه و ۳۴ دقیقهٔ شمالی قرار دارد و دارای ۲۴۵۰۰ کیلومتر مربع گستردگی و ارتفاع ۱۲۰۰ متر از سطح دریا است . کرمانشاه یکی از شاهراه‌های ارتباطی شرق و غرب و قدیمی‌ترین راه عبور زائران عتبات عالیات است .

         فاصلهٔ زمینی شهر کرمانشاه تا بغداد ۳۹۰ کیلومتر ، تا تهران ۵۹۰ کیلومتر، تا مرز خسروی (مرز ایران و عراق) در حدود ۲۰۰ کیلومترو فاصلهٔ هوایی تا تهران ۴۱۳ کیلومتر است .

         شهر کرمانشاه دارای اقلیم معتدل کوهستانی است موقعیت اقلیمی و اکولوژیک استان کرمانشاه با توجه به میزان متوسط بارندگی و رطوبت نسبی سالیانه به نحوی است که دامنه کوه‌ها و دشت‌های آن عموماٌ پوشیده از جنگل و مرتع بوده و در پاره‌ای از نقاط نیز زمین‌های زارعی آبی و دیمی است. میانگین دمای سالانهٔ شهر کرمانشاه درحدود ۱۴سانتیگراد و میزان بارش سالانهٔ   ۴۵۶٫۸ میلیمتر است .

         مهم‌ترین عامل آلودگی هوای کرمانشاه ناشی از گرد و غبار بیابان‌های کشورهای عراق و عربستان است که باعث تعطیلی ادارات ، مدارس و لغو پروازها به دلیل کاهش شدید دید در برخی روزها می‌گردد .

         گویش اهالی کرمانشاه کردی و لهجهٔ فارسی کرمانشاهی است . عده‌ای از مردم کرمانشاه به زبان کردی ، گویش کلهری سخن می‌گویند .علاوه بر کردی کلهری دیگر گویش‌های کردی از جمله کردی کرمانشاهی، سنجابی، زنگنه و سورانی هم گویشورانی در میان مردم دارد . در بخشی از مناطق شهر، گویش لکی در میان برخی ساکنان رواج دارد .

بیشتر جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان تشکیل می‌دهد که در حدود ۹۹٫۷ درصد است . پیروان اسلام بیشتر شیعیان و درصدی اهل تسنن هستند . گروهی نیز با نام اهل حق شناخته می‌شوند . به طور کلی اقلیت‌های مذهبی استان در مجموع ۰/۱۷ درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند که مهمترین آنها زردشتیان با ۰/۱۲ درصد ، مسیحیان ۰/۰۲ درصد و کلیمیان ۰/۰۳ درصد هستند .

         در حوزهٔ شهرستان کرمانشاه دو شهرک صنعتی وجود دارد که بیش از ۲۵۶ واحد صنعتی و تولیدی در آن احداث شده‌است . ‏ مهمترین کارخانه‌های شهر کرمانشاه عبارتند از : کارخانه‌های قند ، پالایشگاه کرمانشاه ، پالایشگاه نفت آناهیتا ، مجتمع پتروشیمی کرمانشاه ، کارخانه سیمان غرب ، کارخانه سیمان سامان ، کارخانهٔ اسید سیتریک کرمانشاه

         فرودگاه بین‌المللی اشرفی اصفهانی به عنوان مهم‌ترین فرودگاه غرب کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد . پروازهای خارجی این فرودگاه توسط خطوط هوایی در مسیر های دبی ، دمشق ، جده و پروازهای داخلی در مسیر های تهران ، مشهد ، کیش ، بندرعباس و کرمان است .

         عملیات ساخت پروژهٔ راه آهن در سال ۱۳۸۰ آغاز شده ، در نظر است ساخت این پروژه تا پایان سال ۱۳۹۰ به کرمانشاهو تا پایان سال ۱۳۹۲ به مرز خسروی و به راه آهن خانقین عراق متصل می‌شود .

         جاذبه‌های تاریخی : طاق بستان ( نقش‌برجسته تاج‌گذاری اردشیر دوم و شکارگاه خسرو پرویز ، تاج‌گذاری اردشیر دوم ، تاج گذاری شاهپور دوم و سوم و همچنین چند سنگ‌نوشته به خط پهلوی کتیبه‌ای ) از دوران ساسانیان است ، شهر تاریخی کامبادنه منطقه‌ای به نام شکارگاه خسروپرویز سنگ‌نبشته بیستون ، سنگ‌نبشته بیستون از آثار دوره هخامنشیان واقع در سی کیلومتری شهر کرمانشاه ( شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان) ، آثار تاریخی دورهٔ قاجار ، تکیه معاون الملک ، مسجدهای قدیمی و خانه‌های قدیمی

گردشگاه‌ها : پارک جنگلی طاق بستان ، غار پرآو بزرگترین غار عمودی دنیا ، موزه‌ها

سوغاتی : شیرینی شامل نان برنجی ، نان خرمایی، کاک نان شکری ، صنایع دستی شامل گلیم ، گیوه ، جاجیم ، موج ، انواع آلات موسیقی(دف ، تنبور ، تار ، دیوان و سه‌تار) و چرم غذاها : ترخینه ، خورش خلال بادام ، دنده کباب کرمانشاهی ، سیب پلو، آش عباسعلی و آبگوشت کرمانشاهی


 
مختصری راجع به کرمان
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

کرمان

جمعیت :496684 نفر

         استان کرمان در جنوب شرق کشور با آب و هوای کویری به مساحت 183193 کیلومترمربع و شامل شهرستان های کرمان ، جیرفت ، کهنوج ، سیرجان ، رفسنجان ، بم ، شهربابک ، بردسیر ، راور است .

         در مدارک تاریخی و جغرافیایی اسلامی، از منطقه کرمان، کارمانیا، ژرمانیا، کرمانیا، کریمان، کارمانی، کرمانی و بوتیا ذکر شده‌است . برخی نام قدیم کرمان (حدود ۲۲۰ پس از میلاد) را گواشیر خوانده‌اند . گواشیر همان (کوره‌اردشیر) یا شهر اردشیر بوده‌است که به تدریج به (گواشیر) تبدیل شده‌است. این شهر به واسطهٔ آن که در قدیم شش دروازه داشته به شهر شش دروازه نیز مشهور بوده‌است . قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان گواه بر این ادعا است .

         در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند در روایت تاریخی این سرزمین در زمان هخامنشیان (کوروش) آن را تبعید گاه نبونید(پادشاه مغلوب شدهٔ بابِل) قرار داد ، می گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده‌است .

         در زمان حکومت خلفای عباسی کرمان به شورش های مکرر دست زد تا سرانجام در سال ۲۵۳ هجری قمری به تصرف یعقوب لیث صفاری درآمد . پس از آن زیر سلطه حکومت‌های سامانیان، دیلمیان، آل بویه ، غزنویان ، سلاجقه ، قراختائیان ، تیموریان ،  صفویه ، افاغنه ، افشاریه قرار گرفت .

         استان کرمان دارای آب و هوای متنوعی است . قسمت‌های شمالی که نزدیک کویر است، آب و هوای خشک و کویری ، و در قسمت جنوبی آب و هوایی معتدل و دلپذیر دارد . متوسط ارتفاع شهر کرمان از سطح دریا ۱۷۵۵ متر است . بیشتر نقاط شهر کرمان با کوه احاطه شده‌است . کرمان شب‌های زمستانی بسیار سردی دارد. کوه‌های جوپار و پلوار و جفتان در جنوب و جنوب شرق کرمان در تمام طول سال برف دارند . متوسط مقدار باران در طول سال در کرمان معادل ۱۳۵ میلیمتر است . کرمان در تابستان گرم و در بهار دارای طوفان های شن است . میزان بارش سالانه ۱۳۵ میلی متر است . میانگین دمای سالانه ۱۵٫۸ درجه سانتیگراد است .

         مناطق تاریخی دیدنی : قلعه دختر و قلعه اردشیر هنر معماری پیش از اسلام ، مسجد ملک از زمان تورانشاه سلجوقی مشتاقیه ، آرامگاه مشتاق علی شاه که به سه گنبد نیز شهرت دارد و از آثار معماری قرن سیزدهم است . مسجد جامع کرمان یا مسجد جامع مظفری که از بناهای قرن هشتم هجری است ، گنبد جبلیه از بناهای منسوب به دوره ساسانی (و بنا به روایتی منسوب به دوران سلجوقی) است یخدان مؤیدی که برای ذخیره یخ به کار می‌رفته‌است ، بازار کرمان ،  مجموعه گنجعلی خان ( میدان گنجعلی خان ، مدرسه گنجعلی خان ، حمام گنجعلی خان، ضرابخانه و آب انبار در دوران حکومت صفوی) ، مجموعه ابراهیم خان، ابراهیم خان ظهیر الدوله حاکم کرمان (دوره قاجاریه) ( بازار ، حمام، آب انبار، مدرسه و خانه مدرس ) ، مجموعه وکیل (بازار وکیل ، حمام وکیل  و کاروانسرای وکیل  است ، مسجد پامنار که از بناهای قرن هشتم و از آثار حکومت آل مظفر است . گنبد سبز یا قبه سبز که از بناهای قرن هفتم هجری است . تخت درگاه قلی بیگ مقبره یکی از نوادگان بهرام بیگ از امرای اواخر دوره صفویه و رئیس ایل افشار

         مناطق گردشگری : پارک جنگل قائم با درختان انبوه کاج و آبشارهای مصنوعی ، آتشکده و موزهٔ زرتشتیان ، . موزه صنعتی (هنرهای معاصر به ویژه نقاشی‌ها و مجسمه‌های استاد علی‌اکبر صنعتی و...) ، موزهٔ بزرگ دفاع مقدس موزه شهید باهنر ، باغ شاهزادهٔ ماهان ، مزار شاه نعمت الله ولی از عرفای بنام که در شهر ماهان ، آبشارکوهپایه ، سه کُنج منطقه ییلاقی در شرق شهر ماهان ، سیرچ روستایی درجنوب شرق شهر کرمان که محل تولد نویسنده زبر دستِ ایرانی مرادی کرمانی است دارای چندین چشمه آب گرم است ، جوپار در بخش ماهان ، کوه هزار  ، دره تیگران ،  بُندر والی آباد مجموعه چندین روستای خوش آب و هوا است ( دِه بالا و گینکان و دهیاری و ده یاسایی و دِه محمدشاه ) ، روستای داوران در ۳۵ کیلومتری شرق رفسنجان ، اماکن زیارتی بی بی گوهر در ابتدای داوران و شفاخانه حضرت علی علیه السلام در بالای ده است . کوهبنان و آبشار

سوغات کرمان : کلمپه ، قاووت ، فالوده کرمانی ، قالی کرمانی ، پته ، ادویه جات ، زیره ، حنا، پسته ، ظروف مسی ، چنگمال ، کماچ سهن ، سوهان زرند ، مسقطی مخصوص سیرجان

         فرودگاه کرمان یکی از بلندترین فرودگاه های ایران در ارتفاع 1750 متری از سطح دریا های آزاد قرار دارد و قابلیت پذیرش هواپیما های پهن پیکر مسافربری و باری را دارد .

کرمانشاه


 
مختصری راجع به شهرکرد
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

شهرکرد

جمعیت : ۱۳۱٬۶۱۲ نفر

         شَهرکُرد یکی از شهرهای مرکزی ایران و مرکز استان چهارمحال و بختیاری و مرکز شهرستان شهرکرد است . شهرکرد در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار دارد . نام پیشین آن «دِهْکُرد» بوده‌است که پس از تبدیل به شهر(در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی)، به شهرکرد تغییر نام داده شده است .

         بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی و به خصوص توجه به استقرار تپه‌های باستانی مربوط به هزاره‌های پیش از میلاد مسیح (ع) ، در محدوده این شهر می توان قدمتی در حد هزاره‌های مذکور برای استقرار بشر وآغاز تمدن جهت آن منظور نمود  . بعضی معتقدند واژه «کرد» در حقیقت به معنی گله داری است چون شغل ساکنان اولیه این منطقه(دوران اتابکان فارس) به علت داشتن مراتع خوب و سرسبز ، غالباً گله داری بوده‌است .برخی دیگر بر این باورند که گویا در گذشته دسته‌ای از کردها در این‌جا ساکن بوده‌اند از این رو آن را دهکرد نامیده‌اندو به‌گفته برخی از اهالی این شهر، با توجه به این که در شهرکرد کردین(نوعی بالا پوش نمدی که چوپانان لر به تن می‌کنند) تولید می‌شود ، به این مکان دهکردین و بعدها به آن دهکرد گفته شد .

         شهرکرد بین ۵۰ درجه و ۴۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۵۰ درجه و ۵۳ دقیقه و ۴۴ ثانیه طول و ۳۲ درجه و ۱۸ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۲۳ درجه و ۲۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه عرض جغرافیایی و در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار گرفته‌است . این شهر با ارتفاع ۲۰۷۰ متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین مرکز استان ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است .

         شهرکرد دارای اقلیم نیمه مرطوب معتدل با تابستان های معتدل و زمستان های بسیار سرد است .میانگین سالانه دمای هوادر شهرکرد ۱۱/۵ درجه سانتیگراد است . در طول ۳۰ سال گذشته حداقل مطلق دما و حداکثر مطلق دمای ثبت شده در شهرکرد به ترتیب ۳۲ درجه سانتیگراد زیر صفر و ۴۲ درجه سانتیگراد بوده است . سردترین و گرمترین ماه‌های شهرکرد به ترتیب دی و مرداد است . اگرچه در زمستان میزان رطوبت متوسط تا بالا است ، میزان بارش در فصولی که کشت صورت می‌گیرد به جز ماههای اردیبهشت و فروردین تقریبا به صفر نزدیک است. سردترین ماه و گرمترین آن به ترتیب دی و مرداد است .

         مردم شهرکرد مانند ساکنین منطقه چهار محال(از استان چهار محال و بختیاری) به فارسی تکلم می کنند . مردمان منطقه بختیاری به زیان گویش بختیاری تکلم می کنند و هرچه به سمت خوزستان می رویم جمعیت بختیاری ها بیشتر می شود .

مکان‌های تفریحی : پارک کوهستانی ملت شهرکرد ، لاله و تهلیجان و وجود ٢۴٠ گردشگاه ، آثار تاریخی قلعه‌ها ، اماکن سیاحتی و زیارتی


 
مختصری راجع به لار
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

لار

         لار در جنوب استان فارس . در فاصلهٔ ۵۷ فرسنگی جنوب شرقی شهر شیراز قرار دارد . و در حد فاصل شهرستان های داراب ، جهرم ، خنج ، فیروزآباد و استان بوشهر و استان هرمزگان واقع شده‌است . ارتفاع لار از سطح دریا ۹۱۵ متر است و در حدود 27000  کیلومتر مربع مساحت دارد . میزان بارش سالانه 203 میلیمتر است .

         منطقهٔ لارستان آکنده از زنجیره کوههای موازی است که به موازات ساحل خلیج فارس کشیده و اقلیم گرم وسوزائی را به وجود آورده‌است . آبها در این نواحی کم وشور هستند و رودخانهٔ «لارستان» که در طول خود به نام‌های رودخانه «شور گله دار» و «شور هنگ» و غیره نامیده می‌شود ، در امتداد جنوب غربی لار جریان دارد . میانگین دمای سالانه 23 درجه سانتیگراد است .

         از لحاظ زبان شناسی، «لاری» عضوی از لهجه های جنوب غربی ایرانی است. زبان هایی مانند اوزی ، بستکی ، خنجی ، گراشی نیز هم تراز با این لهجه هستند . لازم به ذکر است که زبان مردم لارستان در ریشه خویشاوندی عمیقی با زبانهای کردی و لری دارد.

         زلزله‌های فراوان لار را ویران کرده‌است که از۷۰۰ سال پیش تاکنون در تاریخ ثبت شده‌است . تقریباً هر ۴۵سال یا ۹۰ سال یک بار لار ویران شده‌است . لارستان در عصر صفویه به دلیل واقع شدن در جاده تجارتی اصفهان به خلیج فارس از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده‌است.

         کهن ترین بنای تاریخی در لارستان ، مربوط به دوران اشکانیان بیش از دو هزار سال قبل آتشکدهُ کاریان است ،

         وجود راه‌های باستانی که از فیروزآباد و استخر از طریق خنج، و علامرودشت و فال و اسیر به طرف بندر باستانی سیراف، و جنوب می‌رفته‌است و آثار آن بر جای مانده در این مسیر، از نشانه‌های وجود فرهنگ و تمدن پیش از اسلام در این منطقه‌است.

         بناهای تاریخی پیش از اسلام : تمب بت ، آتشکدهُ کاریان ، قلعه اژدها پیکر در لار ، آتشکدهُ محلچه در بین راه اصلی لار به شیراز ، قلعهُ سفید خنج ، قلعهُ فرشته جان ، قلعه ایلود ، کاروانسراهای واقع در بین جادهُ خنج ، کاروان سراهای واقع در بین جادهُ خنج به فال و فال به سیراف ، قلعه جبرئیل در بنارویه ، قلعه کیقباد در جویم ، و آثار و بقایای جادهُ باستانی عصر ساسانی بین جویم و جهرم و بین فال و اسیر به سیراف ، و فیروزآباد به خنج ، و خنج به کاریان

         ره آورد شهر لار : حلوای مسقطی

                 این شهر در جنوب استان فارس، در حدفاصل شهرستانهای داراب، جهرم، فیروزآباد و استان بوشهر و هرمزگان واقع شده و مساحت آن 667/33 کیلومتر مربع است، از نظر وسعت بزرگترین شهرستان استان فارس به شمار می‍‌رود و ارتفاع آن از سطح دریا 915 متر می‌باشد.  

                این شهرستان، برابر سرشماری سال 1355 دارای 183921 نفر و مطابق سرشماری سال 1370 دارای 202000 نفر جمعیت است. از نظر تقسیمات کشوری شامل شش بخش: مرکزی، جویم، خنج، اوز، گراش و بیرم می‌باشد.

                لار امروز شامل دو بخش نزدیک به‌هم است، بخش جدید پس از زلزلهء سال 1339ش. در                                 شش کیلومتری شهر کهن بنا شده، با یک بزرگراه به آن پیوند خورده است.

                شهر قدیمی لار در دامنهء کوهی قرار دارد که بر فراز آن بقایای دژی به نام »اژدها پیکر« موجود است. شهر با کوچه‌های تنگ و دیوارهای بلند خانه‌ها مشخص است،

                بطوری که مجموع تبخیر سالیانه به بیش از سه هزار میلیمتر می‌رسد که حدود 16 برابر بارش متوسط سالیانه (حدود 188 میلیمتر) می‌باشد.

                در بارندگیهای لارستان دو ویژگی به چشم می‌خورد: اوّل اینکه بیشترین بارندگی در ماههای دی و بهمن صورت می‌گیرد، زمان بارش اندک و به علت سردی هوا میزان تبخیر پایین است.

                کمترین بارندگی در تیر و مرداد یعنی گرمترین ماههای سال تحقق می‌یابد.

                مهمترین محصولات لارستان، گندم، جو، خرما، پنبه و صیفی‌جات می‌باشد. دامداری به صورت کوچ‌نشینی و سنتی در این منطقه رواج دارد و معادن سنگ ساختمانی، گچ و آهنک مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

            کارخانهء سیمان لارستان یکی از پروژه‌های مهم استانی به شمار می‌رود، که در راستای بهینه‌سازی اقتصاد منطقه و ایجاد فرصتهای شغلی با مشارکت مردم مراحل اجرایی آن آغاز شده است. راه‌اندازی این کارخانه می‌تواند علاوه بر تأمین نیاز سیمان لارستان زمینهء صادرات آن را نیز فراهم آورده، منطقه را از حالت مصرفی صرف به سوی تولید و باروری سوق دهد.

            روند شاخصهای مراکز تولید نشانگر این واقعیت است که تحرک، اشتغال‌زایی، رونق کار و بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی تنها در سایه تولید و فعالیتهای صنعتی تحقق می‌یابد. بنابراین با ایجاد مراکز صنعتی و اقتصادی می‌توان این منطقه را پویا و متحول کرد.

            تأسیس چنین مراکزی با عنایت به اینکه اکثر مردم برای امر اشتغال به کشورهای حاشیهء خلیج فارس مسافرت می‌کنند و با درآمدهای فراوان به زادگاهشان باز می‌گردند، امری قابل دسترسی و امکان‌پذیر می‌نماید.

            صنایع دستی، بیشتر شامل سفالگری و حلواپزی حلوای مسقطی، نیز در مراکز این شهرستان رواج دارد.


 
مختصری راجع به شیراز
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

شیراز

جمعیت : ۱٬۴۵۵٬۰۷۳  نفر

وسعت : ۱۷۸٫۸۹۱ کیلومترمربع

         نام شیراز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تیرازیس»، «شیرازیس» و «شیراز» به ثبت رسیده‌است . محل اولیهٔ این شهر در محل قلعهٔ ابونصر بوده‌است . شهر شیراز در پیش از اسلام قلعه‌ای بوده که قدمت آن به دوران ساسانی و پیش‌تر بازمی‌گردد . این شهر در دوران بنی‌امیه به محل فعلی منتقل شد ، شیراز در دوران صفاریان، بوییان و زندیه، پایتخت ایران بوده‌است .

         این شهر به سبب جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی فراوان، همواره گردشگران بسیاری را به‌سوی خود فرا می‌خواند .

         آثاری ایلامی (شامل یک سه پایه برنزی) مربوط به هزاره دوم پیش از میلاد در جنوب شرقی شیراز یافت‌شده‌است . همچنین در تعدادی لوح‌های ایلامی مکشوفه در پارسه (تخت جمشید) به کارگاه‌های مهمی در تی/شی-را-ایز-ایز-ایش (تیرازیس یا شیرازیس) اشاره می‌کند که بی‌شک همان شیراز امروزی است .

         نام شیراز همراه بخش اردشیر خوره دوره ساسانی به مرکزیت فیروزآباد ذکر شده است و شیراز جزئی از آن بوده‌است . اردشیر خوره یکی از پنج بخشی بوده است که استان فارس ساسانیان را تشکیل می‌داده‌است. این اطلاعات در مهرهای ساسانی مربوط به اواخر ساسانی و اوایل دوران اسلامی کشف شده در محل قصر ابونصر در شرق محل کنونی شهر شیراز بدست آمده است .

         در اسطوره‌ها طبق روایتی سنتی بنای شیراز توسط تهمورث، از پادشاهان پیشدادی انجام گرفته و با گذشت زمان این شهر رو به ویرانی گذاشت . همچنین طبق روایت سنتی دیگری در محل شهر شیراز شهری بنام فارس بوده‌است که برگرفته از نام فارس پسر ماسور، پسر شِم، پسر نوح است .

         شیرازْ مرکز استان فارس است . شهر شیراز در بخش مرکزی استان فارس و در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. اطراف شیراز را رشته کوههای نسبتاً مرتفعی به شکل حصاری استوار ، احاطه کرده‌اند که از لحاظ سوق الجیشی و حفظ شهر اهمیت ویژه‌ای دارند . این شهر از سمت غرب به کوه دراک ، از سمت شمال به کوه‌های بمو ، سبزپوشان ، چهل‌مقام و باباکوهی (از رشته کوه‌های زاگرس) محدود شده‌است . مختصات جغرافیایی شیراز عبارتست از ۲۹ درجه و ۳۶ دقیقه شمالی و ۵۲ درجه و ۳۲ است . رودخانهٔ خشک شیراز رودخانهٔ فصلی است که پس از عبور از شهر شیراز به سمت جنوب شرقی حوضهٔ خود متمایل شده و به دریاچه مهارلو می‌ریزد .

         شهر شیراز در جنوب غرب کشور قرار گرفته و آب و هوای آن مدیترانه‌ای است.

میانگین دما در تیرماه (گرم‌ترین ماه سال) ۳۰ درجهٔ سانتی‌گراد، در دی‌ماه (سردترین ماه سال)، ۵ درجهٔ سانتی‌گراد، در فروردین‌ماه ۱۷ درجهٔ سانتی‌گراد و در مهرماه ۲۰ درجهٔ سانتی‌گراد است و میانگین سالانهٔ دما ۱۸ درجهٔ سانتی‌گراد است.  میزان بارندگی سالیانهٔ شهر شیراز ۳۳۷٫۸ میلی‌متراست .

         مردم شیراز زبان فارسی را با لهجه شیرازی تکلم می‌کنند .

         دین اکثر مردم شیراز اسلام است .  این شهر هنوز پذیرای اقلیتی ۶۰۰۰ هزار نفری از یهودیان است . گروه‌های کوچکی از مسیحیان فرقه پروتستان مانند انگلیکن و پرسبی‌ترین در شیراز زندگی می‌کنند . در حال حاضر در شیراز دو کلیسای فعال وجود دارد که یکی متعلق به ارامنه و دیگری متعلق به کلیسای انگلیکن است .

         از معروف‌ترین  باغ‌های شیراز می‌توان به باغ ارم، باغ عفیف‌آباد، باغ دلگشا و باغ جهان‌نما اشاره نمود .

         در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی ، شیراز  ششمین شهر پرجمعیت ایران شد .

         از جاذبه‌های تاریخی شهر شیراز می‌توان به آتشکدهٔ صمیکان، آرامگاه حافظ، آرامگاه خواجوی کرمانی، آرامگاه سعدی، ارگ کریم‌خان، باغ ارم، باغ تخت، باغ چهل‌تن، باغ دلگشا، باغ عفیف‌آباد، باغ نارنجستان قوام، باغ هفت‌تن، خانه صالحی، چاه مرتاض علی، حمام باغ نشاط، عمارت باغ ایلخانی، عمارت باغ نشاط، عمارت دیوانخانه، عمارت کلاه‌فرنگی باغ نظر، مسجد نصیرالملک، قصر ابونصر، قلعهٔ کک‌ها، مدرسهٔ آقاباباخان، مدرسهٔ خان، موزهٔ پارس، موزهٔ هفت‌تنان، نقش‌برجستهٔ بهرام اشاره کرد .

         از جاذبه‌های طبیعی شهر شیراز می‌توان به آبشار کوهمره سرخی، برم‌دلک، پارک قلعه‌بندر، پارک ملی بمو، پیربناب، چشمهٔ جوشک، چشمهٔ خارگان، چشمهٔ ریچی، دریاچهٔ دشت ارژن، دریاچهٔ مهارلو، رکن‌آباد، رودخانهٔ قره‌آغاج، روستای قلات، کوه سبزپوشان، گردشگاه آتشکده، گردشگاه چاه‌مسکی، گردشگاه چشمه سلمانی و گردشگاه هفت‌برم اشاره کرد .

         چشمه‌های طبیعی موجود در اطراف شیراز ، مزار امام‌زادگان متعددی که گفته می‌شود که در زمان مأمون خلیفهٔ عباسی، تعدادی از فرزندان و نوادگان موسی بن جعفر -امام هفتم شیعیان- به شیراز پناه آورده بودند زیارتگاه شیعیان قرار گرفتند .

         شیراز دومین شهر ایران پس از تهران بود که دارای فرودگاه بین‌المللی شد .
         پروازهای داخلی این فرودگاه به مقاصد : تهران ، مشهد ، اصفهان ، تبریز ، اهواز ، آبادان  ، بوشهر ،  بندرعباس ، ساری ، لارستان ، لامرد ، چابهار ، کرمان ، کیش ، لاوان ، قشم ، سیری ، ماهشهر ، خارک ، عسلویه ، بهرگان و رشت است .
شرکت‌های هواپیمایی هما ، آسمان ، ایران ایرتور ، کیش‌ایر ، ماهان ، کاسپین ، فارس ایر قشم ، خدمات هلیکوپتری ، نفت ، زاگرس ، تابان ، ارم ایر ، گلف ایر ، سعودی‌ایر ، ایرعربیا ، الجزیره و به صورت موردی شرکت‌های هواپیمائی دیگر از فرودگاه شیراز استفاده می‌کنند .
         هم‌اکنون ظرفیت پذیرش مسافر این فرودگاه ۴ میلیون نفر در سال است که با اتمام طرح توسعه این فرودگاه به ۱۰ میلیون مسافر در سال افزایش می‌یابد .

         راه‌آهن شیراز-اصفهان دارای ۲۲ایستگاه است که مراحل اجرایی ایستگاه‌های اصفهان، شهرضا، آباده و اقلید به پایان رسیده‌است و در مجموع اجرای این پروژه که از چند سال پیش به‌طور جدی آغاز شده‌است ،

هم‌اکنون قطار شهری شیراز در دست ساخت است . این خط ۲۴٫۱ کیلومتر طول دارد که پتانسیل حمل و نقل ۱۰٬۰۰۰ نفر در ساعت را خواهد داشت .

         شیراز دارای بیش از ۱۲٬۰۰۰ تاکسی از انواع مختلف است .

         در طول تاریخ این شهر ، به واسطه مرکزیت نسبی اش در منطقه زاگرس جنوبی برای مبادلات محلی کالا بین کشاورزان و یکجانشینان و عشایری مانند قشقایی تبدیل گشته و همچنین در مسیر راه‌های تجاری داخل ایران به بنادر جنوب مانند بوشهر بوده است . مرکزیت ادارای و نظامی این شهر نیز باعث رونق شهر در طول تاریخ بوده‌است. در دهه‌های اخیر صنعت گردشگری به رونق این شهر افزوده‌است .

         شیراز جایگاه بودن کارخانجات الکترونیکی متعددی از جمله صنایع مخابراتی والکترونیک ایران (صاایرانزیمنس، ITMC و تکصا است . صنایع مهم شیراز شامل صنایع الکترونیک، پالایشگاه نفت، مجتمع پتروشیمی، کارخانهٔ سیمان، صنایع لاستیک‌سازی، صنایع لبنیات و صنایع نساجی است .

        تولیدات کشاورزی این شهرستان عبارت‌اند از: انگور، نارنج، خرمالو، ازگیل، شلیل، انار و گندم . این شهر در تولید فرش و گل نیز معروف است .از صنایع دستی این شهر می‌توان به خاتم کاری، معرق‌کاری، قالی‌بافی و منبت‌کاری اشاره کرد .

         سوغات عمدهٔ شیراز  : آبلیمو، انار، انجیر، ترشی‌جات، چرم، حصیر، حنا، خاتم‌کاری، خراطی، خرما، ریسندگی، زعفران، سفیداب، سنگ‌تراشی، شیشه‌گری، بهار نارنج، ظروف سفالی، عرقیات، فلزکاری، قالی، کنده‌کاری، کیسه حمام، گبه، گلیم، کلوچه و مسقطی ، نان یوخه، نان شیری، منبت‌کاری و نمد

         شیراز با چهار شهر جهان پیوند خواهرخواندگی دارد : دوشنبه، تاجیکستان، نیکوزیا، قبرس ،چونگ کینگ، چین ،وایمار، آلمان


 
مختصری راجع به گرگان
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

گرگان

         گُرگان شهری واقع در استان گلستان در شمال کشور ایران است. این شهر مرکز شهرستان گرگان و استان گلستان است. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اَستَرآباد» نام داشت .گرگان قدیم که به عربی جرجان خوانده می‌شد شهری آباد و مهم بود که در نزدیکی گنبد کاووس امروزین قرار داشت . گرگان از شهرهای شمالی ایران است و آب و هوای معتدل دارد ، هرچند تابستان های این شهر نسبتاً گرم و شرجی است . اقلیم منطقه بسیار گوناگون است کوه ، جنگل و چمنزار ، جلگه و دشت ، بیابان و شوره‌زار ، دریا و خلیج ، رودخانه و تالاب و زمین کشاورزی را شامل می‌شود . ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۵۵ متر است . میانگین دمای سالانه ۱۷ درجه سانتیگراد است .میزان بارش سالانه ۲۱۴ میلی‌متر است .

         جمعیت این شهر بنابر نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۶۹٬۲۲۶ نفر بوده‌است .

         اکثریت جمعیت شهر گرگان مردم فارس‌زبان هستند ، ساکن این شهر  شامل فارس‌های گرگانی ، و نیز سبزواری ها ، کاشمری ها، شاهرودی ها، مازندرانی ها، بسطامی ها و بیارجمندی ها، قزاق ها، سادات، بلوچ ها، زابلی ها و ترکمن ها هستند .

         ویرانه‌های شهر اصلی گرگان در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار دارد . در زمان رضا شاه  نام کهن گرگان را برای شهر استرآباد برگزیدند .

شهر خواهرخوانده : آکتاهو , قزاقستان  

          اقامتگاه ها : ناهارخوران ، آبشار زیارت ، النگ‌دره ، آبشار شیرآباد ، جنگل النگ‌دره  ، روستای زیارت ، تپه هزارپیچ ، تپه صداو سیما  ، بازار نعل بندان  ، میدان عباسعلی  ، مدرسه عمادیه  ، تپه سرخنکلاته  ، امامزاده اسماعیل سرخنکلاته  ، حمام زیرزمینی دوران قاجاریه سرخنکلاته  ، جنگل رنگو  ، منطقه توربنه و شربت روستای زیارت (گرگان) / شهر بت  ، جزیره آشوراده  ، دریاچه‌های آلاگل، آلماگل و آجی گل  ، کاروانسرای قزلق  ، جنگل و باغ وحش قرق  ، روستای چهارباغ و شاهکو  ، کوه‌های گرگان  ، آبشار کبودوال در علی‌آباد  ، آبشار شیرآباد  ، گل‌فِشان در مسیر اینچه‌برون ، جنگل نوده ملک و تپه معصوم زاده که قله قدیمی بوده که توسط خاک مدفون شده‌است .


 
مختصری راجع به ساری
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

ساری

جمعیت : ۲۸۵٫۳۲۰   نفر

         ساری مرکز استان مازندران در شمال ایران و از بزرگترین شهرهای ناحیهٔ شمالی ایران است . رشد توسعه شهری ساری نسبت به مراکز استانهای دیگر تا سالهای اخیر نسبتا کمتر بود و با تلاش مسئولین و با تبیین طرح جامع چشم انداز ساری، ساری به عنوان نماد شهرسازی نوین ایران تبدیل می‌گردد .

         یونانیان باستان آن را زادراکارتا  پایتخت تمدن هیرکانیا ذکر می‌کنند ،  اشپیگل شرق شناس و نئونازیست آلمانی آورده که نام ساری کنونی برگرفته از نام قوم سائورو است  ، ادوارد پولاک گمان دارد که نام ساری دگرگونی واژگانی سادراکارتا است ، دکتر اسلامی در مقدمه‌ی کتاب «دانشوران ساری» شهر ساری را همان زاد‌راکرتا به معنی شهر زرتشت و یا ترکیبی از زا + درا+ کر ت به معنی شهری در کنار دریا می‌داند . حجازی کتاری بر این باور است که ساری « از دو جزء (سا)، و(آری ) ساخته شده است. جزء (سا )، از مصدر (سای) باستانی و به معنی آسودن و جزء (آری ) یا (آریه) به معنی ایران یا آریایی می‌باشد.

         نظام شهری نوین ساری از زمان قاجاریان آغاز شده‌است و ساری اولین شهر ایران بوده‌است که ساخت راه‌آهن سراسری ایران از آنجا شروع شد و پس از رضاشاه و در هنگام جنگ جهانی دوم به تصرف نیروهای شوروی در آمد و پس از جنگ جهانی نیز فرودگاه دشت ناز ساخته شد .

         شهر ساری واقع در کوهپایه‌های رشته کوه البرز دارای دو بخش کوهستانی و دشت است در طول جغرافیایی ۵۳ درجه و ۵ دقیقه و عرض ۳۶ درجه و ۴ دقیقه از شمال خاوری به فاصله حدود ۲۵ کیلومتر به نکا و به فاصله ۴۵ کیلومتر به بهشهر و ۱۳۰ کیلومتر به گرگان و ۶۹۰ کیلومتر به مشهد و از شمال به فاصله ۳۵ کیلومتر به دریای مازندران و از شمال باختری به فرح آباد و جویبار و لاریم و از جنوب باختری به فاصله ۲۲ کیلومتر به قائمشهر و از باختر به بابل به فاصله تقریبی ۳۰ و آمل به فاصله تقریبی ۶۰ کیلومتر و از جنوب به فاصله ۳۰ کیلومتر به سد شهید رجایی (سلیمان تنگه) و دهکده آرامش و بوسیله آزادراه در حال ساخت کیاسر به فاصله تقریبی ۸۰ کیلومتر به دیباج و از آنجا به شهرستان‌های دامغان و مهدیشهر و سمنان (تقریباً ۱۲۰ کیلومتر) محدود است .

         از درون شهر ساری رودخانه تجن عبور می‌کند . این رودخانه از ۳ شاخه اصلی زارم رود در شمال و شاخه اصلی تجن در مرکز و شاخه سفید رود در جنوب حوضه آبریز تشکیل می‌شود و افزون بر آنها در مسیر خود ریزابه‌هایی مانند دره ببرچشمه ، پلاروی ، شیرین رود ، سالار دره ، آب تیرجاری و جز آنها را دریافت می‌کند .

         شهر ساری در ناحیه‌ای زلزله‌خیز واقع شده و در طول تاریخ بارها با خاک یکسان گشته‌است. دلیل وقوع زمین‌لرزه‌های بزرگ و مخرب در ساری و نواحی دیگر مانند رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس، قرارگرفتن آن‌ها در مسیر کمربند آلپاید است ؛ مسیر این کمربند از میانهٔ اقیانوس اطلس شروع شده و پس از عبور از دریای مدیترانه، شمال ترکیه، ایران، هند، چین و جزایر فیلیپین، به کمربند دیگری که اقیانوس آرام را دور می‌زند ، متصل می‌شود .

         ساری به فاصله کمتر از ۱۵۰ کیلومتر از تهران واقع گردیده و توسط جاده سوادکوه ۲۷۰ کیلومتر و توسط جاده هراز ۲۵۰ کیلومتر و به وسیله راه آهن شمال ۳۵۴ کیلومتر با تهران فاصله دارد .

         آب و هوای شهر ساری در تابستان‌ها معتدل و نمناک و در زمستان‌ها نسبتا سرد و خشک است .

         زبان عمده مردم ساری تا دوره صفویان فقط زبان طبری (مازندرانی) بود ولی با از بین رفتن سلسله باوندیان که حامی زبان طبری بود این زبان از رسمیت افتاد و زبان فارسی جایگزین آن شد .

         این شهرستان بعد از شهرستان رشت بزرگترین و پر جمعیت ترین شهرستان شمال ایران است . ساری پذیرای مهاجرین ترک ، ترکمن ، شهمیرزادی ، کرد ، ارمنی ، گرجی ، اصفهانی ، عرب ، بلوچ و...  ‌است .

         بناهای تاریخی ساری : کهنه باغشاه ، نوباغشاه ، شاهزاده حسین ، عمارت کلبادی ، حمام وزیری ، مجموعه تاریخی فرح‌آباد ، مسجد فرح آباد ، آب انبارهای ساری  ، دروازه‌های ساری ، برج‌ها و اماکن مقدس ، مسجد حاج مصطفی خان ، برج رسکت ، برج سلطان زین‌العابدین

         جاهای دیدنی و تفریحی : پناهگاه‌های حیات وحش( دشت‌ناز ، سمسکنده) و پارک‌های جنگلی شهید زارع ، میرزاکوچک خان ، سد سلیمان تنگه ، تاج سد

         ساری یکی از صنعتی‌ترین شهرهای مازندران بوده‌است که از اواخر دهه۲۰ تا ۵۰ شمسی کارخانجات صنعتی شرکت ام ام با تولید روغن نباتی و چند محصول جانبی دیگر و صنایع لوستر سازی از سال ۱۳۵۰ و کارخانه نوشابه سازی خوش نوش ساری ، کارخانه نکا چوب ، کارخانجات صنایع فلزی ایران در حال فعالیت است .

         فرودگاه بین‌المللی دشت ناز ، نام فرودگاهی در ساری است

         ره آورد شهر ساری : غذاهای سنتی ، میوه‌ها و صنایع دستی

         غذاهای سنتی : آلوکباب با مرغ محلی ، ماهی دزینگه ، سبزی‌پلا ، کیی‌پلا ، استامبولی‌پلا ، عجی‌مجی‌پلا ، ساک‌خارش ، آش ترش ، آش گزنه ، میرزاقاسمی ، نازخاتون و کیی خارِش .یتیم چه با کدو سبزو کماج(با شیر) و قیصی خارش ، تاس کباب فسنجون با اردک ، ته چین و غیره

میوه‌ها : انواع مرکبات ، کاندس ، تمشک وحشی ، زردکیجا(نوعی قارچ) ، گزنه و کدو

صنایع دستی : صنایع‌چوبی ، صندوق‌مزار ، ارسی ، لاک‌تراشی ، جوله ، کلز ، کیله‌لاک ، قند چوله ، تنباکو چوله ، سیرکوب ، حصیربافی ، گلیم‌بافی ، جاجیم‌بافی ، جوراب‌بافی ، موج‌بافی ، پارچه‌بافی ، نمدمالی ، سفال‌گری و…

خواهرخوانده شهر ساری : کومل ، بلاروس


 
مختصری راجع به زاهدان
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

جمعیت :552706  نفر

وسعت : 36581  کیلومترمربع

         استان سیستان و بلوچستان بین 25 درجه و 3 دقیقه تا 31 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی و 58 درجه و 47 دقیقه تا 63 درجه و 19 دقیقه طول شرقی در جنوب شرقی ایران قرار دارد . وسعت آن 187052 کیلومترمربع بیش از   11 % از وسعت کل کشور را در بر می گیرد و بزرگترین استان کشور است از شمال به خراسان جنوبی ، از غرب به استان کرمان و هرمزگان و از جنوب به دریای عمان ، از شرق به افغانستان و پاکستان محدود می شود .

         زاهِدانْ مرکز استان سیستان و بلوچستان است . این شهر در منطقهٔ بلوچستان واقع شده و نام پیشین آن تا سال 1315  «دُزْدابْ» بوده که در زمان رضا شاه به «زاهدان» تغییر یافته‌است . زاهدان از سمت شمال به شهرستان زابل و کویر لوت ، از سمت جنوب به شهرستان‌های ایرانشهر و سراوان ، از سمت شرق به کشورهای افغانستان و پاکستان و از سمت غرب به شهرستان فهرج و کویر لوت محدود شده‌است . عموم ساکنان این شهر به زبان‌های بلوچی و فارسی سخن گفته و پیرو دین اسلام هستند . زاهدان در فاصلهٔ ۱۴۹۴ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده و ۱۳۸۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد . این شهر از موقعیت جغرافیایی بسیار مناسبی برخوردار گشته و پاکستان، خراسان، کرمان و هند را به هم متصل می‌کند . هوای زاهدان گرم و خشک بوده و درجه حرارت روز ها با شب ها به نحو محسوسی کاهش می یابد . جهت وزش باد از طرف جنوب غربی به سمت شمال شرقی است و باد های 120 روزه سیستان به طور غیر مستقیم در کاهش دمای شهر زاهدان تاثیر دارند. تنها در شب‌های تابستان آب و هوای این شهر رو به سردی می‌گراید.

         آب آشامیدنی زاهدان لوله‌کشی بوده و از طریق چاه‌های نیمه‌عمیق پیرامون شهر تأمین می‌گردد . زاهدان به‌جهت مرزی‌بودن ، از موقعیت تجاری و نظامی ویژه‌ای برخوردار است ؛ به گونه‌ای که از یک‌سو راه‌آهن پاکستان که از مرز میرجاوه وارد ایران می‌شود و از سوی دیگر راه‌آهن سراسری ایران به این شهر منتهی می‌شود .

         زاهدان شهری نوبنیاد است که در ۵۱۷ کیلومتری شرق کرمان و در نزدیکی کشور پاکستان واقع شده‌است . این شهر از طریق راه زمینی از سمت شمال به مشهد و از سمت جنوب به چابهار مرتبط شده و هم‌چنین دارای ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه بین‌المللی است . زاهدان از لحاظ مختصات جغرافیایی در ۶۰ درجه و ۵۱ دقیقه و ۲۵ ثانیهٔ طول شرقی و ۲۹ درجه و ۳۰ دقیقه و ۴۵ ثانیهٔ عرض شمالی واقع شده‌است . این شهر در گذشته بخشی از منطقهٔ بلوچستان شمالی (سرحد) محسوب می‌شده‌است . اختلاف زمان زاهدان با تهران ۳۶+ دقیقه و با گرینویچ ۲۴۶+ دقیقه‌است .

         واژهٔ «زاهدان» که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، در زمان رضاشاه به این شهر اطلاق شد ، در لغت به معنی «شهر پرهیزگاران» است .

         پس از جنگ جهانی اول به‌جهت نزدیکی دزداب به دو کشور افغانستان و پاکستان و موقعیت مناسب تجاری آن با کشور هند ، دولت وقت ایران با فرستادن مأموران دولتی به این روستا و بررسی کم و کاستی‌های آن، زمینهٔ تأسیس مراکز مختلف دولتی را در دزداب فراهم آورد . گروهی از بازاریان اهل مشهد و یزد و شماری از کارگران اهل بلوچستان و زابل نیز به این روستا آمده و در آن سکونت گزیدند . بسیاری از بازرگانی منطقه در دست اهالی یزد بود و در این زمینه با سیک‌های هندی زاهدان رقابت داشتند.

         شهر زاهدان به خاطر حضور انگلیسی‌ها از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که دارای آب لوله‌کشی شد .

         در طول سال، بادهایی با جهت جنوب غربی-شمال شرقی این شهر را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند که در این میان، بادهای سیستان که ۱۲۰ روز در زاهدان می‌وزند ، از شدت گرمای هوای این شهر می‌کاهند .

         آب آشامیدنی موردنیاز زاهدان از طریق چاه‌ها، چشمه‌ها، رودها و قنات‌ها تأمین می‌شود . از جملهٔ رودهای این شهر می‌توان به رودهای اومار، کچه، لادیز، لار و میرجاوه اشاره کرد .

         زاهدان به‌صورت گودالی بزرگ در میان کوه‌های مختلفی قرار گرفته‌است . از مهم‌ترین کوه‌های این شهر می‌توان کوه‌های اشتران (ارتفاع: ۳۰۱۲ متر)، انجیردان (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، جیکو (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، پیرخان (ارتفاع: ۲۲۲۱ متر) و ملک‌سیاه را نام برد .

         اکثریت ساکنان زاهدان به دو زبان بلوچی و فارسی (گویش‌های سیستانی، کرمانی، یزدی و خراسانی) سخن می‌گویند .

         مسلمانان شیعه و سنی ۹۹٫۸۳ درصد از کل جمعیت این شهر را به خود اختصاص داده‌اند .

         زاهدان شهر مهاجرپذیری بوده و از اقوام و مذاهب گوناگونی تشکیل یافته‌است. سیستانی‌ها، یزدی‌ها، خراسانی‌ها، کرمانی‌ها، ترک‌ها و افغان‌ها از جملهٔ اقوام مهاجر ساکن این شهر به‌شمار می‌روند .

         زاهدان از ‌جهت جمعیت ، یازدهمین شهر پرجمعیت ایران محسوب می‌شود .

         جاذبه های گردشگری زاهدان  : دژ زاهدان ، بنیان شهر

         خوراکی‌های زاهدان :آبگوشت. تجگی . شیرمال . شیلانج . قلیفی . کباب تنورچه . کشک زرد . کشک سفید . کلوچه . کهلی .

         صنایع دستی زاهدان : آینه‌دوزی - سکه‌دوزی - سوزن‌دوزی بلوچی- قالی‌بافی

         زبان ها و گویش ها در این استان فارسی ، سیستانی ، بلوچی ، کرمانی ، یزدی و خراسانی است .

         شهر زاهدان دارای امکانات هوایی و جاده ای و ریلی بوده و مسیر تردد بین المللی به پاکستان و هندوستان است .

         فرودگاه در فاصله 4 کیلومتری از مرکز شهر در شرق زاهدان واقع است فرودگاه دارای یک پایانه خروجی ، یک پایانه ورودی بین المللی ، یک پایانه ورودی داخلی و یک پایانه قدیمی جهت پرواز های حج است .


 
مختصری راجع به رامسر
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

         رامسَر از شهرهای استان مازندران در شمال ایران است . این شهر که پیش از این سخت سر نام داشت ، آخرین شهر غرب مازندران است که مردمان بومی آن به زبان گیلکی صحبت می کنند . رامسر از سمت شرق به تنکابن ازغرب به جلگه رودسر اولین شهرستان شرق گیلان، ازجنوب به کوههای البرز و از سمت شمال به دریای کاسپین محدود است . آب وهوای رامسر در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان سرد است.

         رامسر دارای فرودگاه است . مناطق ییلاقی رامسر مانند جواهر ده(که تغییر یافته جوهر ده یا جور ده به معنای ده بالا) بسیار زیبا و خوش‌آب‌وهوا است . محصولات عمده رامسر برنج و مرکبات و چای است .

         با برخورداری از جاذبه‌های گردشگری و امکانات اقامتی، پذیرایی وتفریحی و کوتاهترین فاصله بین کوه و دریا با لقب عروس شهرهای ایران به عنوان قطب مهم گردشگری در کشور و حتی جهان مطرح است.

         وجود قله‌های مخروطی شکل با پوشش انبوه گیاهان متنوع ، باغ‌های مرکبات ، چای ، مزرعه‌های برنج ، برخورداری از ساحل زیبا ، منطقه‌های ییلاقی خوش آب و هوا ، آبهای گرم معدنی فراوان ، وجود فرودگاه و هتلهای قدیم و جدید این شهر را یکی از شهرهای منحصر به فرد تبدیل کرده‌است ، چند وان و استخر آب گرم معدنی در شهرهای کتالم و سادات شهر ، بوستان جنگلی صفارود در میان دره، روستای جواهرده در ارتفاع 1800 متری سطح دریا ، قله مخروطی شکل مارکو و جداشده از سلسله کوههای البرز در شرق رامسر، جنگل دالخانی در مسیر رامسر به تنکابن ، کاخ موزه تماشاگه خزر نزدیک هتل بزرگ رامسر و دهها اثر تاریخی و دیدنی سبب شده‌است که سالانه پذیرای بیش از ۱۰میلیون مسافر و گردشگراز داخل و خارج کشور است. مسافر و گردشگر داخلی و خارجی از رامسر عروس شهرهای ایران دیدن کنند .

         رامسر در غرب مازندران با برخورداری از جاذبه‌های منحصر به فرد طبیعی وجود آبشارها ، آب‌های سرد و گرم معدنی ، بوستان های جنگلی ( جنگلی صفارود ) ، دهستان جواهرده ، قله مارکوه ، جنگل دالخانی ، موزه تماشاگه خزر ، تله کابین رامسر ، غارها ، چمشه‌ها ، دریاچه صدها مراکز اقامتی و پذیرایی و تفریحی و به ویژه نزدیکی کوه ، دریا و جنگل و تاریخی یکی از مناطق برتر کشور به لحاظ طبیعت گردی محسوب می‌شوند . آب و هوای این منطقه جلگه‌ای معتدل ، مرطوب و کوهستانی سرد و نیمه مرطوب است و اقتصاد اهالی برپایه کشاورزی، دامداری و صنعت گردشگری استوار است . وجود فرودگاه در شهر رامسر، و جنگل در شهرستان رامسر در غرب مازندران از دیگر ویژگی‌های این منطقه محسوب می‌شود . ارتفاع از سطح دریا 21 متر است .

         رامسر دارای راه های حمل و نقل هوایی و زمینی است و در مسیر هوایی دارای پرواز های منظم در طول سال به تهران است . این فرودگاه در حال حاضر مراحل تکمیلی ساخت و تکمیل باند فرودگاه و گسترش فضای فرودگاهی است که در چند سال آینده تبدیل به فرودگاهی بین المللی می شود .

         جمعیت رامسر بیش از 70.000 نفر است ، گویش مردم گیلکی و فارسی است .


 
مختصری راجع به رشت
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

جمعیت :551161  نفر

         رَشْتْ مرکز استان گیلان در شمال ایران و مرکز شهرستان رشت است. این کلان شهر همچنین بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر شمال ایران در بین سه استان حاشیه‌ای دریای خزر (مازندران، گیلان و گلستان) محسوب می‌شود . رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۲۵ کیلومتر است . همچنین شهر رشت با مساحت ۱۳۶ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع ۵ متر از سطح آب‌های آزاد قرار دارد .

         وجه تسمیه : بنابه گمانی ، تلفظ دقیق این نام رِشت بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده‌است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته‌های ابریشمی دانسته شده‌است . در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد . از جمله معروف به (بیه) یعنی مصب بین دو رود یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند . از دیگر دلایل نام گذاری رشت کلمه «رش» به معنی باران بسیار ریز است . واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکته‌است ، رشت مرکب از دو پاره واژة رش و ت است . رش همان گونه که آمد باران ریز و مدام است و ت پسوند جای است در نتیجه رشت یعنی جایی که در آن باران ریز و مدام می‌بارد .

         آب و هوای رشت معتدل و مرطوب است که میزان رطوبت آن در طول سال متغیر است .

         دمای هوای رشت معمولاً در زمستان از ۵ درجه زیر صفر پایین تر نمی‌رود اما چند سالی است (از سال ۱۳۸۳) که دمای رشت تاحدود ۵ درجه زیر صفر هم می‌رسد و حداکثر آن در تابستان ۳۷ درجه‌است .

         گاهی اوقات در ماه‌های سرد سال استقرار هوای کم فشار بر روی دریای خزر باعث ایجاد پدیده فون می‌شود.به این صورت که دمای هوای رشت و شهرهای اطراف آن بطور ناگهانی با وزش باد گرم حتی تا ۳۰ درجه بالای صفر افزایش پیدا می‌کند. این پدیده پس از چند روز با سرد شدن ناگهانی هوا و بارش برف یا باران خاتمه پیدا می‌کند .

         بارندگی‌ها در فصول بهار و تابستان رگباری و محلی و در پاییز و زمستان متأثر از ریزش هوای سرد از عرض‌های شمالی است . در فصل زمستان هوای بسیار سرد و خشک مناطق جنب قطبی همراه با هسته پرفشار با ریزش به عرض های جنوبی‌تر و عبور از روی دریای خزر مرطوب شده و ضمن همراهی با جریانات ناپایدار اروپایی باعث بارندگی‌ها بسیار خوب و گاهی اوقات برف های شدید در شهر رشت می‌شود .

         قومیت مردم رشت گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه‌پس تکلم می‌کنند. مذهب اکثریت مردم شیعه دوازده‌امامی است ولی تعدادی اقلیت مذهبی از سال‌های بسیار دور در کنار دیگر مردم رشت زندگی می‌کنند .

چندین باشگاه ورزشی در شهر رشت فعالیت می‌کنند : باشگاه فوتبال سپیدرود رشت ، باشگاه فوتبال استقلال رشت ، باشگاه فوتبال پگاه گیلان ، باشگاه فوتبال داماش گیلان

شهرهای خواهرخوانده با رشت : ترابوزان، ترکیه - کوتائیسی ، گرجستان  - قازان ، روسیه  - ناحیه رشت ، تاجیکستان  - آستاراخان ، روسیه  - مسکو ، روسیه


 
مختصری راجع به چابهار
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

جمعیت :71070  نفر

وسعت : 24729 کیلومترمربع

         چابَهار (چاه‌بهار، چهاربهار) یکی از شهرهای جنوب خاوری استان سیستان و بلوچستان است . استان سیستان و بلوچستان ایران و تنها بندر اقیانوسی ایران است که در کرانهٔ دریای عمان و اقیانوس هند قرار دارد . لنگرگاه آن قابلیت پهلوگیری کشتی‌های اقیانوس‌پیما را دارد و از مناطق آزاد بازرگانی ایران است . بندر چابهار به دلیل موقعیت راهبردی، که نزدیک‌ترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه (افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) به آبهای آزاد است از اهمیت فراوانی برخوردار است و سازندگی و سرمایه‌گذاری فراوانی در آن صورت می‌گیرد؛ از جمله ساخت اسکله و افزایش گنجایش بارگیری کشتی‌های اقیانوس‌پیما و ساخت راه‌آهن به سوی آسیای میانه و احداث فرودگاه بین‌المللی. این بندر یکی از مهمترین چهارراه‌های کریدور شمال-جنوب بازرگانی جهانی است .

         آب و هوای این شهر و پیرامون آن همیشه بهاری و معتدل است و به همین دلیل چابهار (چهاربهار) نامیده می‌شود. چابهار در کنار آبهای گرم اقیانوس هند قرار دارد .

         براساس پیش بینی محققان سازمان ملل در زمینه حمل و نقل بین‌المللی، حدود نیمی از حمل ونقل جهان میان خاور دور با سایر نقاط دنیا انجام می‌شود . این کریدور از «دروازه ابریشم» درچین آغاز می‌شود و قلب اقتصاد این کشور یعنی استان کانتون را تغذیه کرده و به سرزمین آسیای جنوب شرقی می‌پیوندد و پس از طی این مسیر وارد هندوستان شده و با پوشش مهم‌ترین شهرهای این ناحیه مانند کلکته، ناکپور ، جایپور ، حصیرآباد ، کراچی و بن قاسم به چابهار می‌رسد . بندر چابهار آسان‌ترین و راهبردی‌ترین راه دسترسی به آبهای آزاد برای ۶ کشور محاط در خشکی در آسیای میانه است.

         منطقه آزاد چابهار با مساحت ۱۴ هزار هکتار در منتهی‌الیه جنوب شرقی ایران در ۲۵ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۶۰ درجه و ۲۷ دقیقه طول شرقی در شرق خلیج چابهار و در کنار آبهای دریای عمان قرار دارد . این منطقه به‌وسیله شبکه حمل و نقل زمینی و هوایی از شمال به کشورهای آسیای میانه و افغانستان ، از شرق به پاکستان و از جنوب به اقیانوس هند اتصال می‌یابد . دسترسی مستقیم به آبهای آزاد و قرارداشتن در خارج از خلیج فارس و همینطور عدم آسیب پذیری در مواقع بروز بحران ، موقعیت استراتژیکی را برای ایجاد یک گذرگاه ارتباطی بین کشورهای آسیابی میانه و سایر کشورهای جهان فراهم آورده‌است . بنا بر نظر سازمان ملل ، چابهار یکی از مهمترین راههای کریدور شرق-غرب و جنوبی‌ترین راه این کریدور است .

         شهرستان چابهار از جانب شمال به شهرستانهای ایرانشهر و نیکشهر و از جنوب به دریای عمان و از شرق به پاکستان و از غرب به استان‌های کرمان و هرمزگان محدود است .فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان ۶۹۱ کیلومتر است . چابهار از طریق زمینی در فاصله ۲۲۸۶ کیلومتری تهران قرار گرفته است . فاصله آن تا زاهدان ۷۲۱ کیلومتر و تا بندر کراچی ۹۰۰ کیلومتر است . بندر چابهار هم‌عرض جغرافیایی بندر میامی در شبه‌جزیره فلوریدای آمریکا است و دارای شرایط آب و هوایی کاملاً همانند بندر میامی است .

 این شهرستان دارای ۳ مرکز شهری و ۵ بخش ، ۱۱ دهستان و ۵۹۲ آبادی دارای سکنه است . فاصله هوائی شهرستان چابهار تا تهران ۱۴۵۶ کیلومتر و فاصله زمینی از طریق جاده ایرانشهر- کرمان ۱۹۶۱ کیلومتر است. این شهرستان حدوداً دارای ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی در دریای عمان است .

         سرچشمه رودخانه‌های سرباز، کاجو، کهیر و راپیچ که از ارتفاعات مکران سرچشمه می‌گیرند و منتهی به شهرستان چابهار هستند تماماً بخشی از حوزه آبریز بزرگ دریای عمان را تشکیل می‌دهند . آب این شهرستان ازطریق ۱۰۴۲ حلقه چاه ۱۳ رشته قنات چند رشته چشمه با میزان آبدهی۵/۹۵ میلیون متر مکعب و رودخانه‌های سرباز و با میزان آبدهی متوسط سالانه ۵۰۰ هزار میلیون متر مکعب تأمین می‌شود .

         شهرستان چابهار دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک است . میانگین بارش سالانه در این شهرستان ۲/۱۱۴میلی متر و متوسط دمای آن در سال ۸۲ از۸/۴۰ + الی ۸/۹+ درجه سانتی گراد در تغییر است .

         مردم شهرستان چابهار به لهجه بلوچی تکلم می‌کنند و فارسی محلی نیز در منطقه رایج است . در این شهرستان ۶۵/۹۹ درصد جمعیت آن را مسلمانان سنی تشکیل می‌دهند.

         تعداد صنایع موجود شهرستان چابهار۷۶ واحد است ، عمده‌ترین معادن موجود در سطح این شهرستان عبارت‌اند از: سنگ لاشه ساختمانی . به تازگی بزرگ‌ترین و اولین شرکت تولید آبهای درمانی، انرژی زا در سطح آسیا در حال ساخت است این شرکت با نام QUEST INTRINSIC C.F.Z در حال فعالیت است .

خلیج چابهار با بریدگی طبیعی و استثنایی خود ، بزرگترین خلیج ایران در پیرامون سواحل دریای عمان به شمار می‌رود و نزدیکترین آبراه به اقیانوس هند است .

         نزدیکی چابهار با دریا به مدار راس‌السرطان و قرار گرفتن درمسیر بادهای موسمی شبه قاره هند و جبهه‌های استویی موجب گردیده‌است که دارای آب هوایی گرمسیری معتدل با رطوبت نسبی باشد . این منطقه گرمترین نقطه کشور در زمستان وخنک‌ترین بندر جنوبی ایران در تابستان است . متوسط دمای بیشینه (در خرداد ماه) طی یک دوره ۷ ساله ۳۱ درجه سانتیگراد، متوسط دمای کمینه (در دی ماه) ۱۹ درجه سانتیگراد، و متوسط دما در طول سال ۲۶ درجه سانتیگراد است. حداقل رطوبت نسبی ۶۰ درصد و متوسط رطوبت نسبی ۷۰ درصد گزارش شده‌است . متوسط بارندگی سالانه کمتر از ۲۰۰ میلیمتر در سال است که ۶۴ درصد آن در زمستان می‌بارد . به طور کلی آب و هوای چابهار دارای کمترین تغییرات در فصول چهارگانه سال است و درجه رطوبت تنها در دو ماه از سال (اردیبهشت و خرداد) بالا می‌رود . برای مثال ، هوای شهر چابهار در تابستان از تهران خنک‌تر است .

جاذبه ها و ویژگی های چابهار

در کناره‌های دریای عمان و در قسمت جنوبی شهرستان چابهار صخره‌های بزرگی در اثر پیشروی آب دریا و فرسایش سنگ‌های رسوبی به وجود آمده که چشم‌اندازی زیبا را تشکیل داده‌است .

بندر چابهار دارای دو اسکله بزرگ با ظرفیت تخلیه و بارگیری ۱۵ تا ۲۰ هزار تن است .

در چابهار چندین اسکله صیادی وجود دارد که سه اسکله صیادی تیس، رمین و بریس از بقیه دیدنی‌تر هستند

سه تپه آتشفشانی کوچک گل‌فشان از چندین سال پیش غیر فعال به ارتفاع ۱۰-۲۰ متر وجود دارد که یکی در حال حاضر فعال است و از دهانه آن گل سرد طوسی رنگی تراوش می‌کند . نظیر آن در سه نقطه دیگر جهان گزارش شده‌است .

تالاب لیپار در ۱۵ کیلومتری شهر چابهار قرار دارد.

انجیر معابد (لور لول) از درختان تیره کائوچوئی بشمار می‌آید ومیوه‌های آن قابل خوردن است . عموماً دارای قدمتی بالای صد سال دارند .

در ناحیه ساحلی خلیج گواتر جنگلی از گونه حرا پدیدار می‌گردد .

رودخانه باهوکلات در ۹۰ کیلومتری شرق چابهار به خلیج گواتر زیستگاه گاندو یا تمساح ایرانی بوده و  از نظر گردشگری اهمیت دارد .

کوههای بدبوم یا مریخی نیز یکی از مناظری زیبا و از پدیده‌های ژئومورفولوژی این ناحیه هستند .

مجتمعی تفریحی-علمی موسوم به مجتمع نجوم که در خاور میانه بی نظیر است .

ویرانه‌های قدیمی تیس کوپان در بخش مرکزی دهستان کمبل سلیمان روستای تیسکوپان

در محوطه باستانی کنارک در شمال غربی و جنوب شرقی کنارک ابزاری از دوران پارینه سنگی میانی بدست آمده که در یک سطح صاف به صورت پراکنده پخش شده اند ، در بخش جنوب شرقی ابزاری بدست آمده که در کنار آنها مقداری سفال ساده و منقوش مربوط به هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم قبل از میلاد دیده می‌شود.

بر فراز کوه شهباز بند آثار حصاربند و پی بندهای ساختمان و آثار شهر نشینی و خانه‌های مسکونی باقی مانده‌است .

شیرک سنت در شمال و شمال شرقی دره تیس واقع گردیده و دارای اثر دیواری است .

قلعه تیس (قلعه پرتغالی‌ها) در ۵ کیلومتری شمال غربی چابهار ، این قلعه از دوران اسلامی است .

قلعه پیروز گت در 5 کیلومتری شمال غربی چابهار این اثر از دوره اشکانیان و ساسانیان است .

قلعه بلوچ گت ۵ کیلو متری شمال غربی آثار دیوار قلعه و یک برج دید بانی از آن بر جای مانده‌است.

قلعه انوشیروان سنگان قدمت آن ۳۰۰ سال است. حدود ۳۱۱ سال پیش شده ساخته‌است.

قلعه باتل ، آثاری از فسیل حیوانات و صدفهای دریایی در محل دیده می‌شود ، پاره‌هایی از ظروف سفالی و آثاری از برج و باروها دیده می‌شود که به مرور زمان به کلی تخریب شده‌اند . آثاری از یک چاه به قطر یک متر و سی سانتیمتر و به شکل دایره در دل کوه کنده شده‌است دیده می‌شود .

در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس آثار بارویی که چندین کیلومتر طول دارد و دره را از غرب به شرق در برگرفته وجود دارد که به فیل‌بند معروف است .

گورستان‌های تاریخی : در میان قبرها چند قبر ایستاده بچشم می‌خورد و یک مقبره پلکانی با سرپوش صندوقچه‌ای از سنگ وگچ بصورت نیمه سالم بدون لوحه و تزئینات خارجی وجود دارد که به نظر می‌رسد از دوران اسلامی یا جدید باشد .

غارهای بان مسیتی در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس در دامنه کوه شهبازبند قرار دارد . یک غار طبیعی و دو غار مصنوعی در کنار هم قرار دارند .

گود انگریز (گودال انگلیس) در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس در دامنه کوه فیل بند در جنوب دره تیس  و مقادیری سفال ، اشیاء برنزی ، آهنی و سنگی پیدا کرده و غارت نموده‌اند .

ساختمان قدیمی تلگرافخانه چابهار

چاه باستانی پلان از دوره هخامنشی (سلطنت کوروش) است.

سدهای تیس در روستای تیس در دو طرف دماغه‌ای قراردارند که قلعه تیس بر روی آن واقع است .

         فاصله دریایی بندر چابهار با بعضی از بنادر مهم جهان 1 - بمبئی ۷۶۸ مایل دریایی  2 - پوسان ۵۶۴۵ مایل دریایی    3 - سیدنی ۶۶۵۵ مایل دریایی  4 - لندن ۵۶۸۶ مایل دریایی  5 - شانگهای ۵۳۷۹ مایل دریایی    6 - مسقط ۱۵۱ مایل دریایی  7 - هنگ کنگ ۴۶۰۲ مایل دریایی  8 - هامبورگ ۶۰۰۱ مایل دریایی  9 - یوکوهاما ۷۰۰ مایل دریایی  10 - شارجه ۳۷۵ مایل دریایی  11 - کیپ تاون ۳۰۰۰ مایل دریایی  12 - کویت ۸۹۵ مایل دریایی  13 - دبی ۳۶۴ مایل دریایی  14 - کراچی ۳۶۰ مایل دریایی  

         فاصله دیگر نقاط به منطقه آزاد چابهار 1 - تهران ۲۲۸۶ کیلومتر  2 - زاهدان ۷۳۱ کیلومتر 3 - مرز افغانستان ۹۰۰ کیلومتر  4 - مشهد ۱۶۴۷ کیلومتر  5 - کراچی ۷۰۰ کیلومتر  6 - عشق آباد ۱۹۱۹ کیلومتر 7 - دوشنبه ۲۹۵۷ کیلومتر 8 - تاشکند ۳۴۰۶ کیلومتر  9 - بیشکک ۳۸۹۲ کیلومتر  10 - آلماتی ۴۲۱۶ کیلومتر

         جهت توسعه در سال ۱۳۵۲ طرح جامع تاسیس بندر چابهار مطرح و قراردادهای مربوطه با پیمانکاران منعقد شد. پس از انقلاب اسلامی بخشی از طرح به تعویق افتاد و بخشی از طرح شامل اسکله نصب سریع و موج‌شکن به اتمام رسید. اسکله شهید بهشتی به عنوان بندر اصلی چابهار در سال ۱۳۶۱ با تاکید دولت بر لزوم داشتن بندر در خارج از تنگه هرمز و خلیج فارس احداث گردید . اسکله شهید کلانتری نیز باتکمیل چهار پست اسکله فلزی در سال ۱۳۶۲ عملاً به بهره برداری رسید. در حال حاضر بندر چابهار ظرفیت پهلودهی کشتی‌ها با آبخور ۱۲٫۵ متر را دارد.

        شهرستان چابهار یکی از 7 شهرستان  استان سیستان و بلوچستان ( زاهدان ، زابل ، خاش ، سراوان ، ایرانشهر ، نیکشهر ، چابهار و کنارک )است . این شهر از شمال به شهر های ایرانشهر و نیکشهر از جنوب به پاکستان از غرب به استان های کرمان و هرمزگان محدود است از لحاظ آب و هوایی تحت تاثیر باد های فصلی شبه قاره هند ، جبهه های استوایی و مرکز کم فشار و جبهه های غربی با منشاء مدیترانه قرار دارد .

         چابهار به دلیل داشتن موقعیت خاص استراتژیک و شرایط مناسب بندری و به سبب منطقه آزاد تجاری صنعتی به عنوان محور توسعه استان مورد توجه است .


 
مختصری راجع به تبریز
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

تبریز

جمعیت :1378935 نفر

وسعت : 81/1942 کیلومترمربع

         تَبْریز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. تبریز دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی ایران پس از تهران به شمار می‌رود و به دلیل صنعتی‌بودن ، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود . این شهر قطب صنعت خودروسازی و قطعه‌سازی کشور بوده و با تولید سالانهٔ ۱۶ هزار دستگاه موتور دیزل، به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ این نوع دستگاه در سطح منطقهٔ خاورمیانه شناخته می‌شود .

         چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد . این شهر پس از مشهد ، به عنوان دومین شهر مسافرپذیر کشور مطرح می گردد به‌جهت ریشه‌کنی تکدی‌گری از تبریز، این شهر به عنوان شهر بدون گدا شناخته می‌شود . 

         تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است . آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است ؛ اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد . ارتفاع از سطح دریا: 1361 متر ، میانگین دمای سالانه: ۱۲٫۲  سانتیگراد ، بارش سالانه: ۳۱۰ میلی‌متر ، روزهای یخبندان سالانه: ۱۰۴ روز

         بنای تبریز به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد ، البته در آغاز دوران اسلامی روستای کوچکی بیش نبوده‌است . این شهر پایتخت آق‌قویونلو ها و قراقویونلو ها ، نخستین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه بوده‌است .

         مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌نمایند ؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم می‌شده‌است . پیش از ورود زبان ترکی به منطقه ، مردم تبریز به زبان آذری سخن می‌گفتند که تا حدود سدهٔ یازدهم هجری در آذربایجان رایج بود.  زبان آذری از زبان‌های ایرانی و نزدیک به گویش‌های جنوب دریای خزرو تاتی بوده‌است .

         در نوشته‌های کهن نام این شهر به شکل «تُوریز» آمده و هنوز هم در زبان‌های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به کار می‌رود . عده‌ای از شرق‌شناسان و منابع کهن ، نام شهر را دارای ریشه‌ای کهن در پارسی میانه و کهن و مرتبط با گرما و فعالیت‌های گرمایی کوه سهند دانسته‌اند . همچنین منابع ارمنی که نام شهر را در سدهٔ پنجم ( یا چهارم) میلادی، «تورژ» و «تَوْرِش» دانسته‌اند و به فارسی هم تَورز تلفظ کرده‌اند و با توجه به معنای متداول فارسی «تب‌ریز» و «تب‌پنهان‌کن» و احتمالاً نام تبریز «پنهان‌کنندهٔ تف و گرما» و با «جنبش‌های آتشفشانی کوه سهند» مرتبط بوده‌است .

         در کتاب تاریخ ایران آمده که تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده و یا به احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده‌است . اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان یعنی زمانی که این شهر پایتخت قلمرویی بود که از نیل تا آسیای میانه گسترده شده بود . تبریز در دوران تیموریان ، قراقویونلوها و اوایل سلسلهٔ صفویه نیز پایتخت ایران بوده‌است .

         به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به راه‌های ارتباطی غرب، نقطهٔ آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است .

         مسافت جاده‌ای بین تبریز تا اردبیل ۲۱۹ کیلومتر ، زنجان ۲۸۰ کیلومتر ، ارومیه ۳۰۸ کیلومتر و تا تهران 624 کیلومتر است . فاصله هوایی تبریز به تهران 278 مایل هوایی است .

         آب و هوای تبریز مدیترانه‌ای همراه با باران بهاره ‌است .آب و هوای تبریز استپی خشک با با تابستان گرم و خشک و زمستان سرد است . سرمای زمستانی تأثیر پذیرفته از ارتفاع بالا و توپوگرافی کوهستانی منطقهٔ تبریز است . میانگین دما در تیرماه (گرم‌ترین ماه سال) ۲۵٫۴ درجهٔ سانتی‌گراد، در دی‌ماه (سردترین ماه سال) ۲٫۵- درجهٔ سانتی‌گراد، در فروردین‌ماه ۱۰٫۵ درجهٔ سانتی‌گراد و در مهرماه ۱۴٫۱ درجهٔ سانتی‌گراد است و میانگین سالانهٔ دما ۱۱٫۹ درجهٔ سانتی‌گراد است . تعداد روزهای یخ‌بندان در طول سال به طور متوسط ۱۰۸٫۲ روز است که عموماً از اواخر پاییز تا اواخر زمستان را دربر می‌گیرد .آب و هوای تبریز در تابستان‌ها خشک و گرم است ؛ اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد .

         میانگین بارندگی سالیانهٔ تبریز مانند بیشتر شهرهای ایران بسیار کم و در حدود ۳۳۰٫۱ میلی‌متر در سال است. معمولاً در طول فصل تابستان بارندگی بسیار ناچبز است . میانگین بارش در زمستان ۱۱۳٫۳ میلی‌متر، در بهار ۱۲۱٫۸ میلی‌متر، در تابستان ۲۰٫۷ میلی‌متر و در پاییز ۷۴٫۳ میلی‌متر است. نوسان بارندگی سالانه از ۵۱۳٫۳ میلی‌متر در سال‌های پربارش تا حداقل ۱۹۲٫۴ میلی‌متر در سال‌های کم‌بارش گزارش شده که خطر سال‌های سیلابی و خشک‌سالی روشن می‌گردد . گزارش‌های تاریخی از دوران مغول تا سدهٔ حاضر بیانگر خسارت‌های عمده‌ای است که سیلاب‌های سنگین -که عموماً در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق می‌افتند- به شهر وارد کرده‌اند .

         تبریز در ناحیه‌ای زلزله‌خیز واقع شدهو در طول تاریخ بارها با خاک یکسان گشته‌است . دلیل وقوع زمین‌لرزه‌های بزرگ قرارگرفتن آن‌ها در مسیر کمربند آلپاید است .

         اکثریت مردم تبریز مسلمان و پیرو مذهب شیعهٔ دوازده‌امامی هستند . هرچند اقلیتی از مسیحیان ارمنی با ۱٬۰۹۷ نفر، آشوری با ۵۰۳ نفر، زرتشتی با ۲۶ نفر، سایر مسیحیان با ۱۷ نفر و کلیمی با ۵ نفر جمعیت نیز در این شهر سکونت دارند . مذهب ارامنهٔ تبریز «گریگوری» است که یکی از مذاهب کهن آیین مسیحیت محسوب می‌شود .

         بر اساس سرشماری عمومی سال ۱۳۸۵ خورشیدی ، جمعیت تبریز در این سال بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر بوده است  ، تبریز پس از تهران، مشهد و اصفهان چهارمین شهر پرجمعیت ایران است.

        محل های تاریخی تبریز :  ارگ تبریز و مسجد کبود ، خرابه‌های مقبرهٔ دوازده‌گوشهٔ غازان پسر ارغون حاکم مغول ایران ، مقبره الشعراء ، ارگ علیشاه ، عمارت ایل گلی

         تبریز در زمینهٔ صنعت نساجی ، ماشین‌سازی و پتروشیمی فعالیت داشته و مرکز هنر و صنایع دستی (به خصوص سرامیک ، سفال ، جواهرآلات و نقره‌کاری) بوده‌است ، فرش مهم‌ترین صادرات صنایع دستی آن به‌شمار می‌رود.

         در سال ۱۳۸۷ حدود ۹۰ درصد از ۳۰ میلیون جفت کفش تولیدی در کشور در تبریز تولید شده‌است .

         راه‌آهن تبریز از سال ۱۲۹۱ در محور تبریز-جلفا و صوفیان-رازی (در مرز ترکیه) شروع و در سال ۱۲۹۵ محور تبریز-جلفا با ۱۴۹ کیلومتر مورد بهره‌­برداری قرار گرفت . دومین خط ، خط تهران-تبریز بود که ساخت این خط در روز ۱۸ آبان ۱۳۱۷ از تهران شروع تا میانه است . تنها خط بین‌المللی راه‌آهن تبریز ، خط تبریز-نخجوان است . از خطوط داخلی راه‌آهن تبریز می‌توان به خطوط تبریز- تهران، تبریز- مشهد و تبریز- سلماس اشاره کرد .

         پایانهٔ مسافربری تبریز ، نخستین پایانهٔ مسافربری در سطح ایران است که از سال ۱۳۴۷ خورشیدی عملیات اجرایی آن شروع شده و سرانجام در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به بهره‌برداری رسیده است .

         عملیات اجرایی قطارشهری تبریز از سال ۱۳۸۰ آغاز شده‌است . سامانه تراموای تبریز تا نیمهٔ دوم سال ۱۳۹۰ خورشیدی به بهره‌برداری خواهد رسید . عملیات اجرایی مونوریل در تبریز آغاز شده‌است . سامانهٔ اتوبوس تندرو پس از تهران در تبریز به اجرا درآمده‌است . سازمان تاکسیرانی تبریز ۱۵٬۰۰۰ دستگاه تاکسی را ساماندهی کرده  است .

         غذاهای سنتی : دلمهٔ برگ ، کوفته تبریزی ، کوکو

         ره آورد : آجیل، اریس، باسلوق، پشمک، خشکبار، قرابیه و نوقا

         صنایع دستی : سفال‌گری ، سوزن‌دوزی ، قالی‌بافی ، قلم‌زنی روی مس ، کفش‌دوزی ، کنده‌کاری ، گل‌دوزی ، گلیم‌بافی ، معرق‌کاری ، منبت‌کاری ، نقاشی روی سرامیک ، نقره‌کاری و نگارگری

شهرهای خواهر

         تبریز با ۹ شهر جهان خواهرخوانده است: استانبول ، ترکیه - هوشی‌مین ، ویتنام - ووهان ، چین - ازمیر ، ترکیه - باکو ، جمهوری آذربایجان- قونیه ، ترکیه- قازان ، روسیه - غزه ، فلسطین - وین ، اتریش

                  فرودگاه بین‌المللی تبریز در سال ۱۳۲۶ خورشیدی تأسیس شد و فعالیت‌های خود را به‌طور رسمی از سال ۱۳۳۸ خورشیدی آغاز نمود. این فرودگاه در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به فرودگاه بین‌المللی ارتقا یافت و در سال ۱۳۷۸ خورشیدی به‌عنوان یکی از فرودگاه‌های آسمان‌باز ایران شناخته شد .

         فرودگاه در شمال تبریز و در ارتفاع 1494 متری از سطح دریا به مساحت 420 هکتار است که به صورت 24 ساعته و OPEN SKY است و به دلیل واقع شدن در مرز و کریدور هوایی ایران به اروپا و آسیای میانه از اهمیت بالایی برخوردار بوده و ظرفیت پذیرش دو میلیون مسافر در سال را دارد .

         فرودگاه دارای چهار پایانه ، باند با طول 3600 متر و عرض 45 متر و روشنایی های و دستگاه های ناوبری مورد نیاز است .      

         پروازهای خارجی فرودگاه بین‌المللی تبریز شامل پروازهای تبریز- ازمیر ، تبریز- اسپارتا ، تبریز- استانبول ، تبریز- بغداد ، تبریز- جده ، تبریز- دبی ، تبریز- دمشق و تبریز- مدینه است. پروازهای داخلی نیز به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه انجام می‌پذیرد که شامل پروازهای تبریز-اصفهان ، تبریز-اهواز ، تبریز-بندرعباس ، تبریز-تهران، تبریز-رشت ، تبریز-شیراز ، تبریز-عسلویه ، تبریز-کیش ، تبریز-ماهشهر و تبریز-مشهد است . همچنین شرکت‌های هواپیمایی آتا ، ماهان ، آسمان، ارم ، ایران ایر ، ایران ایرتور ، تابان ، ترکیش ایرویز ، فارس قشم ، کاسپین ، کیش ایر ، سفیران و نفت با تعداد 120 پرواز هفتگی به فرودگاه بین‌المللی تبریز پرواز دارند .


 
مختصری راجع به بوشهر
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

جمعیت : ۱۶۱٬۶۷۴ نفر

وسعت : ۱/ ۱۷۷۱   کیلومترمربع

         شهرستان بوشهر یکی از شهرستان‌های استان بوشهر در جنوب ایران است . مرکز این شهرستان شهر بوشهر است . شهرستان بوشهر از شمال به شهرستان گناوه ، از شرق به شهرستان دشتستان ، از جنوب به شهرستان تنگستان و از غرب به خلیج فارس منتهی می شود . این شهرستان از دو بخش مرکزی و خارک تشکیل شده‌است . بندر بوشهر بین ۲۸ درجه و۵۹ دقیقه و۳۰ ثانیه عرض شمالی و ۵۰ درجه و۵۱ دقیقه و ۱۵ ثانیه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد . ارتفاع از سطح دریا صفر میانگین دمای سالانه: ۲۵٫۷ درجه ،بارش سالانه: ۲۲۰ میلیمتر است .

         بیشتر مردم بوشهر به زبان فارسی (لهجه‌های گوناگون محلی از زبان فارسی) تکلم می‌کنند و اقلیت‌هایی از مردم استان هم متکلم به زبان‌های لری و ترکی قشقایی و عربی و... هستند  بندر امروزی بوشهر را نادرشاه افشار در ۱۷۳۶ میلادی رونق دوباره بخشید . نام این محل پیش از آن ریشهر بود . خود نام بوشهر پیشینه‌ای دیرینه دارد . البته شکوه بوشهر راباید درزمان ایلامیان(۳۵۰۰سال پیش) جست. در دورهٔ زندیه به دلیل نزدیکی به پایتخت ایران در شیراز اهمیت این بندر دو چندان شد .

         ره‌آورد شهر بوشهر ماهی و کالا است .


 
مختصری راجع به بندرلنگه
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

جمعیت : 26175 نفر

         بندر لنگه یکی از شهرهای استان هرمزگان ایران است . این شهر مرکز شهرستان بندر لنگه و یکی از بنادر مهم جنوب کشور است ، ارتفاع این شهر از سطح دریا صفر است و از لحاظ جغرافیایی در ۵۴ درجه و ۳۰ دقیقه طول شرقی و در ۲۶ درجه و ۱۸ دقیقه عرض شمالی از نصف النهار مبدأ واقع شده‌است. فاصله بندر لنگه تا شهر لار ۲۸۰ کیلومتر ، بندر عباس ۱۹۲ کیلومتر ، بوشهر ۴۲۰ کیلومتر و تا شهر بستک ۱۷۰ کیلومتر است . هوای شهر بندر لنگه مانند سایر شهرهای ساحلی مرطوب و در تابستان گرم است . به علت دوری مسافت و صعب و العبور و ناامن بودن راهها بندرلنگه از دیرباز از طریق هوایی با تهران شیراز و بندرعباس ارتباط داشته است.

         حدوداً از شرق شهر کنگ، از غرب روستای شناس و مغویه، از جنوب خلیج فارس و از سمت شمال به صحرای مهرکان محدود می‌گردد .

         جمعیت شهرستان بندر لنگه ، حدود 33% شهرنشین و بقیه روستانشین هستند .

         در سال 1297 شمسی اولین پرواز هوایی منطقه از انگلستان به هندوستان از طریق بندرلنگه انجام گرفت فرودگاه آن زمان در میان دو شهر بندر کنگ و بندرلنگه در منطقه حسین آباد کنونی بود .


 
مختصری راجع به قشم
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

         نام‌های پیشین : کشم ، جسم ، جزیره طویله ، سال شهرستان شدن : ۱۳۵۵  ، جمعیت : ۱۰۳٬۸۸۱ نفر ، گویش ها : فارسی قشمی، عربی ، مذهب ساکنین: اسلام سنی ، ارتفاع از سطح دریا : ۳۰متر

         شهرستان قشم بزرگ‌ترین جزیرهٔ استان هرمزگان و خلیج فارس است . به علت داشتن چند اثر باستانی و طبیعی معروف همچون جنگل حرا، انجیر معابد، غار خریس، غار نمکی و... همه ساله عده زیادی از علاقه مندان به این جزیره مسافرت می‌نمایند . مسیر بین بندر عباس و جزیره قشم با استفاده از قایق‌های تندرو و لنج طی می‌شود .شهرستان قشم شامل ۳ بخش و ۸ دهستان است .


 
مختصری راجع به بندرعباس
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

جمعیت : 367508 نفر

وسعت :   27316 کیلومتر مربع

         تا قبل ازقرن چهارم هجری در حوالی بندرعباس فعلی بندر و روستای کوچکی بنام سورو وجود داشت ، در سال 1514 پرتغالی ها این دهکده کوچک را برای پیاده شدن و بارگیری اجناس از خشکی انتخاب کردند ، بدلیل خرچنگ زیادی که در سواحل این بندر وجود داشت نام آن را بندر کامارااو یا گامارائو یعنی بندر خرچنگ گذاشتند . نام متداول بعدی یعنی گامبرون به احتمال زیاد از لغت پرتغالی گامارائو اقتباس شده است.

         در سال 1622 میلادی شاه عباس توانست با کمک انگلیسی ها دست پرتغالی ها را از این بندر کوتاه کند . به افتخار آن بندر گمبرون به بندر عباس تغییر نام داد . در تقسیمات فعلی کشوری شهر بندر عباس مرکز استان هرمزگان و یکی از مهمترین مراکز استراتژیکی و تجاری ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان است .

         در تقسیم بندی های استانی قدیم، بندرعباس (به همراه میناب و شهرهای شرق هرمزگان) شهرستانی از استان کرمان قدیم (استان 8) بود و بعدها به عنوان استان ساحلی و سپس هرمزگان مستقل گردید.

         شهرستان بندر عباس در شمال تنگه هرمز قرار دارد . این شهرستان از سمت شمال به شهرستان حاجی آباد و از سمت شرق به شهرستانهای میناب و رودان ازغرب به شهرستان بندر لنگه و در شمال تنگه هرمز قرار دارد . ارتفاع آن از سطح دریا 10 متر است .

         نزدیکترین شهر به بندرعباس شهر قشم(مرکز جزیره قشم) با حدود 28 کیلومتر است . فاصله بندر عباس تا تهران1333  کیلومتر است .

ویژگی های خاص شهر بندرعباس             

جمعیت بالای شهرستان  موقعیت خاص و استراتژیک استان 

بعد مسافت تا سایر مراکز استان ها

بالا بودن میزان هزینه زندگی در استان

محرومیت منطقه  شیوع بیماریهای خاص و بروز اپیدمی بیماریهای عفونی

همجواری با خلیج فارس و تردد مسافرین و بازرگانان

   بعضی از آثار باستانی، مساجد و بقاع قدیمی شهرستان بندرعباس عبارتند از: عمارت کلاه فرنگی ، حمام گله داری ، معبد هندوها ، مسجد ناصری ، مسجد صحراباغی ، مسجد گله داری ، مسجد جامع ، آرامگاه امام زاده سیدمظفر ، مجموعه برکه های سنتی

         جمعیت این شهر طبق امار سال 1385  اکثریت مسلمان و پیرو مذهب شیعه و سنی هستند . همچنین اهالی این شهرستان ترکیبی از ایرانی ، بلوچی ، عربند . بومیان بندرعباس به گویش بندری یکی از گویش های از زبان فارسی صحبت می‌کنند .

         آب و هوای این شهر گرم ومرطوب بوده و فصل تابستان در این شهر نزدیک 9 ماه از سال ادامه دارد . دمای هوای شهر بندرعباس در گرم‌ترین روزها به ۴۴ درجه سانتیگراد و در سردترین روزها به ۴درجه سانتیگراد می رسد .

         نخستین فرودگاه بندرعباس در سال های 1329 تا 1346 در محلی به نام بند گناران در 25 کیلومتری جاده فعلی بندرعباس سیرجان (منطقه بابا غلام) قرار داشت که از سال 1346 تا 1349 فرودگاه بندر عباس به جای دیگری انتقال یافت و کار ساخت فرودگاه جدید (فرودگاه فعلی) همزمان آغاز شد. در سال 1349 ساخت باند این فرودگاه به اتمام رسید و ساختمان ترمینال آن در شرایط نیمه تمام مورد بهره‌برداری قرار گرفت که یک سال بعد با تکمیل ساختمان ترمینال و نصب کامل دستگاه‌های کمک ناوبری این فرودگاه بین المللی طور افتتاح شد .

         راه آهن یکی دیگر از وسایل ارتباطی این شهر است که از نظر حجم مسافر و حمل و نقل کالا به نقاط ایران نقش مهمی را ایفا می کند . از شهر بندرعباس روزانه یک قطار مسافری به مقصد تهران ، قطار دیگر یک روز در میان در مسیر بندرعباس – تهران و بلعکس ، یک قطار به مقصد اصفهان و یک قطار به مقصد مشهد مسافرین را جابجا می‌نماید.

         از جاذبه های گردشگری می توان به کوه گنو، چشمه آبگرم گنو، چشمه آبگرم خورگو ، چشمه آبگرم سرخاء ، چشمه آبگرم کشکوئیه ، چشمه آبگرم نیان ، چشمه آبگرم چستانه ، کوه ذرتو ، تپه چاه لرد ، قادهار ، جنگل کوه شب ، سیخوران ، بنوزاکین ، چشمه آبگرم باری ، غار سرخاء ، آبشار سرخاء ، غار چلو ، شهر فین اشاره کرد .

         تولیدات : تنباکو، خرما ، مرکبات ، تولیدات صنعتی ، نفت(و فراورده‌های آن) ، گاز ، مروارید ، شیلات

         صادرات : ترانزیت کالا، خرما ، مرکبات ، شیلات


 
مختصری راحع به اهواز
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

اهواز

        اهواز مرکز استان خوزستان یکی از هشت کلان شهر ایران است . این شهر که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد ، در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی در بخش جلگه ای خوزستان و با ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع است .

         فاصله تا تهران 881 کیلومتر ، میانگین دما در طول سال 42 درجه سانتیگراد و در فصل تابستان58 درجه سانتیگراد و رطوبت هوا 100 % است .

       بر پایه تازه ترین آمار رسمی ۳۲ % مردم استان خوزستان در کلان شهر اهواز زندگی می‌کنند . از این جمعیت ۳۵ % در حاشیه شهر زندگی می‌کنند و از این رو پس از کلان شهر مشهد ، اهواز جایگاه دوم حاشیه نشینی را داراست . ۵۱ % نفت مناطق نفت خیز جنوب کشور در اهواز تولید می‌شود و برخی از بزرگترین کارخانه‌های مادر کشور در این شهر جای دارند .

      شهر اهواز دومین شهر وسیع ایران پس از تهران است . از لحاظ جمعیت در جایگاه هفتمین شهر پرجمعیت ایران قرار دارد .

      کارون پرآب‌ترین رود ایران با سرچشمه گرفتن از کوههای بختیاری ، با ورود به اهواز ، شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم نموده و جلوه زیبایی به شهر داده است .

      وجود کارخانجات بزرگ صنعتی ، تاسیسات اداری و صنعتی شرکت مناطق نفت خیز جنوب و شرکت ملی حفاری ایران ، اهواز را به یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی ایران تبدیل کرده و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری روی به اهواز کنند .

      شهرهای اطراف اهواز عبارتند از : شهرهای تاریخی دزفول ، مسجدسلیمان ، شوشتر و شوش در سمت شمال ، رامهرمز در شرق ، ماهشهر ، شادگان و خرمشهر در جنوب و سوسنگرد و هویزه و بستان در سمت غرب

        اهواز کنونی محور ترانزیتی بسیار مهمی است که بوسیله راههای زمینی و ریلی و هوایی سایر نقاط کشور را به بنادر مهم آبادان ، خرمشهر ، بندر امام خمینی و ماهشهر پیوند می دهد . همچنین با وجود پایانه و بازارچه‌های مرزی شلمچه و چزابه در نزدیکی اهواز ، این شهر به طور مستقیم متاثر از ترافیک کالا و مسافر و مسافران سیاحتی و زیارتی ایرانی است .

        اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شده‌است . در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو ،‌‌کوی علوی و محله های نو ساز نظیر گلستان ، کیانپارس و کیان‌آباد و فاز۴ کورش قرار دارند . امانیه و فلکه ساعت کوی اداری- تجاری و هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند . قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده است و همچنین محله‌های معروف پادادشهر ، آریاشهر ، باهنر ، رسالت ، منبع آب ، کوروش ، زیتون کارمندی ، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع‌اند .

         بخش بزرگی از استان خوزستان جلگه است و شهر اهواز نیز در بخش جلگه ای جای دارد ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده است . در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد .

         بر اساس آمار رسمی ، اهواز پس از اصفهان و تهران ، بیشترین آلودگی هوا را دارد . مهم‌ترین علت آلودگی هوای اهواز، گرد و غبار و حمل و نقل درون‌شهری است و دیگر عامل آلودگی ها گسترش افسارگسیخته بافت شهری و رسیدن آن به کارخانه‌هایی مانند ایران کربن و فولاد خوزستان است .

         بارها از طرف سازمانهای مختلف همچون سازمان حفاظت محیط زیست استان خوزستان اعلام شده که اهواز ۸ برابر بیش از حد مجاز آلوده است ، به همین دلیل بیشتر پروازها لغو و مدارس و کودکستان‌های این شهر تعطیل می شوند ، برخی سازمان های دولتی دلیل این گرد و غبار را آلودگی ناشی از گرد و غبار صحرای عربستان و جنوب عراق و همچنین نبود بارش باران و نبود پوشش گیاهی در برخی مناطق خوزستان دانسته اند .

         ویژگی‌های شهر اهواز : گذر بزرگترین رود ایران از درون شهر ، چهارمین پل پولادی جهان در این شهر ساخته شد (پل سپید؛ به دست مهندسین آلمانی) ، یکی از هشت کلان شهر ایران است ، تنها شهر ایران است که دو محله به نام دو پادشاه هخامنشی دارد . ( محله‌های کوروش و خشایار ) ، نیمی از نفت ایران در این شهر تولید می‌شود ، یکی از پایتخت‌های امپراتوری اشکانی بوده است . (در دوره اردوان چهارم اشکانی)

         بر پایه تازه ترین آمار استانداری خوزستان ، ۲۱۶ هزار نفر از شهروندان اهوازی کارگر ، ۶۵ هزار نفر دانشجو ، و ۲۳۰ هزار نفر دانش آموز هستند. در جنگ تحمیلی با عراق ، از میان شهروندان اهوازی ۴۶۲۸ نفر شهید ، بیش از ۱۰ هزار نفر جانباز ، و ۹۲۳ نفر اسیر شده اند .

         در سال ۱۲۹۱ خورشیدی نخستین چاه نفت در نزدیکی اهواز حفر شده و نخستین ساختمان شرکت نفت در سال ۱۳۰۵ در اهواز ساخته شد.

         با ساخت ایستگاه راه آهن در سال ۱۳۰۶ خورشیدی ، رشد این شهر با سرعت بیشتری ادامه یافت.

         فرودگاه اهواز در اطراف شهر اهواز در جنوب غربی ایران واقع شده است . شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی ، ایران ایرتور ، آسمان ، ماهان ، کاسپین ، تابان ، کیش‌ایر ، حمل و نقل هوایی نفت ، ساها ، ارم ، فارس ایر ، قشم و قشم ایر در فرودگاه اهواز فعال هستند ، میانگین پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه بین‌المللی اهواز روزانه ۱۸ پرواز است .

           سوغات اهواز خرما است .  در اهواز خرما با انواع مختلفی وجود دارد، نام بعضی از خرماهای اهواز به ترتیب ذیل است : العروس ، حمراوی ، حلاوی ، خضراوی ، گنطار ، بریم ، برحی ، سعمران ، کبکاب ، شاکری ، زاهدی ، دیلگاری ، مکسون ، سودانی

         غذاهای سنتی : کباب بختیاری ، عرایس، مفتح، غوزی


 
مختصری راجع به اصفهان
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

اصفهان

         شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای: صفاهان، صفویان ، پارتاک ، پارک ، پاری ، پاریتاکن ، پرتیکان ، جی ، دارالیهودی ، رشورجی ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ، صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابیان ، گابیه ، گبی ، گی ، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده‌است .

         بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام ، به ویژه در دوران ساسانیان ، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند بختیاری ، فارس ، خوزستان ، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربی شده و به صورت « اصفهان » درآمده‌است .

         اِصْفَهانْ (پارسی میانه: اسپهان) شهری باستانی در مرکز ایران است که به فاصله ۴۲۰ کیلومتری جنوب تهران ، پایتخت ایران ، قرار دارد . شهر اصفهان ، مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است و در فرهنگ ایرانی به « نصف جهان » مشهور شده‌است . به لحاظ جمعیت بعد از تهران و مشهد ، سومین شهر بزرگ ایران ‌است .

         اصفهان در منطقه‌ای نیمه‌کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانهٔ زاینده‌رود قرار گرفته ، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران است. آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظم است.

         معروفترین ره‌آورد اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته ، بادام ، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود . در گز از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود .

         اصفهان سرشار از اماکن و آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان ، مِنارْ جُنبان ، هتل عباسی ، برج کبوترخانه ، گذر چهارباغ عباسی ، سبزه میدان ، کاخ چهلستون ، آتشگاه اصفهان ، کاخ عالی‌قاپو ، کاخ هشت‌بهشت و مدرسه چهارباغ ، پل جویی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو از بارزترین آنها هستند .

         بیشتر آثار تاریخی بجا مانده مربوط به دورهٔ اسلامی است . آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد،  

          صنایع این استان در رتبه‌های بالای کشوری قرار دارد و تنوع تولید و صنایع از میزان بالایی برخوردار است .

         اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی ، ابریشم بافی ، سفال گری ، قلمزنی ، قلم کاری ، مینیاتور ، سیم کشی ، زربافی ، پولک دوزی ، خاتم کاری و … است .

         صنایع بزرگی چون ذوب آهن ، مجتمع فولاد مبارکه ، پالایشگاه ، پلی اکریل و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی سازی و معادن سنگ و سنگبری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می‌شود . از صنایع دیگر استان که می‌توان فهرست وار به برخی اشاره نمود: ظروف چینی، سرامیک، تولید لوازم خانگی، کارخانه تولید سیمان، ایرانیت، صنایع خودروسازی، صنایع نظامی، صنایع هواپیماسازی، ساخت لوازم و تاسیسات گازی، صنایع مواد غذایی، فرآورده‌های لبنی، ریسندگی و نساجی و … هستند .

                اصفهان به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی مشرق زمین با شهرهای زیر دارای پیوند خواهرخواندگی است : شی‌آن ، چین - کوالالامپور ، مالزی - فرایبورگ ، آلمان - فلورانس ، ایتالیا - ایاسی ، رومانی-بارسلون ، اسپانیاایروان ، ارمنستانکویت ، کویت - هاوانا ، کوبالاهور ، پاکستانسنت پیترزبورگ ، روسیه

                زاینده رود بزرگترین رود فلات مرکزی ایران ازکوه‌های بختیاری سرچشمه گرفته و از میان اصفهان می‌گذرد . همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش آب و هوای حاشیه زایند رود است ، ازدیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان می‌توان به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره نمود .

         شهر اصفهان بر روی فلات مرکزی مانند پلی برای ارتباط شمال و جنوب کشور است که مناطق کم ارتفاع شرقی را به سرزمین های کوهستانی غربی مرتبط می نماید از لحاظ جغرافیایی در طول 51 درجه و 39 دقیقه و 40 ثانیه شرقی و عرض 32 درجه و 38 دقیقه و 30 ثانیه شمالی قرار دارد .

         استان اصفهان دارای شبکه حمل و نقل جاده ای حدود 11026 کیلومتر ، راه آهن 894 کیلومتر و هوایی است .

         فرودگاه بین المللی شهید بهشتی اصفهان از نظر تعداد پرواز بعد از تهران ، مشهد و شیراز رتبه چهارم را دارا است .


 
متصری راجع به ارومیه
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

ارومیه

         اُرومیّه یکی از شهرهای ایران و مرکز استان آذربایجان غربی و نیز مرکز شهرستان ارومیه است . طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ ارومیه دهمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌آید .

         واژهٔ ارومیه از ترکیب دو واژه آشوری اور (شهر) + میه (آب) تشکیل شده‌است . ارومیه به صورت اورمو ، اورومیه و اورمیه تلفظ می‌شود . در زمان سلطنت رضاشاه این محل به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب  دوباره به نام ارومیه برگشت .

         ارومیه در جلگهٔ گسترده و سرسبزی به درازای ۷۰ کیلومتر و به پهنای ۳۰ کیلومتر واقع شده که اطراف آن تا کیلومترها پوشیده از باغات انگور و سیب و کشتزار است . دریاچه ارومیه در شرق و دریاچه مارمیشو در غرب این شهر قرار دارد . این شهر به علت آب و هوای معتدل و داشتن مناظر زیبا ، یکی از شهرهای گردشگری ایران محسوب می‌شود. ارتفاع ارومیه از سطح دریا ۱۳۳۲ متر است .

         عمدهٔ ساکنان شهر ارومیه را مردم آذری تشکیل می‌دهند . هم‌چنین اقلیتی از کردها ، مسیحیان آشوری و ارامنه در این شهر زندگی می‌کنند .

         ترکیب جمعیتی این شهر در زمان شاه عباس صفوی تغییر یافته‌است . طبق یک مطالعه دیگر از ترکیب قومی خانوارهای نمونه و مورد بررسی در سطح شهر ارومیه که حدود سال ۱۳۷۹ انجام گرفت نشان می‌دهد که ترک زبانان ۸۵٫۷٪ و کرد زبان‌ها حدود۱۰٫۵٪ از جمعیت نمونه گیری شده را به خود اختصاص داده اند . در این آمارگیری نمونه‌ای درصد آشوری‌ها، فارس ‌زبان‌ها و ارمنی‌ها در شهر ارومیه به ترتیب ۱٫۷ و ۱٫۶ و ۰٫۵ بوده است .

         اکثر مردم آذری ارومیه شیعه مذهب هستند ولی تعداد زیادی آذری‌های سنی حنفی و شافعی مذهب نیز در داخل شهر و در بیش از ۲۵ روستا از جمله ، بالو ، قولنجی ، کهریز ، گل‌تپه ، گجین و ولینده زندگی می‌کنند . در ارومیه شماری از ترک زبان‌های اهل حق نیز زندگی می‌کنند . مذهب کردهای ساکن ارومیه نیز اکثرا سنی است .

         پارسیان در مهاجرت خود از ایران‌ویج نخست در غرب و جنوب دریاچه ارومیه ساکن شدند ولی پس از آن به مهاجرت خود ادامه دادند و تا سرزمین پارس (استان فارس) پیش رفتند . جلگه ارومیه در دوران باستان در قلمرو مادها، آشوریان، و دیگر اقوام نیز قرار داشته‌است .

         فاصله ارومیه تا تهران در صورت عبور از پل میان‌گذر دریاچه ارومیه ۷۸۰ کیلومتر است . همچنین فاصله ارومیه تا تبریز ۱۳۵ کیلومتر است .

         شهر ارومیه دارای فرودگاه فعال بین‌المللی است . پروازهای داخلی فرودگاه ارومیه به تهران و مشهد و پرواز خارجی به ترکیه ، عربستان و دبی دایر است . استان آذربایجان غربی با سه کشور ترکیه ، عراق و آذربایجان همسایه است و کنسولگری ترکیه در این شهر مشغول فعالیت است .

                تعداد خودرو در ارومیه به ازای هر هزار نفر ۸۰ دستگاه است و این رقم در تهران ۶۰ دستگاه است.

                اماکن تفریحی شامل : چی‌چست ، پارک جنگلی ارومیه ، بند ، کوه «سیرداغ» ، دریاچه ارومیه ، دریاچه مارمیشو ، دره قاسملو ، مجتمع تجاری تفریحی باری ، مسجد جامع ، بنای سه گنبد ، پل شهید کلانتری ، آبشار سولوک ، جاده امامزاده .خیابان شیخ تپه و...

                حلوا گردویی، نقل، عرق بیدمشک از ره اوردهای ارومیه هستند . انگور و سیب ، گردو، تخمه آفتابگردان و کدو ، هلو ، زردآلو ، شلیل ، سیب ، گیلاس از محصولات کشاورزی شهر ارومیه است .


 
مختصری راجع به اردبیل
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

اردبیل

         اَردَبیل یکی از شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی کشور است. این شهر همچنین مرکز شهرستان اردبیل است . اردبیل از شهرهای باستانی و تاریخی ایران است . این شهر در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است و دارای ارتفاع زیادی است و از سردترین شهرهای ایران محسوب می‌گردد که جاذبه‌های طبیعی زیادی دارد . این شهر در ۲۱۹ کیلومتری تبریز و ۵۹۱ کیلومتری تهران واقع شده‌است .

         شهر اردبیل در ارتفاع 1500متری از سطح دریا و در میان کوه‌های تالش و سبلان واقع در رشته‌کوه البرز در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های ملایم است.

         زبان مردم شهر اردبیل ترکی آذربایجانی است. مذهب اکثر مردم این شهر، اسلام (شیعه دوازده‌امامی) هستند . هم‌چنین مسیحیان شهر که اغلب ارمنی بوده‌اند در دهه‌های گذشته به این شهر مهاجرت نموده‌اند.

         غالب صاحب‌نظران نام قدیمی شهر را «آرتاویل» و از ریشه اوستایی می‌دانند. این نام از ترکیب دو کلمه «آرتا» (به‌معنی مقدس که در فارسی میانه تبدیل به «ارد» شده‌است و در کلماتی نظیر اردشیر آمده‌است) و «ویل» تشکیل شده‌است. امروزه در مناطق تالش‌نشین استان، هنوز هم به اردبیل، «آردویل» می‌گویند که معنی «شهر مقدس» را می‌دهد.

         اردبیل از شهرهای کهن ایران است که حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد.در لوحه‌های گلی سومریان به صورت آرتا یا آراتتا ثبت گردیده‌است که خود قدمت شهر را تا ۵۰۰۰ سال می رساند .

         این شهر در زمان حکومت بنی‌امیه مرکز حکومت آذربایجان و در زمان بنی‌عباس مرکز قیام بابک خرمدین بوده است. در سال ۶۱۸ هجری مورد حمله مغولان قرار گرفت .در دوران باستان نیز که ایران به چهار ولایت تقسیم شده بود اردبیل مرکز ولایت باختر شامل آذربایجان (از همدان و ساوه تا دربند در جنوب روسیه و ارمنستان فعلی) بوده‌است. اما در زمان تیموریان و صفویان، نهضت تشیع و جنبش‌های سیاسی ایران از این شهر برخاست. اردبیل در زمان صفویان آباد گردید ، پس از انقراض این سلسله در تحولات تاریخی دوره نادرشاه و اوایل قاجار و به‌خصوص با ورود قشون روسیه به ایران و حوادث دوران مشروطیت ، از رونق و افتاد . پس از پیروزی انقلاب  ، در ۲۴ فروردین ۱۳۷۲ به مرکز استان تبدیل شد .

         از آثار تاریخی اردبیل که برخی به دوره پیش از اسلام می‌رسد ، می‌توان از دهکده آتشگاه، شهر هیر، شهریور، و مسجد جامع اردبیل که در قدیم آتشکده بوده‌است ، نام برد .

         بسیاری از مؤلفان دوره اسلامی، بنای شهر اردبیل را به فیروز ، پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند و می‌نویسند که اردبیل به دستور این پادشاه ، که در سده پنجم میلادی می‌زیست ، ساخته شده‌ و فردوسی در شاهنامه بنای اردبیل را به پیروز ساسانی نسبت می‌دهد.

         در قرن ششم قبل از میلاد زرتشت پیامبر بزرگ ایران ظهور کرد و بنا به روایت اوستا، کتاب یسنا در بالای کوه سبلان بر او نازل شده‌است.

         شهر اردبیل به علت نزدیکی به قفقاز و گرجستان و ارمنستان، جایگاه ویژه‌ای داشت به‌طوری که در زمان جنگ‌های ایران و روس در عهد قاجار ، اردبیل مرکز استقرار نیرو و ستاد عملیات سپاه ایران در برابر طوایف شمال بوده‌است.

         منطقه اردبیل حداقل از هزاره ششم قبل از میلاد مسکونی بوده‌است . براساس پژوهش ، نشان می‌دهد که اردبیل از کانونهای مهم فرهنگ مگالی تیک یا سنگ افراشتی بوده‌است. کشفیات اخیر در محوطه باستانی شهر یئری مشکین شهر، تصاویر هیکل‌های سنگی ، سرهای آدمیانی که برروی اجاق‌های نعل اسبی ایغدیر (ایگدیر درشمال شرقی ترکیه در نزدیکی مرز ایران و ارمنستان) نقش بسته شباهت تام دارد .

         اردبیل، اولین شهر ایران از لحاظ لوله کشی آب مشروب است . تاریخ این لوله کشی احتمالا به دوره صفوی معطوف می‌گردد .

         آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و مسجد جامع اردبیل از بناهای تاریخی این شهر به‌شمار می‌روند . از جاذبه‌های طبیعی این شهر دریاچه شورابیل و بقعه شیخ جبراییل در داخل شهر و دریاچه نئور ، جنگل فندق‌لو ، و پیکره سنگی بابا داوود عنبران و شهر توریستی سرعین در نزدیکی این شهر است .

         آب‌های معدنی که اغلب مزین به زیبایی‌های بی‌نظیر طبیعی هستند عبارت‌اند از : خلخال سویی ، قطورسویی ، دودو ، ایلاندو (که بر اثر زلزله ویران شده‌است) ، مشه سویی ، شابیل ، قینرجه ، ویلادره ، سردابه و... همچنین آبشارها و عوارض طبیعی دیدنی مانند آبشار نره‌گر در روستای اسبوی خلخال ، آبشار شورشورنه عنبران ، آبشار سردابه ، دریاچه واقع در قله سلطان سبلان ، روستای زیبای نمهیل و سواحل رود قزل اوزن ، جاده فوق‌العاده زیبای خلخال به اسالم ، مراتع وسیع دامنه سبلان و...

         صنایع دستی اردبیل شامل : آبگینه ، بافته و نساجی سنتی ، رو دوزیهای سنتی ، سفال وسرامیک سنتی ، صنایع دستی تلفیقی ، صنایع دستی چرمی ، صنایع دستی چوبی وحصیری ، صنایع دستی سنگی ، نمد مالی ، گلیم بافی

         شهرستان اردبیل دارای چهار اقلیم مدیترانه‌ای گرم ، مدیترانه‌ای معتدل ، کوهستانی سرد و معتدل است . این شهرستان به عنوان یکی از مناطق سردسیر ایران است . این استان بین پنج تا هشت ماه از سال سرد است . بارندگی نیز در تمام فصول وجود دارد ، ولی شدت آن در بهار و پاییز بیشتر است . اردبیل در ارتفاع ۱۳۷۲ متری واقع شده است. این شهرستان دارای زمستان‌های بسیار سرد و تابستان‌های معتدل است . متوسط درجه حرارت آن در حدود هفت درجه سانتی‌گراد است . وجود کوهستان‌های سبلان، طالش و بزغوش، تأثیر بخارهای دریای خزر و بادهای سردشمالی و وجود جنگل‌های شمال و شرق آن در میزان بارندگی و نوسان دمای شهرستان اردبیل بسیار مؤثر است .

         از غذاهای سنتی اردبیل می‌توان به آش اوماج، آش دوغ، آش شیر، آَش یارما، بزباش، پیچاق قیمه، تاس‌کباب، ترحلوا، ترشی‌قرمه، چیغیرتما، حلوای زرد، حلوای زنجبیل، خشیل، خورشت قاتق، ساج‌ایچی، سوغان‌سو، قرمه‌سبزی، قویماق، قیساوا، قیقاناق، کوفته، لونگی و هرا اشاره کرد.

         از مهم‌ترین سوغات اردبیل می‌توان آب‌نبات ، تخمهٔ آفتابگردان ، حلوای سیاه ، سرشیر ، شیرینی‌های محلی ، شکلات روسته ، عسل طبیعی سبلان ، عصارهٔ گل‌های سبلان و کره را نام برد.


 
مختصری راجع به آبادان
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

آبادان

جمعیت : 217988  نفر

وسعت : 2796  کیلومترمربع

         آبادان مرکز شهرستان آبادان، در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان واقع است.این شهر مهمترین شهر   خوزستان پس از اهواز است .
         موقعیت جغرافیایی این شهر در درازای 48 درجه و 17 دقیقه و پهنای جغرافیایی 30 درجه 20 دقیقه و با ارتفاع 3 متر از سطح دریا است. دارای فرودگاه و بندر است که به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و راهبردی بودن و هم مرزی با کشور عراق از زمان جنگ جهانی دوم از پراهمیت‌ترین شهرهای خاورمیانه و ایران بوده‌است.
         جمعیت نسبی در هر کیلومتر مربع 171 نفر است که بخش عمده ای از جمعیت آن را ایرانیان عرب تشکیل می‌دهند . درمناطق روستایی جمعیت اعراب چیزی در حدود 100% است . در آبادان یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های نفت جهان قرار دارد . نفت از اغلب مناطق خوزستان با لوله به این شهر می‌رسد و پس از تصفیه به کلیه جهان صادر می‌شود . نزدیکترین شهر به آبادان ، خرمشهر است که حدود 15 کیلومتر با این شهر فاصله دارد . خاک آبادان را آبرفت رودهای کارون و دجله (که به هم پیوسته‌اند) پدید آورده‌است . شهر آبادان درون خشکی ای است که گرداگردش رود است . این خشکی به جزیره آبادان شناخته شده‌است . شهر آبادان و همچنین بخش اروندکنار و نیمی از شهر خرمشهر در این جزیره‌اند . رودهای گرداگرد آبادان که همگی به خلیج فارس می‌ریزند از دو رود بزرگ‌تر پیش یاد دجله و کارون است . بزرگ‌ترین شاخه‌ای که از برخورد این دو رود پدید آمده‌است اروندرود است . بخش دیگر این رود که در آن سوی این جزیره روان است و اهمیت کمتری دارد بهمن‌شیر خوانده می‌شود .

نام این شهر در گذشته «عبادان» بوده‌است.
         در سال 1314 طی مصوبه شورای وزرای وقت نام آبادان رسمی شد بخشی از جزیره آبادان در دوره ساسانیان بهمن اردشیر خوانده می‌شده‌است که نام رود بهمن شیر یادگار آن نام کهن است .اوپاتان نیز که نام کهن تر آبادان است امروز بیشتر زیر شرکتها و سازمانها در شهر آبادان هستند . به دلیل وجود زیارتگاه کوچک خضر نبی گاهی به این منطقه نام مذهبی جزیرةالخضر هم داده شده‌است.
         بیشتر مردم این شهر از آغاز ساخت پالایشگاه در این شهر از گوشه گوشه ایران و به ویژه از بخش‌های جنوبی ، مرکزی و غربی کشور به این شهر کوچ کردند و مساجد و معابد و کلیساها و حسینیه‌هایی برای خود تدارک دیدند که بسیاری از آنان تا به امروز پابرجاست . از آمیختن این مردمان لهجه آبادانی پدید آمده است .
         جزیره شادمانی در رود بهمن شیر و جزیره ارگ در اروندرود نیز از جزیره‌های کوچک درون این شهر هستند .
         آبادان جنوبی‌ترین نقطه خوزستان ، هفت درجه از مدار رأس السرطان بالاتر است از این رو اقلیمی مشابه با مناطق استوایی دارد . این شهر دارای آب و هوای گرمسیری است چنان که لطافت هوای آن گردشگران زمستانی و نوروزی را به خود جذب می‌کرد .
         آبادان در دشت واقع شده و به علت مجاورت با صحراهای بزرگ و سوزان نظیر صحرای بزرگ عربستان و عراق ، در مجموع هوای صحرایی گرم دارد . گرمای آن در ماه‌های تیر و مرداد تا 58 درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود و در بهمن ماه تا صفر درجه سانتی‌گراد هم پایین می‌آید . حداقل درجه حرارت آن در سال 7/17 و حداکثر 6/32درجه سانتی‌گراد می‌باشد. ایام یخبندان آن حداکثر در طول سال نه روز است .

         براساس آمار موجود ، حداکثر دمای بهمن ماه و حداقل دمای همان ماه از بقیه ماه‌ها کمتر است. در حالی که حداکثر دمای شهریور از بقیه ماه‌ها بیشتر می‌باشد، حداقل دمای مرداد ماه از بقیه ماه‌ها بیشتر است .
        
پراکندگی فشار هوا در آبادان در طی سال ، به دو صورت مشخص فصلی در می‌آید بدین ترتیب در آخر فصل پائیز و آغاز زمستان( آذر ،  دی ، بهمن )که درجه گرما پایین است ، میزان فشار جو به حداکثر خود می‌رسد و در تابستان ( خرداد ، تیر ، مرداد )که درجه گرما بالا است ، فشار هوا به حداقل کاهش می‌یابد.
         بادهای آبادان بر سه نوع است :

         1 -  « بادهای منظم فصلی» که در اثر تغییرات فشار هوا در فصل‌های مختلف سال به وجود می‌آیند و معمولاً شدید نیستند ، مگر عامل جوی دیگری موجب تشدید آنها شود . اگر هوا خنک باشد ، نسیم ملایمی بوجود می‌آید و برعکس اگر هوا گرم باشد ، بادی آزار دهنده و سوزان می‌وزد .
         2 - « بادهای محلی» که خود بر دو نوع است :« باد شمال» و « باد شرجی» باد شمال از جریان‌های مدیترانه‌ای است که به ایران می‌رسد . این باد در تابستان به طور خشک و دایمی می‌وزد . باد شمال در زمستان اغلب طوفان‌های ناگهانی و خطرناکی بوجود می‌آورد ولی در تابستان از 15 خرداد تا آخر تیر(40 روز )با نظم و شدت فوق‌العاده می‌وزد . وزش ناگهانی و شدید باد شمال در آبادان ، رطوبت وسط روز را کاهش داده و گرما را قابل تحمل می‌کند . باد شمال کلاً 9 ماه در آبادان می‌وزد .
         باد شرجی از جنوب غربی می‌وزد و با عبور از خلیج فارس مرطوب شده و با توجه به بالا بودن درجه حرارت هوا تا حدود زیادی سنگین و بسیار نامطلوب است و سبب تغییرات کلی در آب و هوای آبادان می‌شود . این تغییرات آب و هوایی جزیزه آبادان و حوالی آن را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد . این باد از زمستان تا اواسط بهار در آبادان می‌وزد ، اما معمولاً در اوایل تابستان هم احساس می‌شود . چون معمولاً مرطوب و گاهی توأم با ابر و مه‌است سبب بارندگی می‌شود .
         3 -  بادهای آبادان « باد سموم »یا « سام » است که از عربستان می‌وزد و همیشه خاک و شن همراه دارد . این باد بسیار خشک ، گرم و سوزنده‌است . وزش آن به هنگام تابش آفتاب مخصوصاً در میانه روز شخص را مسموم می‌کند . این گونه بادها هر چند سالی یکبار در آبادان می‌وزد و آسمان روز را به مثابه شب کاملا تیره و تاریک می‌کند . البته همه ساله نوع ملایم‌تر آن می‌وزد که با خاک و گرد و غبار توأم است و تا حدودی شرایط عادی زندگی را دچار اخلال می‌کند .
         آبادان به طور کلی یک منطقه رطوبتی است. این رطوبت در بهار و تابستان کمتر از پائیز و زمستان است. رطوبت در زمستان حداکثر به 89 درصد می‌رسد اما از آبادان رطوبت100 درصد هم گزارش شده‌است . رطوبت نسبی آبادان در ماه‌های تیر و مرداد 50 تا60 درصد است و در ماههای دی و بهمن به 70 تا80 درصد هم می‌رسد .
         آبادان از مناطق کم بارش کشور است که عمده همین بارندگی هم به رگبارهای زودگذر باران اختصاص دارد . بعضی مواقع این باران توأم با تگرگ است . متوسط بارندگی سالانه 3/146 میلیمتر گزارش شده‌است .
         باران‌های موسمی و گاه بسیار شدید ، از آذر تا اردیبهشت برخی مواقع موجب جاری شدن سیل در سطح خیابان‌ها می‌شود . اهمیت این بارندگی‌ها در کشاورزی منطقه حیاتی است . اوج بارندگی آبادان در ماه‌های آبان ، آذر و دی است در ماه‌های بهمن ، اسفند و فروردین باران نسبتاً مناسبی می‌آید اما شدید نیست و صرفاً در تغییرات جوی مؤثر است . معمولاً در آبادان در ماه‌های خرداد ، تیر و مرداد بارندگی وجود ندارد در اردیبهشت و شهریور برخی از سال‌ها بارندگی بسیار خفیف گزارش شده‌است .
         هنگام جنگ تحمیلی فرودگاه آبادان بسته و از تاریخ 21/09/1370 این فرودگاه بازگشایی و پرواز های آن از سر گرفته شد .


 
مختصری راجع به عراق
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

عراق

حکومت : جمهوری
مساحت : ۴۳۸،۳۱۷ کیلومتر
جمعیت :  حدود 27000000نفر
پایتخت : بغداد

واحد پول : دینار
زبان : عربی ، کردی

عراق ۱۸ استان دارد :     1 -  بغداد        2 -  صلاح‌الدین        2 –  دیاله       4 -  واسط    5 - میسان   6 – بصره    ۷ -  ذی‌قار    8 -  مثنی     9 -  قادسیه   10-  بابل  11 -  کربلا   11- نجف   12 -   انبار   14 -   نینوا   14 -  دهوک    15 -  اربیل   16 -  کرکوک    17 -  سلیمانیه

         زبان : عربی و کردی زبان‌های رسمی عراق هستند. میزان باسوادی بین ۶۰٪ تا ۷۰٪ است. علاوه بر این دو زبان‌های دیگری نیز در این کشور گویشورانی دارند:

ترکمنی : ۳۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر (  ۱۹۸۲  ) (   شهر کرکوک  ، اربیل   ، مقدادیه  ،  خانقین  ،   مندلی   و   ناحیه موصل  )

فارسی : ۲۲۷ هزار نفر (۱۹۹۴)

کلدانی نو ( از زبان‌های آرامی ) : ۱۲۰ هزار نفر (۱۹۹۴) ( موصل ،  بغداد ، بصره ،  جنوب شرقی عراق )

ارمنی : حدود ۶۰ هزار

آشوری : ۳۰ هزار نفر ( شمال عراق، بغداد و بصره )

دوماری ( از زبان‌های هندوآریائی ) : ۲۳ هزار نفر  (۲۰۰۰)

گورانی ( از شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی ) : ۲۱ هزار نفر (۲۰۰۰)

باجلانی ( از شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی ) : ۲۰ هزار نفر (۱۹۷۶)    ( شمال خانقین و استان موصل )

سارلی (  از شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی  ) : کمتر از ۲۰ هزار نفر (۱۹۹۵) ( شمال موصل، استان کرکوک )

آیداغی  (  از زبان‌های قفقازی  ) : ۱۹ هزار نفر (۱۹۹۳)

شبک (  از شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی  ) : ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر (۱۹۸۹) ( شمال موصل )

کوی سنجق ( از زبان‌های آرامی ): ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر (۱۹۹۵) (  کوی سنجق، شمال عراق  )

دین   :   اسلام  ،  آئین ایزدی  ،   مسیحی   ،   یهودی

         عراق با نام رسمی جمهوری عراق ( به عربی: الجمهوریة العراقیة ) ( به کردی : کۆماری عێراق )  کشوری در خاورمیانه و جنوب باختر آسیا است . پایتخت عراق شهر بغداد است. این کشور از جنوب با عربستان سعودی و کویت ، از باختر با اردن ، سوریه و از خاور با ایران و از شمال با ترکیه همسایه ‌است . عراق در جنوب مرز آبی کوچکی با خلیج فارس دارد و دو رود مشهور دجله و فرات که منشأ تمدن‌های باستانی میان‌رودان (بین‌النهرین) در طول تاریخ کهن این کشورند از شمال کشور به جنوب آن روان هستند و با پیوستن به رود کاروناروندرود را تشکیل می‌دهند و به خلیج فارس می‌ریزند.

         پهناوری عراق ۴۳۸،۳۱۷ کیلومتر مربع (۵۸ام، حدود یک چهارم ایران) است. بیشتر سرزمین عراق پست و هموار و گرمسیری است. غرب عراق کویر است و شرق آن جلگه‌های حاصلخیز. ولی بخشی از کردستان عراق ( شمال خاور ) کوهستانی و سردسیر می‌باشد .  همچنین عراق یکی از بزرگترین کشورهای دارای منابع نفت می‌باشد .

         جمعیت عراق حدود ۳۰ میلیون تن ( آمار  ۱۳۸۶ ) است. حدود ۷۵ درصد مردم عرب ، ۲۰ درصد کرد و ۵ درصد آشوری ، ترکمن و سایر اقوام هستند. همچنین حدود ۶۰ درصد مردم عراق شیعه، ۳۸ درصد سنی و ۲ درصد مسیحی و پیروان سایر ادیان هستند. عراق محل زندگی و مرگ ۵ امام شیعه است و شهرهای نجف ، کربلا ، کاظمین و سامرا زیارتگاه شیعیان جهان است .


 
مختصری راجع به قطر
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

قطر

حکومت : سلطنتی
مساحت : 11437 کیلومتر
جمعیت :  628000 نفر
پایتخت : دوحه
زبان : عربی
دین : اسلام
واحد پول : ریال قطر با واحد جزء  درهم

 

          قطر شبه جزیره ای کوچک واقع در قاره ی آسیا ، منطقه ی خاورمیانه ، در حاشیه ی جنوبی خلیج فارس ، شرق شبه جزیره عربستان ، جنوب شرق بحرین است . قطر به معنی فروش ( خرید و فروش در بازار) این کشور یکی از بازارهای مشهور در دنیای عرب در زمان قدیم بوده است .

         نژاد : 40 % قطری ها  عرب ، 18 % هندی ، 18 % پاکستانی و 10 % ایرانی و 14 % از سایر ملیت ها هستند .                   

         همچنین دین 77 % مردم قطر مسلمان ( اکثرا ً سنی ) و 8 % مسیحی و بقیه از سایر ادیان هستند .

         قطر از اعضای کشورهای اتحادیه عرب است .

         وضعیت اقتصادی قطر به علت کسب درآمد سرشار از نفت و گاز باعث ایجاد درآمد مازاد در بودجه و انباشت نقدینگی و تورم شدید در کلیه بخش ها شده است .

         نسبت جمعیت ایران به قطر یک به هفتاد است درصورتی در بازار هوایی منطقه و ایران ، شرکت قطر ایرویز از سهم بیشتری از بازار را استفاده نموده است .

         مقیمین منطقه فارس اغلب اهل شیراز و لارستان که از حیث جمعیت و از نقطه نظر توانمندی های مالی و اقتصادی در رده اول هستند .

         مقیمین بلوچ و بندری از حیث جمعیت در رده دوم و عموما ً از طبقه کارگرند .

         مقیمین بوشهری از حیث جمعیت در رده سوم و از دیدگاه اقتصادی ضعیف ترند .


 
مختصری راجع به لبنان
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

لبنان

حکومت : جمهوری 
 مساحت :  کیلومتر مربع ۱۰٬۴۵۲
جمعیت : ۸/۳ میلیون نفر
پایتخت : بیروت

زبان : عربی گویش لبنانی ، انگلیسی ، فرانسوی ، ارمنی ، کردی
دین : بر حسب آخرین آمارگیری در سال ۱۹۳۲ ، 40% مسیحی (عمدتا کاتولیک با جمع کثیری ارتدوکس و پروتستان )25 -30% مسلمان شیعه و20-25% سنی و 5 %  دروز و 1.7%  سایر ادیان
واحد پول : لیره لبنان

 

          واژه لبنان از واژه «لبن» که‌ اشاره‌ به‌ قله‌های سفید کوهستان‌های لبنان دارد ، گرفته‌ شده است . تا قبل از جنگ داخلی ۱۹۹۰-۱۹۷۵ لبنان کشوری متمول در منطقه و پایتخت بانکداری جهان عرب محسوب می‌شد و تعداد زیادی گردشگر را جذب خود می‌کرد تا حدی که بیروت را به عنوان پاریس خاورمیانه  و به دلیل قدرت مالی بسیار به عنوان سوئیس خاورمیانه می‌شناختند . لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در غرب آسیا و خاورمیانه است .‌ و در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه

         لبنان از شش استان تشکیل شده‌است که شامل : استان بیروت ، استان جبل لبنان ، استان شمالی لبنان ،  استان بقاع ، استان نبطیه ، استان جنوبی لبنان می گردد .

         جمعیت لبنان از ۳ گروه اصلی قومی و مذهبی تشکیل شده است : مسلمانان شامل : شیعیان ، سنی ها و علوی (دروزیان) و مسیحیان اکثرا ً شامل  مارونیت ها، ارتدوکس های آنتی اوکیان و ارتدوکس یونان ، ( ارامنه حواری ) ( کاتولیک های ملکیت یونان ) و گروه های نژادی شامل : عربها ۶۰٪، آسوریان و سریانیها ۳۶٪ و ارمنیها ۴٪، کردها و یهودیان ۱٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند ، میانگین سنی مردم لبنان 6/24 سال می گردد . اقلیت یهودی در مرکز بیروت ، بیبلس و بمدون زندگی می‌کنند همچنین جمعیت کمتر از ۱ درصد کردها که به عنوان مهالامی‌ها یا ماردین‌ها نیز شناخته می‌شوند . حدود ۱۵ میلیون نفر با ریشه لبنان در جهان زندگی می‌کند که بیشترین آنها در برزیل هستند ، همچنین آرژانتین ، استرالیا ، کانادا ، کلمبیا ، فرانسه ، بریتانیای کبیر، مکزیک ، ونزوئلا و آمریکا نیز دارای جوامع بزرگ لبنانی هستند . حدود ۳۶۰۰۰۰ پناهنده فلسطینی از سال ۱۹۴۸ با کمک آژانس امداد سازمان ملل (UNRWA) در لبنان اسم خود را ثبت کرده‌اند که بر اساس تخمین‌ها از این تعداد ۱۸۰ تا ۲۵۰ هزار نفر در لبنان باقی مانده‌اند. فلسطینی‌ها نیز بخش مهمی از جمعیت لبنان را تشکیل می‌دهند .


 
مختصری راجع به بحرین
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

بحرین

حکومت : پادشاهی
مساحت : ۷۰۶ کیلومتر مربع
جمعیت :  700 هزار نفر
پایتخت :
منامه
زبان :  زبان اصلی عربی و زبان‌های فرعی انگلیسی، فارسی و اردو است .
دین : اسلام  ( بیشتر مردم بحرین
شیعه و بقیه سنّی یا مسیحی اند . )
واحد پول : دینار

         بحرین در میان سواحل ،‌ بنادر و جزایر جنوب غربی خلیج فارس ، کوچکترین کشور خلیج فارس محسوب می‌شود و تعداد جزایر آن را 15 جزیره که جزایر مسکونی و اصلی آن از شش جزیره بیشتر نیست ، این جزایر در خلیج کوچکی به نام سلوا یا شلوا قرار دارند که بین شبه جزیره قطر و کرانه الاحساء قرار دارند ، بزرگترین جزیره این مجمع الاجزایر نیز به نام بحرین موسوم است .

         از هفتصد کیلومتر مربع مساحت این کشور نزدیک به چهارصد کیلومترمربع آن بیابانی است.

   استان عاصمه،  محرق استان  ، استان وسطی  ، استان شمالی ، جنوبی استان          بحرین شامل استان های :  

         شهرهای بحرین : منامه ، محرق ، رفاع شرقی ، رفاع غربی ، مدینة حمد ، مدینة عیسی ، الحد ، جدحفص ،عوالی ، مدینة زاید ، الزلاق ، عراد ، عوالی ، البدیع

        سه جزیره اصلی بحرین شامل : منامه و محرق و ستره است ، در بحرین روستاهایی هم وجود دارد که همه آن‌ها در فاصله‌های نزدیک به یکدیگر قرار دارند .
        بحرین به «جزیره یک میلیون نخل» نیز شهرت داشته‌است. بحرین کشور ثروتمندی نیست و حتی بخشی از انرژی آن توسط عربستان تأمین می‌شود. این دو کشور با یک پل 25 کیلومتری که به نام پل فهد معروف است و در سال 1986 افتتاح شد، به یکدیگر متصل می‌شوند.

         حدود ۱۵۰ هزار نفراز جمعیت بحرین خارجی‌هایی هستند که در آنجا کار می‌کنند . پنجاه هزار نفر ایرانیان بحرین هم که اکثر آنان در اصل مهاجرانی از جنوب ایران از فارس و بوشهر هستند در بحرین زندگی می‌کنند و به رغم سکونت طولانی آنان در بحرین همچنان به فارسی صحبت می‌کنند.

         حدود هشتاد درصد جمعیت بحرین شیعه هستند ، تشیع توسط قبیله عبدالقیس وارد بحرین شده‌است ، بحرین پس از ایران و عراق و اذربایجان چهارمین مرکز شیعی در جهان اسلام است ، حوزه علمیهٔ بحرین از حدود ۴۰۰ سال گذشته بسیار فعال بوده است .


 
مختصری راجع به سوریه
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

سوریه

حکومت : جمهوری عربی
مساحت : 185180 کیلومتر مربع
جمعیت : 18016874 نفر
پایتخت : دمشق
زبان :  عربی
دین : اسلام
واحد پول : لیر سوری ، پوند سوریه

         جمهوری عربی سوریه ، هشتاد و هفتمین کشور جهان از نظر وسعت محسوب می‌شود . این کشور در منطقه خاورمیانه در جنوب غرب آسیا و ساحل شرقی دریای مدیترانه واقع گردیده و از شمال با ترکیه ، از شرق با عراق و از جنوب با فلسطین اشغالی و اردن ، از غرب با لبنان و دریای مدیترانه هم مرز است .

         اکثر جمعیت این کشور در سواحل  دریای مدیترانه که حاصلخیزترین مناطق سوریه ، و  در نواحی شمال شرقی که توسط رودهای فرات و  « اورونته» آبیاری می شوند ، سکونت دارند . این کشور دارای ساحلی با آب و هوای مدیترانه ای و تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای  معتدل ومرطوب است . مناطق جنوبی این کشور، کوهستانی و مناطق شرقی ، صحرایی است . از نظر مختصات جغرافیایی، سوریه بین مدار 32 و 37درجه شمالی و 35- 42 شرقی قرار دارد. این موقعیت حالت جغرافیایی سبب گردیده است که سوریه محل اتصال سه قاره مهم آسیا، آفریقا و اروپا گردد.

     وجه تسمیه : سوریه کنونی در گذشته بخش عمده‌ای از شام بوده‌است. سرزمین شام ، کشورهای کنونی سوریه ، لبنان ، فلسطین و اردن را در بر می‌ گرفته‌است ، شهرها ی مهم  این کشور عبارتند از : دمشق ، حلب ، لاذقیه ، حمص ، حماه ، دیر الزور، معره النعمان هستند . کشور سوریه دارای 14 استان یا به زبان عربی محافظه است : 1ـ دمشق 2ـ ریف دمشق 3ـ قنیطره 4ـ درعا 5ـ سویداء 6ـ حمص 7ـ طرطوس 8ـ لاذقیه 9ـ حماه 10ـ ادلب 11ـ حلب 12ـ رقه 13ـ دیر الزور 14ـ حسکه

         سوریه کشوری با گروه‌های نژادی و قومیت‌های گوناگون است. در این کشور به طور عمده عرب‌ها که‌ حدود ۹۰ %  جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند ، که از این تعداد ۴۰۰ هزار پناهنده‌ فلسطینی هستند و  کردها که‌ ۱۰ % باقیمانده‌ جمعیت را تشکیل می‌دهند و از تبار آریایی هستند و بیشتر در نواحی شمال شرقی و شمالی کشور زندگی می‌کنند. همچنین در این کشور اقلیت‌های کوچک زبانی آرامی (آشوری) و ارمنی نیز زندگی می‌کنند.

         مسلمانان این کشور ۸۶ % جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند که 17 %  آن شیعه  و۵/۱۳ % آنرا مسیحیان به خود اختصاص می‌دهند اقلیت نسبتا ً چشمگیری در این کشور هستند . حدود پنج هزار یهودی نیز در دمشق و اطراف آن زندگی می‌کنند .

         از آثار تاریخی، دیدنی و زیارتی دمشق و حومه آن می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1ـ کوه قاسیون 2ـ مسجد اموی 3ـ بازار حمیدیه 4ـ باب توما 5ـ باب شرقی 6ـ باب الصغیر 7ـ بازار حمیدیه 8ـ کلیسای حضرت مریم 9ـ  قلعه دمشق 10ـ مقبره باب الصغیر 11ـ حرم حضرت زینب (ع) 12ـ حرم حضرت رقیه (ع) 13ـ مقبره ابن عربی در دامنه کوه قاسیون 14ـ روستای معلولا  15ـ روستای صیدنایا

         حلب یکی از شهرهای قدیمی جهان به حساب می‌آید و تاریخی مانند روم قدیم ، ‌نینوی و بابل برای آن قائل هستند. استان حلب 10 % مساحت سوریه را شامل می‌شود ، یعنی 9/ 22 % جمعیت سوریه را در خود جای داده است و در حال حاضر از دمشق نیز بزرگتر است. از اماکن زیارتی این شهر می‌توان به مشهد نقطه امام حسین که در زمان حاکمیت سیف الدوله حمدانی بنا شده و همچنین مشهد محسن بن امام حسین (ع) اشاره نمود.


 
مختصری راجع به عربستان سعودی
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

عربستان سعودی

حکومت : پادشاهی
مساحت : 21149690 کیلومترمربع
جمعیت : 27601038  نفر  
پایتخت : ریاض
زبان :  عربی
دین : اسلام
واحد پول : ریال

         کشور عربستان‌ سعودی در خاورمیانه  و هم مرز با خلیج فارس و دریای سرخ است . در جنوب این کشور یمن قرار دارد ، این کشور همچنین با عراق ، اردن ، کویت ، عمان ، قطر ، امارات متحده عربی هم مرز بوده و متشکل از ۱۳ استان است : باحه ، مرزهای شمالی ، جوف ، مدینه ، قصیم ، ریاض ، استان شرقی ، عسیر ، حائل ، جیزان ، مکه ، نجران  ، تبوک

         اسلام تنها دین رسمی و مذهب رسمی کشور عربستان حنبلی بوده که یکی از مذاهب اهل سنت است ، مذاهب دیگر اهل تسنن و مذهب شیعه نیز در عربستان رواج دارد . شایان ذکر است در حال حاضر مطابق آمار رسمی، 15 درصد و مطابق آمار غیررسمی 20 درصد جمعیت عربستان را شیعیان تشکیل می‌دهند که عموما ً دراستان الشرقیه مناطق : العطیف ، الخفوف ، الاحساء ، ظهران ، دمام ، الخبر سکونت دارند ، و از لحاظ جغرافیایی 33 درصد سرزمین‌های اعراب سعودی در اختیار شیعیان است.

         نوع حکومت در این کشور به صورت پادشاهی در دست خاندان آل سعود است ، واحد پول این کشور ریال سعودی است که هر دلار آمریکا با 74/3 ریال عربستان برابر است . این نرخ از سال ۱۹۸۵ تا کنون ثابت مانده‌است .


 
مختصری راجع به مصر
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

مصر

حکومت : جمهوری
مساحت : ۱٬۰۰۱٬۴۴۹ کیلومترمربع بیست و هشتمین کشور جهان
جمعیت :  ۷۲٬۵۰۹٬۰۳۰ نفر  
پایتخت : قاهره
زبان :  عربی
دین : اسلام
واحد پول : جُنیه ، لیر یا پوند مصرهم می گویند که به 100 قرش یا پیاستره تقسیم می شود.

       نام مصــر از ریشهٔ سامی و به معنی « دو تنگه » است و به جدایی میان دو دودمان بخش‌های شمالی و جنوبی مصر اشاره دارد. واژهٔ‌ مصر در اصل خود معانی تمدن، کلان‌شهر و زمین و مرز  است مصر را مودرایا می‌نامیده‌اند.

         مِصـــر در شمال شرقی قارهآفریقا و شبه جزیره سینا و در قاره آسیا قرار دارد ، در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار داشته و از شرق با لیبی و از جنوب با سودان همسایه ‌است. مصر از طریق شبه جزیره سینا مرز زمینی با اسرائیل و نوار غزه در فلسطین دارد . مصر یکی از پرجمعیت‌ ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و اکثریت جمعیت آن در کنار رود نیل زندگی می‌کنند . سواحل رود نیل منطقه‌ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این سرزمین عمدتا ً بیابانی را تشکیل می‌دهد . حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه و حومه آنها زندگی می‌کنند .

         مصــر از دیدگاه سیاسی و فرهنگی یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین کشورها در جامعه عرب و خاورمیانه ‌است ، دانشگاه الازهر مهمترین مرکز مذهبی جهان اسلام در این کشور قرار دارد . از نظر تاریخی و تمدن از قدیمی ترین تمدن ها است که در حاشیه رود نیل شکل گرفته که از حدود ۴ هزار سال قبل از میلاد وجود داشته است. مصر باستان سرزمین فراعنه (60 قرن پیش ) بود و آثار تاریخی برجسته‌ای چون اهرام سه‌گانه و نیایشگاه بزرگ را از آن دوران به یادگار دارد. در اسطوره‌های سامی محل ظهور پیامبرانی مانند یوسف و موسی را در همان دوران و در سرزمین مصر آورده‌اند. دولت قدیم مصر در سال ۵۲۴ ق. م به دست ایرانیان سقوط کرد. این کشور در روزگار هخامنشی (دوران کمبوجیه پسر کوروش) و همچنین در دوران ساسانی (در عهد خسرو پرویز و به مدت ده سال) بخشی از شاهنشاهی ایران بود و بعد از آن یونانی ها و اعراب(در زمان خلیفه دوم) بر آن حکومت کرده اند .

         استان های مصـــر شامل : استان ۶ اکتبر ، استان دقهلیه ، استان بحر  الاحمر ، استان بحیره ، استان فیوم ، استان غربیه ، استان اسکندریه ، استان اسماعیلیه ، استان اقصر ، استان جیزه ، استان منوفیه ، استان منیا ، استان قاهره ، استان قلیوبیه ، استان وادی الجدید ، استان شرقیه ، استان سوئز ، استان اسواناستان اسیوط ، استان بنی سویف ، استان پورت‌سعید  ، استان حلوان ، استان دمیاط ، استان جنوب سیناء ، استان کفر الشیخ ، استان مطروح ، استان قنا ، استان شمال سیناء ،  استان سوهاج

         شهرهای مهم مصــر شامل شهر قاهره که دارای سه بخش قاهره قدیم ، قلیوبیه ، جیزه است بخش قدیم شامل زیارتگاه حضرت زینب (ع) و مقام راس الحسین و سیده نفیسه نوه امام حسین (ع) و دانشگاه الازهر بوده و بخش جیزه شامل مراکز سیاحتی و باستانی اهرام ثلاثه و مجسمه ابوالهول با بیش 20 پل بر روی رود نیل می شود و همچنین می توان به شهرهای اسکندریه، اسوان، جیزه، فیوم ، پورت سعید ، سلوم، بردیا، سیدی برانی ، مطروح و العلمین اشاره کرد .

         کانال سوئز برای نخستین بار از سوی ایرانیان در مصــر کنده و راه‌اندازی شد .  در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره‌ای است که شبه جزیره سینا خوانده می‌شود و تا قبل از قرن نوزدهم به خاک مصر متصل بود . اما در سده بیستم کانالی حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا کرد و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می‌نمود .  نام آن ، کانال سوئز است که ۱۶۸ کیلومتر طول و 5/11 متر عمق و 198 متر در سطح پهناء دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا ،  آسیا و آفریقا است ، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

         94 % مردم مصــر مسلمان که از این تعداد 700 هزار تا یک میلیون نفر از شیعیان بوده ، حدود  1 % یهودی و نزدیک به 5 % جمعیت از مسیحیان قبطی هستند .


 
مختصری راجع به امارات متحده عربی
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ : توسط : بهروز سروش نیا

 

امارات متحده عربی

حکومت :امیرنشین متحده
مساحت : 82880 کیلومترمربع
جمعیت : 3440000  نفر  
رشدسالانه جمعیت : 56/1  درصد
پایتخت : ابوظبی
زبان :  عربی
دین : اسلام
واحد پول : درهم

         تسمیت این کشور بنام «امارات» از آنجاست که پس از تشکیل اتحادیه هفت امارت امیرنشین تأسیس شده‌است  که شامل : ابوظبی - عجمان - فجیره - دبی- شارجه - رأس الخیمه و ام القوین  است ، که در طول ساحل جنوبی خلیج فارس گسترده شده است که قسمت اعظم این کشو ر را در برگرفته ، کوهستان هاجر در شبه جزیره موسندام از ارتفاعا ت مهم امارات عربی به شمار می رود ، امارات از شمال و شمال غربی به خلیج فارس ، از جنوب و جنوب غربی به کشور عمان و عربستان ، از مغرب به دولت قطر و عربستان سعودی ، از مشرق به دریای عمان و خلیج عمان و دولت عمان محدود می شود ، میانگین دمای هوا در تابستان به 40 درجه سانتی گراد می رسد .

         جمعیت : بیشتر از کشور های چین 04/20 %  ، هند 94/16 %  ، ایران 08/1 % ، پاکستان ، بنگلادش ، سریلانکا ، فلیپین ، … بافت جمعیت بیشتر از کارگران ساختمانی و عمده هندی و بعد از آنها پاکستانی ها که کمی بیشتر از هندی ها کارهای شخصی دارند .در میان کشور های منطقه امارات با ۱۶ درصد و در میان صنایع و گروه های تجاری، ساختمان و املاک با ۱۵ درصد بالاترین میزان اخراج نیروی کار را داشته است. یک گزارش نشان می دهد که ۱۵ درصد شرکت های منطقه همچنان درصدند تا تعداد بیشتری از کارمندان خود را اخراج کنند، بحران اخیر اقتصادی تاثیرات زیادی بر روند تجاری کشورهای عربی حوزه خلیج فارس گذاشته و شرکت ها و سایت های متعددی این